شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره رحلت میرزا مهدی است که به زیبایی و با احساس غم و اندوه از این حادثه پرداخته شده است. شاعر به فقدان میرزا مهدی اشاره میکند و نیکویی او را که مانند شمعی در محفل آل رسول بود بیان میکند. او از جدایی روح از بدن و حرکت به سوی عالم معنوی سخن میگوید و نشان میدهد که روح او به بالاترین مکانها رفته است. شاعر در انتها از حیرت خود درباره زمانه و سرنوشت میگوید و به انتقال میرزا مهدی به بزمگاه جنان اشاره میکند. در کلیت، شعر به تأسیس روح بزرگ او و تأثیر فقدانش بر دنیا اشاره دارد.
هزار حیف که از گلشن جهان آخرچو گل به باد خزان رفت میرزامهدی
هوش مصنوعی: بسیار افسوس که مانند گل در فصل پاییز، من نیز از باغ زندگی به دور شدم و از بهارهای خوشگذران فاصله گرفتم.
فروغ محفل آل رسول بود و دریغکه شمعسان ز میان رفت میرزامهدی
هوش مصنوعی: نور و روشنایی محفل اهل بیت پیامبر (ص) بود و افسوس که مانند شمع از میان رفت و از بین رفت.
ز الفت تن خاکی ملول شد جانشبه سوی عالم جان رفت میرزامهدی
هوش مصنوعی: به دلیل عشق و وابستگی به دنیا و جسم خاکی، روحش ناخوش و خسته شد و به سمت عالم معنوی و روحانی رفت.
هوای قصر جنان کرد از جهان خراببه آن خجسته مکان رفت میرزامهدی
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی زندگی در بهشت، از دنیای خراب و آشفته جدا شده و به آن مکان خوشبختی میرود.
به حیرتم چه شنید از فسانهٔ ایامکه خوش به خواب گران رفت میرزامهدی
هوش مصنوعی: من در شگفتم که روزگاران چه داستانهایی را شنیدند که در خواب سنگین، میرزا مهدی به آرامی کنار رفت.
غرض چو جانب عشر تسرای خلدبرینز بزم همنفسان رفت میرزامهدی
هوش مصنوعی: مقصود این است که وقتی به سمت جمعی از دوستان و همسالان میرویم، گویی به بهشتی میرسیم که مملو از خوشیها و لذتهاست.
رقم زد از پی تاریخ رحلتش هاتفبه بزمگاه جنان رفت میرزامهدی
هوش مصنوعی: هاتف، در جلوی مراسمی، خبر از وقوع حادثهای مهم میدهد و میگوید که میرزا مهدی به دنیای دیگر رفته است.