رباعی شمارهٔ ۵۷۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عمق احساساتش نسبت به غم معشوق اشاره میکند. او میگوید که غم معشوق بهقدری شدید است که نه تنها برای خود او بلکه برای دیگران نیز قابل درک نیست. شاعر از تصمیم خود برای تحمل غم معشوق و نوشیدن آن صحبت میکند، بهطوریکه پس از او هیچ غمی باقی نماند.
از دیدهٔ سنگ خون چکاند غم توبیگانه و آشنا نداند غم تو
هوش مصنوعی: دیدهٔ سنگی به خاطر غم تو اشک نمیریزد و کسی، چه غریبه و چه آشنا، نمیتواند غم تو را درک کند.
دم درکشم و غمت همه نوش کنمتا از پس من به کس نماند غم تو
هوش مصنوعی: به محض اینکه به در بیایم و تو را در یاد داشته باشم، غم تو را مینوشم تا بعد از من هیچکس غم تو را احساس نکند.