تکه ۳۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و نازکی بادی اشاره میکند که از سرزمین یمن میوزد و یادآور عشق او به معشوقش است. او هر شب نگران است که آیا معشوقش خواهد آمد یا نه، و تلاش میکند نام او را از دیگران پنهان کند، زیرا نمیخواهد نام عشقش در جمع دیگران بر سر زبانها بیفتد. در هر گفتوگویش، نام معشوقش نخستین چیزی است که بر زبانش جاری میشود.
نی نی ز ختن باد چنان خوش نوزد هیچکآن باد همی از بر معشوق من آید
هوش مصنوعی: باد ختن به طرز خوشی میوزد، اما هیچ چیز نمیتواند با نواختن خود همراهی کند؛ زیرا این باد از کنار معشوق من عبور میکند.
هر شب نگرانم به یمن تا تو بر آییزیرا که سهیلی و سهیل از یمن آید
هوش مصنوعی: هر شب نگرانم تا تو به ما برسی، چون سهیل که از یمن میآید.
کوشم که بپوشم صنما نام تو از خلقتا نام تو کم در دهن انجمن آید
هوش مصنوعی: من تلاش میکنم تا نام تو را از دیگران پنهان کنم تا نامت کمتر در جمع و مجالس بیان شود.
با هر که سخن گویم اگر خواهم و گر نیاول سخنم نام تو اندر دهن آید
هوش مصنوعی: هر کس که با او صحبت کنم، چه بخواهم و چه نخواهم، در ابتدا اسم تو بر زبانم میآید.