غزل شمارهٔ ۸۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالتی از غم و ناامیدی است. شاعر از عزت و احترام خود میگوید که به خاطر کسی از بین رفته و به دلبستگیهای عاطفی اشاره میکند. او به این نکته مهم اشاره دارد که دین و دنیا و حتی جان خود را نیز برای دیگران فدا کرده، اما نتیجهای جز گرفتار شدن نداشته است. شاعر افراد ناامید را تشبیه میکند به دو بیمار که از درمان بینصیب ماندهاند. در انتها، او نصیحت میکند که از آزار دیگران پرهیز کنند و خود را از این درد و رنج دور نگهدارند.
من پس از عزّت و حرمت ، شدم ار خوارِ کَسی،کار دل بود که با دل نفتد کار کسی
هوش مصنوعی: وقتی که به عزت و احترامم آسیب رسید و برای کسی خوار شدم، این نتیجهی کار دلم بود، چرا که دل با کسی به راحتی کنار نمیآید.
دین و دنیا و دل و جان همه دادم چه کنموای بر حال کسی کوست گرفتار کسی
هوش مصنوعی: تمام وجودم را به خاطر دین و دنیا و احساساتم فدای دیگران کردهام. افسوس بر حال کسی که اسیر دیگران است.
ناامید است ز درمان دو بیمار طبیبچشم بیمار کسی و دل بیمار کسی
هوش مصنوعی: طبیب از اینکه بتواند دو بیمار را درمان کند ناامید است، زیرا یک بیمار دردش در چشمش است و دیگری در دلش.
آخر کار فروشند به هیچش این استسود آن کس که به جان است خریدار کسی
هوش مصنوعی: در پایان، کسی که به جانش ارزش میگذارد، در واقع هیچ چیز از فروشنده نمیگیرد؛ زیرا خریداری وجود دارد که روح و جانش را میفروشد.
هاتف این پند ز من بشنو و تا بتوانیبکش آزار کسان و مکن آزار کسی
هوش مصنوعی: این پیام را از من بشنو: به دیگران آزار نرسان و اگر میتوانی، خود را از اذیت کردن دیگران دور نگهدار.