بخش ۴۰
هوش مصنوعی: در این متن، طبیبی به گورستان میرود و به مردگان احترام میگذارد. او بیان میکند که از مردگان شرم دارد زیرا هر کس که نزد او آمده، از درمانش مرده است. شاعر به نقد پزشکی میپردازد و میگوید پزشکی که نتواند بیماران را درمان کند، باعث رنج و مرگ آنها میشود. او به طعنه میگوید که این پزشک حتی باعث رونق کار غسالها و کفنفروشان شده است. در نهایت، اشاره میکند که از درمانهای نادرست او ممکن است عوام او را نفرین کنند، که این نفرین به نوعی دعا برای بیماری است. متن به نقد وضعیت پزشکی و عواقب آن بر بیماران میپردازد.
طبیبی را دیدند که هرگاه به گورستان رسیدی ردا در سر کشیدی از سبب آنش سؤال کردند گفت: از مردگان این گورستان شرم می دارم، بر هر که می گذرم ضربت من خورده است و در هر که می نگرم از شربت من مرده است!
هوش مصنوعی: دکتری را دیدند که هر بار که به گورستان میرسید، ردایی بر سر میکشید. وقتی از او علت این کار را پرسیدند، گفت: من از مردگان این گورستان شرم دارم، زیرا بر روی هر کسی که رد میشوم، ضربهای زدهام و به هر کس که نگاه میکنم، او به خاطر نوشیدن داروهای من مرده است!
ای رای تو در علاج بیمار علیلبرآمدن مرگ قدوم تو دلیل
هوش مصنوعی: ای اندیشه تو، که درمان دردهای بیماران است، وقتی آمدن مرگ را نشان میدهد، خود نشانهای از حضور توست.
در کشور مات منت جان ستدنبرداشته ای ز گردن عزرائیل
هوش مصنوعی: در این سرزمین خراب و بیحالت، تو با جان خود، هر گونه درد و رنجی را تحمل کردهای و خود را از چنگال مرگ رهاندهای.
ای صنعت طب شکسته بازار از توهرچند بود به رنج بیمار از تو
هوش مصنوعی: ای علم پزشکی، اگرچه بیمارستانها و مداواهای تو با مشکلاتی مواجهاند، اما درد بیماران هم به خاطر توست.
المنة لله که عجب خوشنودندغسال و کفن فروش و حفار از تو
هوش مصنوعی: سپاس ویژهای به خدا که غسال، کفنفروش و حفار از تو به شدت راضی و خوشحال هستند.
یکی از حکما گفته است: طبیب ناقص وباست مر عامه را.
هوش مصنوعی: یکی از حکما بیان کرده است که پزشکانی که در کار خود کامل نیستند، تنها میتوانند به مردم عادی خدمت کنند.
ای که هستی ز طب ناقص خویشعامه خلق را به جای وبا
هوش مصنوعی: ای کسی که بر اساس ناتوانی خود، مردم را به جای بیماری دچار دردسر میکنی.
چه عجب گر کنند نفرینتهست نفرین تو دعای وبا
هوش مصنوعی: چه عجب اگر نفرین تو بهجای بدی، تبدیل به دعایی شود که وبا را از بین ببرد.