شمارهٔ ۱۶ - در تهنیت عید قربان و مدح والی خراسان
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عید قربان اشاره کرده و از محبت و فدای جان محبوب خود صحبت میکند. او میگوید که آماده است تا جان خود را فدای محبوب کند و در این مسیر، زنده و جاویدان بماند. زیبایی محبوبش را نشانههایی از کفر و ایمان میداند و بر این باور است که هیچ حیلهای در محبت با دوستان کارساز نیست. شاعر به عهد و پیمان شکستهی محبوب اشاره کرده و از بیپروایی او در قبال ستمها میپردازد. او همچنین به احترام و مقام رکنالدوله و نامهای بزرگ تاریخ مانند افریدون و جم اشاره کرده و میگوید که زیبایی و بزرگی محبوبش بیشتر از اینها خواهد بود. در نهایت، به آینده و عظمت محبوب اشاره دارد که فر و حشمتش بیشتر خواهد شد.
عید قربان آمد ای جان جهان قربان تو راجلوهای کن تا شود جانها فدای جان تو را
هوش مصنوعی: عید قربان فرارسیده است، ای محبوب من. برای تو نمایشی به نمایش بگذار تا جانها فدای جان تو شود.
من شوم قربان تو را تا زنده مانم جاودانزنده ماند جاودان آنکو شود قربان تو را
هوش مصنوعی: من برای تو فدا میشوم تا همیشه زنده بمانم، و آن کسی که برای تو فدا شود، همیشه زنده خواهد ماند.
زلف ورخسارت نشان ازکفر و ازایمان دهندزین قبل فرمان رسد برکفر و بر ایمان تو را
هوش مصنوعی: موهای سیاه و چهره زیبایت دلیلی بر کفر و ایمان است. از این رو، فرمانی به تو میرسد که بر اساس کفر و ایمان تو صادر میشود.
حیله و دستان مکن در دلبری با دوستانزانکهخود بخشند دل، بیحیله ودستان تو را
هوش مصنوعی: در عشق و دوستی، نباید از ترفندها و فریبکاریها استفاده کنی، زیرا دوستان واقعی خودشان با یک دل و بدون نیاز به حیله، عشق و محبتشان را نثار تو میکنند.
گرچه با من عهد و پیمان بستی اندر دوستیپایداری نیست برآن عهد و آن پیمان تو را
هوش مصنوعی: هرچند که تو با من قرار و دوستی داشتی، اما در این دوستی وفای به عهد و پیمان تو وجود ندارد.
عهد بشکستی و بگشودی در جور و ستمنیست گوئی بیمی از شاهنشه ایران تو را
هوش مصنوعی: تو نسبت به عهد و پیمانی که بستهای، وفادار نبودی و در ظلم و ستمی که میکنی، گویی ترسی از پادشاه ایران نداری.
انکز آغازشهی باملک خویشاین وعدهداد:آمدم من تا کنم یکباره آبادان تو را
هوش مصنوعی: من در آغاز سلطنت و با قدرت خود، به تو وعده میدهم که به زودی میآیم تا به یکباره تو را آباد کنم.
داد رکنالدوله را منشور ملکشرق وگفتای خراسان کردم از این ره قوی ارکان تو را
هوش مصنوعی: رکنالدوله، نامهای بهعنوان دستور و فرمان به ملکشرق دریافت کرد و به او گفت: «ای خراسان، من بر اساس این نامه، به تو قدرت و استحکامی میبخشم.»
ای خدیو شرق ای سر خیل ابناء ملوکوی که شه بگزیده از امثال و از اقران تو را
هوش مصنوعی: ای سرور شرق و فرمانده جمعی از فرزندان شاهان، تو که از میان همنظیران و همسنخهای خود برگزیده شدهای.
کس نکوهش کرد نتواند مراگاه سخنگویم ار خاقان بن خاقان بن خاقان تو را
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند مرا سرزنش کند، حتی اگر به بزرگترین پادشاهان نیز نسبت دهی. من در هر حال میتوانم سخن بگویم.
نیز از من کس نتاند خواست برهان و دلیلخوانم ار سلطان بن سلطان بن سلطان تو را
هوش مصنوعی: هیچکس از من نتوانسته است که برهان و دلیلی بخواهد، حتی اگر تو فرزند سلطانهایی باشی.
از بنیالخاقان کنون یزدان تو را برترکشیدباش تا از جمله گیتی برکشد یزدان تو را
هوش مصنوعی: یزدان تو را از میان نسل پادشاهان بالا برده است، تا در میان جهانیان تو را برتر سازد.
مر تو راکس نیست مدحتخوان به گیتی چون بهارگرچهاکنون جمله گیتی کشته مدحتخوان تو را
هوش مصنوعی: تو را کس نیست که در این دنیا تو را ستایش کند، مثل بهار که اکنون همهی دنیا در غم و اندوه است؛ اما تو همچنان مورد ستایش هستی.
تا همی باشد به گیتی نام از افریدون و جمباد فر و حشمت افزونتر ازاین و آن تو را
هوش مصنوعی: تا زمانی که نام افریدون و جم در دنیا باقی است، تو نیز باید فر و شکوهی بیشتر از این افراد داشته باشی.
اینهنوز آغاز فر و حشمت و اجلال تو استباش تا کیوان ببوسد پایه ی ایوان تو را
هوش مصنوعی: این هنوز شروع شکوه و عظمت توست. صبر کن تا ستارهی کیوان، پایهی ایوان تو را ببوسد.