بخش ۱۰
هوش مصنوعی: داستان دربارهی یک نابینا است که در شب تاریک با چراغی در دست و سبویی بر دوش به راه میرود. فردی فضول به او نزدیک میشود و میگوید که وجود چراغ برای نابینا چه فایدهای دارد، چون روز و شب برای او یکسان است. نابینا با خنده پاسخ میدهد که این چراغ برای او نیست، بلکه برای دیگران است تا به او نزدیک نشوند و سبویش را نشکنند. او به درک خود از وضعیتش اشاره میکند و نشان میدهد که گرچه نابینا است، اما از بیناها باهوشتر و آگاهتر است. بهنوعی، داستان به ارتباط بین بینایی و نادانی پرداخته و به اهمیت درک و خرد اشاره میکند.
نابینایی در شب تاریک چراغی در دست و سبویی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت: ای نادان روز و شب پیش تو یکسان است و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟
هوش مصنوعی: مرد نابینا در یک شب تاریک با چراغی در دست و سبویی بر دوش، در حال حرکت بود. فردی کنجکاو به او رسید و گفت: "ای احمق! روز و شب برای تو هیچ تفاوتی ندارد و روشنایی و تاریکی در نظرت یکسان است. پس این چراغ چه فایدهای دارد؟"
نابینا بخندید که این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است تا با من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.
هوش مصنوعی: نابینا لبخند بزن که این چراغ به خودی خود روشن نیست، بلکه برای افرادی مثل تو که کور و نادان هستند، روشن شده تا به من نزدیک نشوند و ظرف من را نشکنند.
حال نادان را ز نادان به نمی داند کسیگرچه در دانش فزون از بوعلی سینا بود
هوش مصنوعی: هیچکس حال فرد نادان را نمیفهمد، حتی اگر او در دانش و علم از بزرگانی چون بوعلی سینا هم بالاتر باشد.
طعن نابینا زدی ای دم ز بینایی زدهزانکه نابینا به کار خویشتن بینا بود
هوش مصنوعی: تو که خودت را بینا میدانی، با اشتباهاتت به نابینایی که در مسیر خودش است، طعنه زدی. در واقع، نابینای واقعی کسی است که درک درستی از وجود خود و دنیای اطرافش ندارد.