غزل شمارهٔ ۲۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوع عشق و جدایی پرداخته است. او اظهار میدارد که اگر فردی بدون او به خوشی بپردازد، خوش باشد. همچنین او از یادآوری خود توسط دیگران ناخرسند است و آرزو میکند که یادش فراموش شود. شاعر نسبت به یاری که عشقش را به غیر تقسیم میکند، دلتنگی و غم عمیق دارد و امیدوار است که یاد او همواره در دلش باقی بماند. او همچنین به زشت بودن یادآوری دیگران از عشق در غیاب خود اشاره کرده و در نهایت، از غصه جدایی و اندوهی که در دل دارد سخن میگوید. در کل، شعر به غم و زیبایی عشق و درد جدایی اشاره دارد.
بی من و غیر اگر باده خورد نوشش بادیاد من گو نکند غیر فراموشش باد
هوش مصنوعی: اگر کسی بدون من و غیر من شراب بنوشد، نوش جانش باشد. بگوید که یاد من نمیکند، امیدوارم هیچگاه فراموشش نکند.
یار بیغیر که می در قدحش خون گرددخون من گر همه ریزد به قدح نوشش باد
هوش مصنوعی: اگر دوست بیغیرت من در جامش شراب بریزد، حتی اگر خون من هم به آن جام ریخته شود، برای من مهم نیست و آرزو میکنم نوش جانش باشد.
سرو اگر جلوه کند با تن عریان به چمنشرمی از جلوهٔ آن سرو قبا پوشش باد
هوش مصنوعی: اگر سرو در باغ با ظاهری عریان و بدون پوشش ظاهر شود، باد به خاطر زیبایی آن سرو از خود شرم میکند و نمیخواهد به آن نزدیک شود.
دوش میگفت که خونت شب دیگر ریزمامشب امید که یاد از سخن دوشش باد
هوش مصنوعی: شب گذشته کسی میگفت که خونت را در شب دیگری میریزم و امیدوارم که امشب یاد آن صحبتها در ذهنت باقی بماند.
ننگ یار است که یاد آرد از اغیار مدامنام این فرقهٔ بدنام فراموشش باد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که دوست یا یار، نباید دائما به یاد دیگران بیفتد و آنها را یاد کند. بهتر است که نام این گروه بدنام را فراموش کند و به آنها توجه نکند.
دل که خو کرده به اندوهِ فراقت همه عمر،با خیالت همه شب دست در آغوشش باد
هوش مصنوعی: دل که به خیال جدایی از تو عادت کرده و همیشه با اندوهِ فراق تو زندگی کرده است، همین که به یاد تو میافتد، در طول شب گویی در آغوش تو آرامش مییابد.
هاتف از جور تو دم مینزند لیک تو راشرمی از چشم پر آب و لب خاموشش باد
هوش مصنوعی: صدا از ظلم و ستم تو به گوش میرسد، اما تو باید از آن چشمان پرآب و لبهای خاموش شرمنده باشی.