تناجی
ابوسعید ابوالخیر

رباعی شمارهٔ ۴۱۱

من دانگی و نیم داشتم حبه‌یْ کمدو کوزه نبید خریده‌ام پاره‌یْ کم
بر بربط ما نه زیر مانده‌ست و نه بمتا کی گویی قلندری وَغْم و غم