شمارهٔ ۲۸
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به مرگ جوانی به نام محمدعلی اشاره دارد. شاعر از غم و فراق او میگوید و حسرتی عمیق را به تصویر میکشد که چگونه گل خرم و زیبا در باغ زندگی پژمرده و به زمین افتاده است. شاعر به زیبایی و درخشش او مانند یک ستاره اشاره میکند که اکنون از دید پنهان شده و در جوانی زندگی را ترک کرده است. او همچنین از دلخستگی و اندوهی که به همراه دارد، سخن میگوید و در نهایت مینویسد که روح محمدعلی به سوی بهشت رفته است.
آه که از جور فلک شد به بادتازه گل خرم باغ جهان
هوش مصنوعی: افسوس که از ظلم روزگار، شکوفههای زیبا و خوشبوی باغ زندگی و جهان به باد رفته است.
آه که بر خاک هلاک اوفتادسرو سهی قامت این بوستان
هوش مصنوعی: آه که سرو بلند قامت این باغ بر زمین افتاد و نابود شد.
رفت محمدعلی آن تازه گلدر چمن دهر به باد خزان
هوش مصنوعی: محمدعلی مانند یک گل تازه در دنیای پر از سرناه که در فصل پاییز به باد رفته، از بین رفت.
حیف از آن گوهر یکتا که کردجا به دل خاک ازین خاکدان
هوش مصنوعی: حیف است از آن مروارید بینظیر که به خاطر این خاک، در دل زمین مدفون شد.
حیف از آن کوکب رخشان که ساختدور سپهرش ز نظرها نهان
هوش مصنوعی: نمیتوان به راحتی از زیبایی و درخشندگی یک ستارهای که در آسمان پنهان شده است، گذشت. این ستاره که زمانی درخشان و قابل دیدن بود، اکنون از نگاهها دور افتاده و این دلتنگی بابت فقدان آن زیبایی را به همراه دارد.
چون به جوانی ز جهان خرابگشت روان سوی ریاض جنان
هوش مصنوعی: هنگامی که به جوانی رسید و از این دنیا دلزده و خسته شد، به سوی باغهای بهشت روانه شد.
هاتف دلخسته که در ماتمشداشت شب و روز خروش و فغان
هوش مصنوعی: صدای دلشکستهای که در سوگ او، همیشه و در هر لحظه، ناله و فریاد میزند.
گفت به تاریخ که سوی جنانرفت محمدعلی نوجوان
هوش مصنوعی: محمدعلی نوجوان به سمت بهشت رفت که تاریخ این را روایت کرده است.