تناجی
ابوسعید ابوالخیر

رباعی شمارهٔ ۴۲

عشق آمد و گردِ فتنه بر جانم بیختعقلم شد و هوش رفت و دانش بگریخت
زین واقعه هیچ دوست دستم نگرفتجز دیده که هر چه داشت بر پایم ریخت