رباعی شمارهٔ ۴۶۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درمان دردهایش با اندیشههای عادی سخن میگوید و تأکید میکند که در عشق، نباید تنها به آرزوها اکتفا کرد. او به محبوبش میگوید که اگر او طلب جان کند، برای عشقاش نمیتواند به فکر جان برای خود باشد. در واقع، شاعر از عمق عشق و فدای خود برای محبوب سخن میگوید.
با درد تو اندیشهٔ درمان نکنمبا زلف تو آرزوی ایمان نکنم
هوش مصنوعی: با وجود درد تو، به فکر پیدا کردن درمان نیستم و با موهای تو، حتی آرزوی ایمان هم نمیکنم.
جانا تو اگر جان طلبی خوش باشداندیشهٔ جان برای جانان نکنم
هوش مصنوعی: اگر تو زندگیام را بخواهی، فکر کردن به مسائل جان را برای کسی که دوستش دارم، نخواهم کرد.