شمارهٔ ۳ - فخریه
هوش مصنوعی: این شعر درباره بهار و تجدید حیات است. خیاط باد صبا به باغ میآید و با زیبایی خود گلها را زینت میدهد. او لباسهای رنگارنگی برای گلها و بچههای باغ میدوزد و بازیچههایی برای آنها میآورد. اما ناگهان ابر تیرهای که به طوفان شباهت دارد، میخواهد این زیباییها را برباید. باد صبا با خشم به او حمله میکند و صدای نالهاش به گوش میرسد، در حالی که مکانهای مختلف ایران در آشفتگی و بیعدالتی به سر میبرند.
شاعر از زحمات خود در زمینه سیاست و جنگ برای وطن میگوید و از دوستداران وطن درخواست میکند توانا و متعهد به وطن باشند. او همچنین به عیبجویی حسودان اشاره میکند، کسانی که به دنبال تخریب دیگران هستند. شاعر به اهمیت نثر و شعر و ویژگیهای مخصوص هر کدام میپردازد و تحلیلی از وضعیت ادبیات و زبان فارسی ارائه میدهد. اشاره به دشمنی حسودان و افتراهایی که باعث بیاعتباری و بیدقتی در شناخت خوب و بد میشود نیز در این متن وجود دارد. در پایان، شاعر آرزو دارد که وطنش در سایه عدالت و در کنار پادشاهی برای همیشه سرزنده و شکوفا باشد.
دگر باره خیاط باد صبابر اندام گل دوخت رنگین قبا
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی دوباره به زیبایی گل لباس رنگارنگی پوشانده است.
بسی حله آورد و ببرید و دوختبه نوروز، خیاط باد صبا
هوش مصنوعی: خیاطی که به نسیم صبحگاهی مشغول کار است، بسیار پارچه تهیه کرد و برش زد و دوخت و در عید نوروز به بازار آورد.
یکی را به بر ارغوانی سلبیکی را به تن خسروانی ردا
هوش مصنوعی: یک نفر به خود لباس ارغوانی پوشیده است و دیگری رداهایی به رنگ خسروانی به تن دارد.
ز اصحاب بستان که یکسر بدندبرهنه تن و مفلس و بینوا
هوش مصنوعی: از دوستان باغ بهشتی که کاملاً عریان و بیپول و تهیدست بودند.
به دست یکی بست زیبا نگاربه پای یکی بست رنگین حنا
هوش مصنوعی: زیبا دختری یکی را به دست خود زینت داده و به پای دیگری حنا با رنگهای زیبا بسته است.
بیاراست بر پیکر سروبنیکی سبز کسوت ز سر تا به پا
هوش مصنوعی: یکی از درختان سرسبز و کهنسال را بر تن سروبن آراستهاند، از سر تا پا.
برافکند بر دوش بید نگونز پیروزه درّاعهای پربها
هوش مصنوعی: بر دوش بید، شکوهی از یک گوهر گرانبها و ارزشمند قرار گرفته است که نشان از زیبایی و قدرت دارد.
بسی ساخت بازیچه و پخش کردبه اطفال باغ از گل و از گیا
هوش مصنوعی: بسیاری از اسباب بازیها را درست کرد و آنها را در باغ به بچهها داد تا بازی کنند، از گلها و گیاهان استفاده کرد.
به دست یکی پیکری خوبچهربه چنگ یکی لعبتی خوشلقا
هوش مصنوعی: یک موجود زیبا و خوشچهره در دست کسی قرار دارد و یک دختر خوشچهر نیز به دامان کسی دیگر افتاده است.
یکی بسته شکلی به رخ بلعجبیکی هشته تاجی به سر خوشنما
هوش مصنوعی: یک نفر که سیمای زیبایی دارد، شگفتانگیز و جذاب است و دیگری که با افتخاری خاص، تاجی زیبا بر سر گذاشته است.
یکی را به بر طرفهای مشگبیزیکی را به کف حلقهای عطرسا
هوش مصنوعی: یکی در آغوش دیگری بوی خوشی دارد و دیگری در دستانش حلقهای معطر.
پس آنگه بسی عقد گوهر ز همگسست و پراکندشان بر هوا
هوش مصنوعی: سپس بسیاری از گوهرها و جواهرات از هم جدا شدند و در فضا پخش گشتند.
درخت شکوفه ده انگشت خویشفراپیش کرد و ربود آن عطا
هوش مصنوعی: درخت با ده شاخهاش شکوفهها را به جلو آورد و آن نعمت را برداشت.
سیه ابر توفنده کز جیش دیجدا مانده در کوه جفت عنا
هوش مصنوعی: ابرهای سیاهی که با تندبادی در حال حرکت هستند، از بلایای طبیعی که از دی (بهمن) جدا شدهاند، بر فراز کوه در حال شکلگیری هستند.
بر آن شد که آید به یغمای باغبتاراجد آن ایزدی حلهها
هوش مصنوعی: بر آن شد که به سرقت باغ بشتابد، در حالی که آن ایزد زیبا، لباسهای گرانبها بر تن دارد.
برآمد خروشنده از کوهساربپیچید از خشم چون اژدها
هوش مصنوعی: از کوهسار صدای بلندی بلند شد که به خاطر خشم، مانند اژدهایی پیچید و انعکاس پیدا کرد.
که ناگاه باد صبا دررسیدزدش چند سیلی همی بر قفا
هوش مصنوعی: ناگهان نسیم خوشی وزیدن گرفت و چندین بار بر او ضربهای زد.
بنالید از آن درد ابر سیاهشد آفاق از نالهاش پرصدا
هوش مصنوعی: از درد خود شکایت کنید، زیرا آسمانها به خاطر ناله شما پر از صدای غمانگیز شدهاند.
تو گفتی سیه بندهای کرده جرمدهد خواجه اکنون مر او را جزا
هوش مصنوعی: تو گفتی که یک بنده سیاهپوست جرمی کرده است. حالا آقا برای او جزا (پاداش یا مجازات) تعیین کرده است.
ببارد ز مژگان سرشک آنچنانکزان تر شود باغ و صحن سرا
هوش مصنوعی: چشمان او آنچنان گریه میکند که باعث شکوفایی و سرسبزی باغ و حیاط میشود.
گه از خشم دندان نماید همیبتابد ز دندانش نور و ضیا
هوش مصنوعی: گاه زمانی که خشمگین میشود، از دهانش نوری درخشان و زیبا تابیده میشود.
ببالد چمن زان خروش و غریوبخندد سمن زان فغان و بکا
هوش مصنوعی: چمن به خاطر صدای بلند و هیاهو شکوفا میشود و سمن به دلیل ناله و گریه لبخند میزند.
جنان کز خروشیدن کوس رزمبخندد همی لشکر پادشا
هوش مصنوعی: بهشت آنقدر خوشحال و شاداب است که با صدای طبل جنگ و شور و هیجان ارتش شاه، به شادی میپردازد.
نگه کن به ایران ز ده سال پیشز آشوب و غوغا و قحط و غلا
هوش مصنوعی: به ایران نگاه کن و ببین که در ده سال گذشته چه مشکلاتی مانند آشوب، بلوا، قحطی و کمبود کالاها وجود داشته است.
خزینه تهیتر ز مغز وزیرذخیره تهیتر از آن هر دوتا
هوش مصنوعی: ذخیرهگاه خالیتر از مغز وزیر، و ذخیرهاش نیز از آن حتی خالیتر است.
ادارات، ویرانه و بیحقوقسپاهی، برهنه تن و بینوا
هوش مصنوعی: سازمانها و ادارات در حال نابودی هستند و سپاهیان که بیحقوق و بدون پوشش هستند، در وضعیت سخت و ناگواری قرار دارند.
سر ماه، دولت به دریوزگیشده بر در اجنبی چون گدا
هوش مصنوعی: در اوج خوشبختی و موفقیت، حالت به گونهای است که مانند گدایان در برابر اجنبیها درخواست کمک میکنی.
روان هر طرف جیش بیگانگانبه یغمای این ملک داده صلا
هوش مصنوعی: در هر گوشهای صدای ناهنجاری از بیگانگان به گوش میرسد که به تاراج این سرزمین میپردازند.
به هر گوشهای ظالمی مقتدربه هر دستهای مفسدی مقتدا
هوش مصنوعی: در هر نقطهای از دنیا، کسانی هستند که قدرت را به ستمگری خود اختصاص دادهاند و در هر گروهی، افرادی وجود دارند که فساد را رهبری میکنند.
شنیده خردمند هر بامدادز نابخردان تهمت و ناسزا
هوش مصنوعی: خردمند هر روز صبح از نابخردان حُکم و لعن و تنقید میشنود.
ز مردم کشان خون مردم هدرز غارتگران مال ملت هبا
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برخی افراد، به دلیل رفتارهای نادرست و فرصتطلبانه، خون مردم را به هدر میدهند و ثروت ملت را به نابودی میکشند. به عبارتی، این افراد به خاطر طمع و فساد، حقوق و منابع دیگران را ضایع میکنند.
شده ملک گیلان و مازندرانبه تاراج بیگانه و آشنا
هوش مصنوعی: ملک گیلان و مازندران به دست افراد بیگانه و آشنا دچار غارت و ویرانی شده است.
به هر برزن و کوی گرد آمدهپی مفسدت لشگری ز اشقیا
هوش مصنوعی: در هر خیابان و کوچه، گروهی از آشفتگان و کسانی که مشکلاتی به وجود آوردهاند، جمع شدهاند.
بهشهر ری اندر به هر یک دو ماهشده چند بیچاره فرمانروا
هوش مصنوعی: در شهر ری، هر دو ماه یک بار، چندین فرمانروا بیچاره و ناتوان بر مسند قدرت مینشینند.
وطندوستان سر ز خجلت به زیرولی سفگان گرم چون و چرا
هوش مصنوعی: دوستان وطن از شرم سرشان را پایین انداختند، اما در این بین افرادی که انتقاد میکنند، با شور و هیجان به بحث و جدل مشغولند.
درین حالت زار ناگه ز غیببرآمد یکی دست زورآزما
هوش مصنوعی: در این وضعیت غمانگیز، ناگهان از جایی نامشخص، دست قوی و قدرتمندی ظاهر شد.
نجنبید از هیبتش آب از آبلهیب فتن سرد شد جابجا
هوش مصنوعی: با دیدن شکوه و قدرت او، همه چیز به کلی تغییر کرد و حتی آتش فتنهها نیز خاموش شد و در سکوت قرار گرفت.
تو بودی که در جنگ خونین رشتسپر ساختی تن به تیر بلا
هوش مصنوعی: تو بودی که در نبردی سخت و خونین در رشت، از خود دفاع کردی و با تحمل سختیها، مقابل مشکلات ایستادگی کردی.
تو بودی که کردی به رزم جنوببه دربا و صحرا تن خود فدا
هوش مصنوعی: تو بودی که در میدان جنگ جنوب، جان خود را برای دریا و بیابان فدای کردی.
تو بودی که گرگان ز نیروی توتهی شد ز یک گله گرگ دغا
هوش مصنوعی: تو باعث شدی که گرگان، یعنی گرگهای بزرگ و قدرتمند، به خاطر نیروی تو خالی و ضعیف شوند، و این نتیجهٔ یک دسته گرگ نیرومند است که تو را در ضعف خود دیدند.
توبودی کز آن پست و تیره مغاکرساندی وطن را به اوج علا
هوش مصنوعی: تو بودی که با وجود خود، سرزمین را از مکانهای پایین و تاریک به بالاترین نقاط و درجات هدایت کردی.
همیدون به شرح هنرهای توزبان رهی قاصر است از ثنا
هوش مصنوعی: همه میدانند که تو چه هنرهای بینظیری داری، اما زبان من از توصیف و ستایش آنها ناتوان است.
مگر وام خواهم ز تیمورتاشزبانی فصیح و بیانی رسا
هوش مصنوعی: آیا من باید از تیمورتاش درخواست کنم که زبانی شیرین و بیان واضحی به من بدهد؟
هم ازکلک او مایه خواهم همیمگر کلک او مایه بخشد مرا
هوش مصنوعی: من از قلم او بهره خواهم برد، اما آیا قلم او به من چیزی میدهد؟
پس آنگه زصد دفتر مدح توتوانم مگر کرد سطری ادا
هوش مصنوعی: پس از آن امکان دارد که از صد دفتر در مدح و ستایشت، حتی یک سطر را بتوانم به خوبی بنویسم.
دریغا جدا ماندم از مهر شاهز بس گفت دشمن بدم در قفا
هوش مصنوعی: نمیدانم چه برم، همین که از محبت پادشاه دور شدم، غمگینم. به خاطر اینکه دشمنان غیبت بدی از من کردهاند و باعث این جدایی شدهاند.
چو من نیکخواهی کم آید بهدستسخن گستر و ثابت و باوفا
هوش مصنوعی: وقتی که من انسان نیکخواهی هستم، افراد وفادار و با صداقت کم و محدود میشوند و کمتر به چشم میآیند.
نروبیده اندر دلش بیخ آزنخشکیده در چشمش آب حیا
هوش مصنوعی: در دل او آتش عشق وجود دارد و در چشمانش لطافت و حیا نمایان است.
وطنخواه و بیدار و باتجربتنوبسنده و ناطق و پارسا
هوش مصنوعی: نویسندهای که وطندوست، آگاه و باتجربه است، سخنرانی توانا و فردی پرهیزکار است.
به کار سیاست صدیق و دلیرگریزان ز زرق و فریب و ربا
هوش مصنوعی: شخصی که در سیاست صداقت و شجاعت دارد، از فریبکاری و طمع ورزی دوری میکند و از زرق و برق دنیا کنارهگیری مینماید.
برون ز اختصاصی که دارم به شعرببستم زٍ هر علم طرفی جدا
هوش مصنوعی: در خارج از محدودیتی که در شعر دارم، خود را از هر علمی جدا کردهام.
ز اصل لغات و ز اصل خطوطز اصل ملل کامدند ازکجا
هوش مصنوعی: از ریشه واژهها و خطوط و اقوام مختلف، از کجا آمدهاند و به کجا رسیدهاند؟
ز پیدایش خاک و استارگانز حیوان و انسان و آب و گیا
هوش مصنوعی: این بیت به وجود آمدن زمین، ستارهها، حیوانات، انسانها، آب و گیاهان اشاره دارد. به بیان دیگر، در آن به تنوع و گوناگونی مخلوقات و عناصر طبیعی اشاره شده و نقش هر یک در عالم هستی مورد توجه قرار گرفته است.
زگفتار داروبن و سر حیواهز تبدیل و از نشو و از ارتقا
هوش مصنوعی: از سخنان داروبن و سر حیوان، میتوان به تغییر، رشد و ترقی پی برد.
ز تصنیف الحان و از صرف و نحوز تشریح و تاریخ و جغرافیا
هوش مصنوعی: از آهنگها و نغمهها و همچنین از اصول و قواعد زبان، از تفسیر و توضیح و همچنین از تاریخ و جغرافیا.
فزون زین هنرها که از هر یکشمرا خاست خصمی پلید و دغا
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که از هر یک از هنری که دارم، دشمنی زشت و حقهباز به وجود آمده است. این نشان میدهد که هر چه مهارت بیشتری داشته باشم، بیشتر ممکن است با دشمنی و بدخواهی مواجه شوم.
مرا این هنرها ز درگاه توجداساختای شاه کشورگشا
هوش مصنوعی: این مهارتها و تواناییها مرا از درگاه تو دور کرده است، ای پادشاهی که سرزمینها را فتح میکنی.
چه غم گر بمیرم به کام حسودکه ماند پس از من ز من شعرها
هوش مصنوعی: چه نگرانیای دارم اگر بر اثر حسادت بمیرم، زیرا بعد از من شعرهایم از من باقی میمانند.
همه پخته مانند سیم ردههمه سخته مانند زر طلا
هوش مصنوعی: همه افراد در زندگی به کمال و پختگی دست یافتهاند، اما برخی هم به خاطر مشکلات و چالشها، آسیبدیده و زخمخورده هستند.
گر از شعر شاید که پوشش کنندبپوشد زمانه ز شعرم کسا
هوش مصنوعی: اگر دیگران بخواهند از شعر من استفاده کنند و آن را بپوشانند، زمانه خود به خود آن را به زینت میآراید.
حسودان ما هم بمیرند نیزمنزه شود دستگاه قضا
هوش مصنوعی: اگر حسودان ما هم بمیرید، باز هم دستگاه قضا پاک و بیعیب خواهد ماند.
قضاوت ز روی عدالت شودنه از روی بیداد وبخل و جفا
هوش مصنوعی: قضاوت باید بر اساس انصاف و عدالت باشد، نه بر اساس ظلم، خساست و بیرحمی.
سخنهای ما خود ز دل خاسته استدر آن نیست یکذره ریو و ریا
هوش مصنوعی: سخنانی که ما میزنیم، از دل ما برخاسته و در آن هیچگونه فریبکاری یا نیرنگی وجود ندارد.
به نیک و بدکار ما پی برندپس از ما، چو خوانند اشعار ما
هوش مصنوعی: بعد از ما، خوب و بد ما را خواهند شناخت، زمانی که اشعار ما را بخوانند.
بر آنم که شعرم نگوید دروغوگر چندگوبد سخن در قفا
هوش مصنوعی: من میخواهم شعری بگویم که دروغ نگوید، حتی اگر دربارهاش حرف و حدیثهایی در پسزمینه وجود داشته باشد.
بوبژه که در شعرم اغراق نیستصریح است و پاکیزه و جانفزا
هوش مصنوعی: این شعر به وضوح و به طرز شفاف احساسات و زیباییهایش را بیان میکند و در آن هیچ گونه زیادهگویی وجود ندارد. این احساسات خالص و زنده هستند.
به لفظ ار به کس اقتفا کردهامبه معنی نکردم به کس اقتفا
هوش مصنوعی: اگر من به کسی در ظاهر کلامش تکیه کردهام، به معنای واقعی به او وابسته نشدهام.
تنحل نکردم به شعر اندروننسازد به دریوزه اهل غنا
هوش مصنوعی: من به شعر روی نیاوردم، زیرا دل من راضی به همنشینی با اهل مقام و ثروت نیست.
تتبع بسی کردهام لاجرمتوارد اگر شد تفضل نما
هوش مصنوعی: من تحقیقات زیادی کردهام، بنابراین اگر فرصتی پیش آمد، لطفاً از من دریغ نکنید.
بلای توارد بلایی است صعببه یزدان گریزم من از این بلا
هوش مصنوعی: مصیبت ناشی از تکرار بلاها بسیار سخت و دشوار است، به همین دلیل من از این مشکلات به خداوند پناه میبرم.
ببین دفتر فرخی و سروشکه مصراعها نیست از هم جدا
هوش مصنوعی: به آثار فرخی و سروش نگاه کن که شعرهایشان آنقدر به هم پیوسته و یکپارچه است که مصراعها گویای جدایی و فاصله نیستند.
من اینسان توارد ندارم به شعرکه نبود مرا حافظه بیوفا
هوش مصنوعی: من قدرت و استعدادی در شعر سرایی ندارم، زیرا حافظهام قابل اعتماد نیست و به من خیانت میکند.
مرا عیب کردند در سبک نظمکه این باستانی سخن تاکجا
هوش مصنوعی: مرا به خاطر سبک نظم خاصم مورد انتقاد قرار دادند و گفتند که این نوع گفتار کهن و قدیمی است، تا کجا ادامه دارد.
همم عیب کردند درکار نثرکه این شیوه ی تازه باری چرا
هوش مصنوعی: همه در مورد نثر انتقاد کردند که چرا این روش جدیدی به وجود آمده است.
ندانند کان باستانی سخنکلیدیاستدرفضل ،مشگل گشا
هوش مصنوعی: کساني که نمیدانند، به این نکته پی نمیبرند که این سخن کهن، یک کلید مهم در علم و دانش است که میتواند به حل مشکلات کمک کند.
زبان را نگه دارد از انحطاطسخن را نگه دارد از انحنا
هوش مصنوعی: زبان را از افت و زوال محافظت کن و سخن را از کجروی و انحراف دور نگهدار.
ولی نثر پیشین چنان ابتر استکه مقصود را کرد نتوان ادا
هوش مصنوعی: نثر قبلی به قدری ناقص و ناتمام است که نمیتواند هدف و منظور را به خوبی منتقل کند.
هماننظم، خاص است و نثر است عامنداند کس ار شعر، باشد روا
هوش مصنوعی: شعر دارای قاعده و نظم خاصی است که آن را از نثر متمایز میکند و کسی نمیتواند بهراحتی شعر را با نثر یکی بداند، زیرا هرکدام ویژگیهای خاص خود را دارند.
ولی نثر را گر ندانند خلقابا معرفت کی شوند آشنا
هوش مصنوعی: اگر مردم ندانند که نثر چیست، چگونه میتوانند با علم و معرفت آشنا شوند؟
در ایران به تازی نبشتند نثرکه در نثر تازی فراخ است جا
هوش مصنوعی: در ایران، به زبان عربی نثر نوشته شده است زیرا در نثر عربی فضای بیشتری برای بیان مطالب وجود دارد.
به نثر اعتنایی نبوده است پیشکه بوده است افزون به شعر اعتنا
هوش مصنوعی: در گذشته کسی به نثر اهمیت چندانی نمیداد، زیرا شعر از محبوبیت و توجه بیشتری برخوردار بود.
بود سخت، بنیان نظم دریز آرایش و لون و برگ و نوا
هوش مصنوعی: در تلاش برای زیبایی و نظم، دریایی پر از رنگ، برگ و آهنگ ایجاد شده است.
ولی نثر تازی ز نثر دگربسی بیش دارد جمال و بها
هوش مصنوعی: نثر عربی از سایر نثرها زیبایی و ارزش بیشتری دارد.
بجز چند دفتر ز پیشینیانکه تقلید از آنان بود نابجا
هوش مصنوعی: به جز چند کتاب از نویسندگان گذشته که به طرز نادرستی از آنها تقلید شده است، بقیه آثار جدید و اصیل هستند.
نشان ده اگر هست نثری تمامکه بر جای پایش توان هشت پا
هوش مصنوعی: اگر هنری وجود دارد که بایستی به نمایش گذاشته شود، باید به نحوی باشد که درخشش و اهمیت آن به قدری باشد که حتی بهترینها نیز نتوانند از آن عبور کنند.
ازبرا به نثر نوبن تاختمکز آن حاجت قوم گردد روا
هوش مصنوعی: من از نثر نوینی استفاده میکنم تا نیازهای مردم برطرف شود.
گر این طرز تحریر بودی گزافنراندی بر آن هرکسی مرحبا
هوش مصنوعی: اگر این شیوه نوشتن بیهوده نبود، هر کسی با کمال احترام درود میفرستاد.
نکردی به هر مغز چون مل اثرندادی به هر بزم چون گل صفا
هوش مصنوعی: تو به هر عقل و اندیشهای تأثیر نگذاشتی، همانطور که در هر میهمانی، چون گل، صفا و زیبایی نیاوردی.
هرآن چیز کان را پسندند خلقسراسر صوابست و جز آن، خطا
هوش مصنوعی: هر چیزی که مردم دوست دارند، از لحاظ صحیح و درست بودن پذیرفته شده است و هر آنچه که مورد پسند نیست، نادرست و خطا به شمار میآید.
دربغا که خیره است چشم حسودنبیند به جز عیب خلق خدا
هوش مصنوعی: چشم حسود فقط عیوب مردم را میبیند و نمیتواند خوبیها و زیباییهای آنها را ببیند.
گرت صد هنر باشد و عیب یکصدت عیب گیرد حسود دغا
هوش مصنوعی: اگر تو صد هنر داشته باشی، فقط یک عیب تو را حسودان سرزنش میکنند و به آن عیب توجه میکنند.
حسودان به پیغمبر هاشمیببستند از اینگونه بس افترا
هوش مصنوعی: حسودان به پیامبر هاشمی تهمتها زدند و از این قبیل افتراءها کردند.
که شعر استقرآن و بیمعنیستالف لام میم و الف لام را
هوش مصنوعی: شعر مانند قرآن است و الف لام میم و الف لام هیچ معنایی ندارد.
چو گرک حسد مصطفی را گزیدتو گوبی که آهو نگیرد مرا؟!
هوش مصنوعی: وقتی که گرگ حسود به پیامبر حمله کرد، آیا تو میگویی که آهو نمیتواند مرا بگیرد؟
الا تا گلستان به فصل بهارچو روی نکوبان شود دل گشا
هوش مصنوعی: بهار که میرسد و گلها در گلستان میشکفند، چهره زیبای طبیعت دلها را شاد و خوشحال میکند.
سرت سبز باد و تنت زورمندتو را دولت و دولتت را بقا
هوش مصنوعی: سر تو همیشه سرسبز باشد و بدن تو نیرومند. برای تو خوشبختی و ماندگاری آن خوشبختی را آرزو میکنم.
وطن باد در سایهٔ عدل توبرومند و بالنده و باصفا
هوش مصنوعی: کشورم در سایهٔ عدل و انصاف تو پر رونق و شکوفا و زیبا خواهد بود.