بخش ۴۵
هوش مصنوعی: شاعری قصیدهای به صاحب عباد ارائه میدهد که هر بیت آن از دیوانی جداگانه است. صاحب عباد این شعر را به طنز میگیرد و میگوید که این اشعار همچون شترانی هستند که اگر مهارشان را رها کنی، هر کدام به سمت گلهای دیگر میروند. او به شاعر میگوید که هیچ شاعری نمیتواند به شکلی منسجم و بهجا اشعار را جمعآوری کند و در نهایت، اگر هر شعر به جای خود برود، تنها کاغذ باقی خواهد ماند.
شاعری پیش صاحب عباد قصیده ای آورد، هر بیت از دیوانی و هر معنی زاده طبع سخندانی. صاحب گفت: از برای ما عجب قطار شتر آورده ای که اگر کسی مهارشان بگشاید هر یک به گله دیگر گراید!
هوش مصنوعی: شاعر یک قصیده به صاحب عباد ارائه کرد که هر بیت آن از دیوانی و هر معنی آن نتیجه ذوق شاعرانه بود. صاحب عباد گفت: تو واقعاً شگفتانگیز یک کاروان شتر برای ما آوردهای که اگر کسی افسارشان را loos کند، هر یک به سمت گلهای دیگر خواهد رفت!
همی گفتی به دعوی دی که باشدبه پیش شعر عذبم انگبین هیچ
هوش مصنوعی: تو همیشه میگفتی که دیروز در برابر شعر شیرین من، هیچ چیزی وجود ندارد.
ز هر جا جمع کردی چند بیتیبه دیوانت نبینم غیر ازین هیچ
هوش مصنوعی: از هر جا که حرف و شعرهایی را جمع کردهای، نمیتوانم غیر از این یک مورد را در دیوانت ببینم.
اگر هریک به جای خود رود بازبجز کاغذ نماند بر زمین هیچ
هوش مصنوعی: اگر هر چیز به جای خود برگردد، بر روی زمین چیزی جز کاغذ باقی نخواهد ماند.