قطعه شمارهٔ ۴
هوش مصنوعی: این شعر میگوید که شاعر به فردی کممایه و بیارزش نمیخواهد به خاطر دشمنی یا کینهورزی حمله کند. او به شوخی و به قصد نشان دادن ناچیزی فرد، هجو میگوید و سعی دارد او را از گمنامی بیرون بیاورد. شاعر با این کار میخواهد توجهها را به سمت این فرد جلب کند، بدون اینکه قصد آزار یا دشمنی داشته باشد.
مجوش ای فرومایه گر من تو رابه شوخی گل هجو بر سر زدم
هوش مصنوعی: ای بیمقدار، تو زود ناراحت نشو اگر من به طور شوخی به تو انتقاد کردم.
تو را تا ز گمنامی آرم برونبه نام تو این سکه بر زر زدم
هوش مصنوعی: اینجا میگوید که من تو را از ناشناسی و گمنامی بیرون میآورم و برای شناساندن تو، این نام را بر سکه و طلا حک کردم.
نه از کین به روی تو تیغ آختمنه از دشمنی بر تو خنجر زدم
هوش مصنوعی: نه به خاطر دشمنی با تو بر سینهات ضربهای زدم، نه از سر کینه و غضب بر تو حمله کردم.
به طبع آزمایی هجا گفتمتپی امتحان تیغ بر خر زدم
هوش مصنوعی: من به خاطر آزمایش خودم، به تو هجا گفتم و برای آزمایش، بر خر زدم.