تناجی
هاتف اصفهانی

قطعه شمارهٔ ۳

گفت فیاض خان والا شانخنجر آن خدیو نیکو نام
آن بود بحر و بحر بی پایاناین نهنگ و نهنگ خون آشام
باد آن را ز لطف حق دائمباد این را زیمن بخت مدام
خون بدخواه نامراد خضابسینهٔ خصم کج نهاد نیام