بخش ۱۴
هوش مصنوعی: جاحظ در این روایت به تجربهای خندهآور و خجلتآور اشاره میکند که روزی زنی او را به در دکان یک استاد ریختهگر میبرد. استاد به او میگوید که باید تمثالی از شیطان بسازد، اما جاحظ از این که شکل شیطان را نمیداند، متحیر میشود. او تصویر شیطان را با توصیف زن به زبان میآورد که نمیتوان صورت دیگری به جز خود او را به عنوان نمونهای از شیطان تصور کرد. این روایت به نوعی به زیبایی و ویژگیهای ظاهری زن اشاره دارد و نشاندهنده عدم توانایی جاحظ در تصور شکل شیطان است.
جاحظ گوید: هرگز خود را چنان خجل ندیدم که روزی مرا زنی بگرفت و به در دکان استاد ریخته گر برد که همچنین من متحیر شدم که آن چه بود؟ از آن استاد پرسیدم گفت: مرا فرموده بود که تمثالی بر صورت شیطان برای من بساز گفتم: نمی دانم که بر چه شکل می باید ساخت تو را آورد که بدین شکل!
هوش مصنوعی: جاحظ میگوید: هیچگاه به اندازهای که در آن روز خجالتزده شدم، خجالتزده نشده بودم. زنی مرا گرفت و به دکان یک استاد ریختهگر برد. آنجا به شدت متحیر شدم و از استاد پرسیدم که چه اتفاقی افتاده است. استاد به من گفت که یکی از افراد از او خواسته بود که تمثالی به شکل شیطان برای او بسازد و من نیز ندانستم که باید آن را به چه شکلی بسازم و به همین خاطر آن زن مرا به آنجا آورد.
بوالعجب روی و گونه ای داریکس بدین روی و گونه نتوان کرد
هوش مصنوعی: واقعاً چهره و چهرهای داری که هیچکس نمیتواند به این زیبایی داشته باشد.
بهر تصویر صورت شیطانجز رخت را نمونه نتوان کرد
هوش مصنوعی: برای نشان دادن چهره شیطان، هیچ الگویی جز خود او وجود ندارد.