رباعی شمارهٔ ۴۶۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر بیان میکند که به خاطر چشم محبوبش، از یاد نرگس (نماد زیبایی) خودداری میکند و بدون لعل او (لبهایش) آرزوی زندگی ابدی را نیز ندارد. همچنین اگر خضر (نماد جاودانگی) به او آب حیات بدهد، از کافر بودن سخن میگوید و تأکید میکند که بدون محبوبش هیچگاه لب تر نخواهد کرد. در واقع، عشق و وجود محبوب برای او از هر چیزی مهمتر است.
با چشم تو یاد نرگسِ تر نکنمبیلعل تو آرزوی کوثر نکنم
هوش مصنوعی: با چشم تو، زیبایی را به یاد نرگس نمیآورم و بدون لعل تو، هرگز به آرزوی بهشت فکر نمیکنم.
گر خضر به من بی تو دهد آب حیاتکافر باشم که بی تو لب تر نکنم
هوش مصنوعی: اگر خضر به من آب حیات دهد و من را زنده کند، باز هم کافر خواهم بود چون بدون تو حتی یک جرعه آب هم نمینوشم.