شمارهٔ ۴۹ - جمال طبیعت
هوش مصنوعی: شعر درباره زیبایی و حکمت جهان و نقش آن در زندگی انسان است. شاعر به توصیف زیباییهای جهان و الهی بودن آن میپردازد و تأکید میکند که هیچ عیبی در جهان وجود ندارد مگر آنکه در ماست. او جهان را به بتی زیبا تشبیه میکند که فریبنده نیست و تذکر میدهد که باید از آن بهره ببریم و به دقت در آن تأمل کنیم.
شاعر همچنین به ناپایداری و دگرگونیهای زندگی اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که لذت و آرامش فقط از مواجهه با سختیها و آزمایشها حاصل میشود. او از حکمتهای پیشین یاد میکند و نتیجه میگیرد که درک عمیق از جهان و نپذیرفتن نادرستیهای آن، باعث رشد و آگاهی میشود.
در پایان، شاعر به درون خود و ارتباطش با دیگران مینگرد و بیان میکند که انسانها باید آگاهانه عمل کنند و از آسیب رساندن به یکدیگر پرهیز کنند تا به رشد و کمال نزدیکتر شوند.
جهان جز که نقش جهاندار نیستجهان را نکوهش سزاوار نیست
هوش مصنوعی: جهان تنها تصوری است از آنچه که فرمانروای آن به ما نشان میدهد و بنابراین نمیتوان به آن انتقاد کرد.
سراسر جمال است و فر و شکوهبر آن هیچ آهو پدیدار نیست
هوش مصنوعی: تمام زیبایی و شکوه اوست و هیچ آهو یا موجودی نمیتواند در مقابل او خود را نمایان کند.
جهان را جهاندار بنگاشته استبه نقشی کزان خوبتر کار نیست
هوش مصنوعی: جهان به دست کسی شکل گرفته که آن را به گونهای طراحی کرده که هیچ کار بهتری از آن وجود ندارد.
چو بیغاره رانی همی بر جهانچناندان که جز برجهاندار نیست
هوش مصنوعی: وقتی که بیخبر و بدون آگاهی به دنیای اطراف خود مینگری، بدان که تنها به پروردگار است که همه چیز را تحت کنترل دارد و غیر از او هیچ کسی بر این جهان تسلط ندارد.
جهان راست مانند زیبا بتی استکه چونان بهمشکوی فرخار نیست
هوش مصنوعی: جهان بهسان مجسمهای زیباست که مانند عطری خوشبو و خوشمزه نیست.
تو مفریب از او گرت هوشست یارفریب از در مرد هشیار نیست
هوش مصنوعی: اگر عاشق هوشیار و با تدبیری داری، نباید فریب او را بخوری؛ چرا که مردان هوشیار هیچگاه فریب نمیخورند.
متاب از بتی کان فریبنده استکه بت را فریبندگی عار نیست
هوش مصنوعی: از کسی دوری کن که ظاهرش فریبنده است، زیرا او خود به فریبندگی نیازی ندارد و باطنش خالی از حقیقت است.
چنندهٔ کل ار خارش انگشت خستگنه بر چننده است بر خار نیست
هوش مصنوعی: هر کس که به درختی خاردار دست بزند و از خارهای آن آسیب ببیند، باید بداند که آسیب از خود اوست و نه از خارها. این بدان معناست که مسئولیت آسیبها و مشکلاتی که با آنها مواجه میشویم، بیشتر متوجه خود ماست تا شرایط یا چیزهای خارج از کنترلمان.
چنان عدل آمد بنای جهانکز آن عدلتر نقش پرگار نیست
هوش مصنوعی: عدل به قدری در ایجاد و ساختار جهان تأثیرگذار است که هیچ چیزی از آن عادلانهتر و منظمتر نیست.
درین نقش پرگار کژی مجویاگر دیو را با دلت کار نیست
هوش مصنوعی: در این تصویر، به دنبال انحراف و کجی نباش. اگر با دل خود، کاری با موجودات تاریک و پلید نداری، به آنها توجه نکن.
سراسر فروغست و رخشندگیسیاهی درو جز به مقدار نیست
هوش مصنوعی: تمامیت و روشنی در آنجا وجود دارد و تنها مقدار کمی از تاریکی در آن دیده میشود.
نگه کن بر این چتر افراشتهکه زر تاروار است و زرتار نیست
هوش مصنوعی: به این چتر زیبایی نگاه کن که از طلا ساخته شده و مانند تار نیست که ریز و نازک باشد.
ز زر الهی بر آن تارهاستز زر هریوه برآن تار نیست
هوش مصنوعی: از درخشش الهی بر تارهای وجود تأثیر میگذارد، ولی درخشش مادی بر آن تارها تأثیر ندارد.
به یک ره دو پیکر پذیرد چنانکنگونسار هست و نگونسار نیست
هوش مصنوعی: در یک مسیر، دو جسم متفاوت به یک شکل پذیرفته میشوند؛ مانند اینکه هم سنگین و هم سبک هستند، اما در واقعیت، سنگینی و سبکی وجود ندارد.
گهی قیرگون گاه پیروزه گونگهی تارگونه است وگه تار نیست
هوش مصنوعی: گاهی مثل قیر و گاهی مثل پیروز است، گاهی تاریک و زمانی هم که تار نیست.
گهش بر جبین خط گلنار هستگهش بر جبین خط گلنار نیست
هوش مصنوعی: گاهی بر پیشانی او خطی مانند گلنار وجود دارد و گاهی این خط بر پیشانیاش نیست.
چو دیبای کحلی کزان خوبتریکی دیبه در هیچ بازار نیست
هوش مصنوعی: مثل سرمهای است که از بهترین پارچهها بافتند، آنچنان که هیچ پارچهای در بازار به زیبایی آن نیست.
بود دیبهٔ خسروانی، شگرفولی چون سپهر ایزدیوار نیست
هوش مصنوعی: لباسهای مجللی همچون دیبای پادشاهی وجود دارد، اما مانند آسمان آسمانی و خدایی نیست.
نگه کن برآن کوهسارکبودکش از ابر، یک نیمه دیدار نیست
هوش مصنوعی: به تماشای آن کوهسار آبی بنگر که از ابرها یک نیمه آن هم پیدا نیست.
یکی موسم گل برآن برگذرز دیدن گرت دیده بیزار نیست
هوش مصنوعی: اگر از دیدن کسی خسته نیستی، در فصلی که گلها شکوفا هستند، به آن مکان بیا و از زیباییها لذت ببر.
گذر کن برآن بام افراشتهکه از برف لختی سبکبار نیست
هوش مصنوعی: از آن بام بلند و سر به فلک کشیده عبور کن که برف بر روی آن سنگینی نمیکند و سبکی دارد.
برآورده قصریست کاندازهاشدر اندیشهٔ هیچ معمار نیست
هوش مصنوعی: این قصر به قدری بزرگ و زیباست که هیچ معمار و معمارخواندهای قادر نیست اندازه آن را در فکر خود تصور کند.
برآن سبزه وگل بچم شادمانکرت جان رمنده زگلزار نیست
هوش مصنوعی: بر روی آن سبزه و گل مینشینم و شادمان میگردم، چرا که جانم از باغ گلها دور است.
بهبینی، گرت نیستی خارخارکهصدکونه گلهست ویکخارنیست
هوش مصنوعی: اگر خودت را به درستی بشناسی و به ظرفیتهای درونیت اهمیت بدهی، خواهید دید که حتی در بین تمامی مشکلات و سختیها (که به مانند خارها هستند)، باز هم زیباییها و امکانات فراوانی (که به مانند گلها هستند) وجود دارد. در واقع، کمبودها و موانع نباید تو را ناامید کنند، زیرا همیشه چیزهای خوب و مثبت در اطرافت هست.
نگه کن بر آن جویبار روانکه گویی به جزاشگ کهسار نیست
هوش مصنوعی: به جویبار روانی نگاه کن که به نظر میرسد جز زیبایی کوهها هیچ چیز دیگری نیست.
بود رخت درس با و دلبنده کوهدلش لیک دربند دلدار نیست
هوش مصنوعی: دل، در گناه و عشق شاداب است اما در نهایت، به دلیل وابستگی به محبوب واقعی، دچار قید و بند میشود.
نیاساید الا در آغوش مامازبرا به جز رفتنش کار نیست
هوش مصنوعی: با هیچ چیز جز در آغوش مادر نمیتواند آرامش پیدا کند و به جز رفتن او، هیچ کار دیگری نیست.
درختان بر او در تنیده بهمچنان کش به ره جای رفتار نیست
هوش مصنوعی: درختان به گونهای به هم پیچیدهاند که فضایی برای عبور و مرور وجود ندارد.
ازینسو بدانسو گریزد از آنکدلش ایمن ازدزد و طرار نیست
هوش مصنوعی: از این طرف به آن طرف فرار میکند، زیرا دلش از دزد و مکار در امان نیست.
نگه کن بدان آفتاب بلندکه طراروار است و طرار نیست
هوش مصنوعی: به آفتاب بلند نگاه کن، که مانند آفتاب درخشان است اما دچار تغییر و دگرگونی نیست.
نماید گذر بر در و بام خلقولی ز اندرونها خبردار نیست
هوش مصنوعی: آدمها میتوانند از بیرون به زندگی و رفتار دیگران نظاره کنند، اما از آنچه در درون آنها میگذرد، اطلاعی ندارند.
نگه کن بدان تازه گل در بهارکه خرم چنو گونهٔ یار نیست
هوش مصنوعی: به زیبایی و طراوت گلها در بهار توجه کن، زیرا هیچ چیز به اندازهی شادی و جاذبهی محبوبت دلنشین نیست.
نگه کن بدان مرغک بذله گویکه جز برگلش نالهٔ زار نیست
هوش مصنوعی: به آن پرنده خوشزبان نگاه کن که جز از عشق گلش، غم و نالهای ندارد.
نگه کن بدان میوه اندر درختکه رخشان چنو در شهوار نیست
هوش مصنوعی: به میوهای که در درخت است نگاه کن، چرا که زیبایی آن به این اندازه در هیچ چیز دیگری یافت نمیشود.
نگه کن بدان دختر خردسالکه نوزش به دل عشق را بارنیست
هوش مصنوعی: به آن دختر کوچک نگاهی بینداز که هنوز بار سنگین عشق را بر دوش نمیکشد.
نگه کن بدان پور پاکیزه چهرکه در دام محنت گرفتار نیست
هوش مصنوعی: نگاه کن به آن جوان نیکو صورت که در زحمت و مشکل گرفتار نیست.
نگه کن بدان بی گنه کودکانکه شان جز محبت پرستار نیست
هوش مصنوعی: به کودکان بیگناه نگاه کن، که تنها چیزی که دارند، محبت و مراقبت پرستار است.
نگه کن بدان مادر و آپن پدرکه در سینهشان کینه انبار نیست
هوش مصنوعی: به آنها نگاه کن، مادر و پدر، که در دلشان جایی برای کینه و دشمنی وجود ندارد.
جهان این کسانند و این است دهرجهان آن سیه روی غدار نیست
هوش مصنوعی: این دنیا متعلق به افرادی است که در آن زندگی میکنند و این زمان و دوره به خودی خود یک دشمن بدسرشت نیست.
تو زبن نقشها می چه رنجه شویاگر دلت رنجه ز دادار نیست
هوش مصنوعی: هرگز به خاطر طرحها و نقاشیها غمگین نشو، اگر دلت به خاطر خالق واقعی آزار دیده است.
ور از نقش دادار گشتی دژمتو را تن به جز نقش دیوار نیست
هوش مصنوعی: اگر از نقش آفریننده دلتنگ شوی، جز نقش دیوار چیزی برای تو نمیماند.
اگرگویی این نقشها ابتر استمرا بر حدیث تو اقرار نیست
هوش مصنوعی: اگر بگویی که این نقوش ناتمام و ناقص هستند، من به آنچه تو میگویی اعتقاد ندارم.
به نقش نگارندهٔ چیرهدستکس ار خرده گیرد بهنجار نیست
هوش مصنوعی: اگر کسی به کار هنرمند ماهر ایرادی بگیرد، این ایراد گرفتن نادرست و بیمعناست.
وگرگویی ایننقشها خود شدهاستکجا ز آفریننده آثار نیست
هوش مصنوعی: اگر بگویی که این طرحها و شکلها خود به وجود آمدهاند، باید بدانیم که هیچ اثری از آفریننده آنها نیست.
پس آن بد که بینی هم از چشم تستکت آئینه ناخورده زنگار نیست
هوش مصنوعی: اگر چیزی را که میبینی ناخوشایند است، باید بدانی که این دیدگاه حاصل خود توست؛ مانند آینهای که اگر پاک باشد، هیچ زنگاری را نشان نمیدهد.
از این در سخن هرچه ستوار و نغزبه نزدیک داننده ستوار نیست
هوش مصنوعی: هر چه کلام زیبا و محکم باشد، نزد کسی که دانا و آگاه است، به راحتی قابل قبول نیست.
گرت بد رسد جمله ازخود رسددر آن بد زمانه گنهکار نیست
هوش مصنوعی: اگر تو در شرایط بدی قرار بگیری، این به خاطر گذشته خودت نیست و آن زمان دیگران را نمیتوان مقصر دانست.
توگوبی فسانه است کار جهانهمیدون مرا با تو پیکار نیست
هوش مصنوعی: تو گفتی که دنیا یک قصه است و من هم هیچ مبارزهای با تو ندارم.
کدامین فسانه است کان پیش توبه یکبار خواندن سزاوار نیست
هوش مصنوعی: کدام داستان یا حکایت است که ارزش نداشته باشد فقط یکبار برای تو خوانده شود؟
زتکرارهایش چه رنجی همیکه عیب فسانه زتکرار نیست
هوش مصنوعی: از تکرارهایش چه درد و رنجی میکشم که عیب داستان به تکرار نیست.
تو را گر مکرر، مرا تازه استجهان را به نزد تو زنهار نیست
هوش مصنوعی: اگر تو برای من هر بار تکرار شوی، من همیشه به تو احساس تازگی میکنم، چون برای من دنیا در نزد تو هیچ خطری ندارد.
دو بایست عمر از پی تجربتنگر کاین سخن محض پندار نیست
هوش مصنوعی: باید به عمر خود نگاه کنی و از تجربهات درس بگیری؛ زیرا این سخن فقط خیال و تصور نیست.
گرین خود درستست، صدساله عمربر مرد فرزانه بسیار نیست
هوش مصنوعی: اگرچه خود زندگی حقایق زیادی دارد، اما عمر یک انسان شایسته و خردمند، هرگز چندان طولانی نیست.
ور اندرزگیرد کس ازکار دهرز تکرار اندرزش آزار نیست
هوش مصنوعی: اگر کسی از کارهای دنیا نصیحت بگیرد، در واقع تکرار آن نصیحت برای او ضرری ندارد.
بنالی همی از بلای جهانبلای جهان صعب و دشخوار نیست
هوش مصنوعی: ناله و شکایت کردن از مشکلات زندگی، چندان دشوار نیست و در واقع مشکلات جهان آنقدر هم سخت و غیرقابلتحمل نیستند.
بلای جهان آینهٔ مهر اوستکه بیرنج، رامش نمودار نیست
هوش مصنوعی: خوشبختی و زیبایی دنیای ما از محبت اوست و بدون زحمت، نمایان نمیشود.
حکیمان پیشین چنین گفتهاندکه لذت جز از دفع تیمار نیست
هوش مصنوعی: دانشمندان قدیم گفتهاند که خوشی واقعی تنها زمانی به دست میآید که درد و رنج را از بین ببریم.
گر آزاد مردی بلاجوی از آنکبلا جز که درخورد احرار نیست
هوش مصنوعی: اگر آدم آزادی هستی، از مشکلات و سختیها فرار کن؛ زیرا بلا و درد و رنج تنها برای افرادی است که آزاده نیستند.
کی آسایش و رامش جان بردکسی کاز بلا جانش افکار نیست
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند آرامش و راحتی روح را به دست آورد، در حالی که درگیر سختیها و مشکلاتی است که به فکر و جانش آسیب میزنند.
کجا هرگز ازگونه گونه خورشبرد لذت آن کس که ناهار نیست
هوش مصنوعی: کجا کسی میتواند از خورش خوشمزه لذت ببرد که ناهار نداشته باشد؟
زگیتی به واقع دل آن کس کندکه این گیتی اندر برش خوار نیست
هوش مصنوعی: آن کس که در این دنیا به حقیقت دل خود را شاد کند، کسی است که به این دنیا چندان اعتنایی ندارد و آن را در نظر خود بیارزش میداند.
اگر برکنی دل ز ناخواستهتو را سوی من جاه و مقدار نیست
هوش مصنوعی: اگر از دل خود خواستهها و آرزوهای نادرست را دور کنی، نزد من دیگر مقام و ارزشی نخواهی داشت.
یکی شارسانی است، دیگر سرایکجا جای کشت و ده و دار نیست
هوش مصنوعی: یک مکان وجود دارد که پر از زندگی و شادابی است، اما جای دیگری نیست که بتوان در آنجا کشاورزی کرد و زندگی کرد.
همه نعمتی هستش الا در اوکشاورز و درزی و نجار نیست
هوش مصنوعی: در این جهان همه چیز هست، اما در او هیچکس مانند کشاورز، خیاط و نجار وجود ندارد.
ازیدر بسازند و آنجا برندکه آنجای مزدور و بیگار نیست
هوش مصنوعی: به جایی بروید و آن را بسازید که در آنجا نیازی به خدمتگزار و کارگر نیست.
همه کشته و داشتهٔ خود خورندفرختار نی و خریدار نیست
هوش مصنوعی: همه چیزهایی را که دارند، از دست میدهند و هیچ مساعدت و حامیای برایشان نیست.
در آن شارسان مدبر افتد کسیکش این جا جز اعراض و ادبار نیست
هوش مصنوعی: در آن مکان، کسی به دام میافتد که در اینجا تنها بیاعتنایی و دوری وجود دارد.
جهان را نبایست کردن یلهکه مرزوی گل جای مردار نیست
هوش مصنوعی: دنیا را نباید بیقید و حدود رها کرد، زیرا جایی که گل رشد میکند، مناسب برای مردار نیست.
ببایست ورزید و برداشت بهربسوزند نخلی که بربار نیست
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن ثمر و نتیجه مثبت، نیاز است که تلاش و زحمت کشیده شود؛ چرا که درختی که میوه ندارد، در نهایت آتش زده میشود.
من اکنون برآنم که گفت آن حکیمکه ناشاستی اندرین دار نیست
هوش مصنوعی: من اکنون به این فکر هستم که حکیمی گفته است که در این دنیا برای ما چیزی از خودمان نیست.
همه هرچه هست آن چنان بایدیبه گیتی نبایسته ناچار نیست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در این دنیا وجود دارد، باید به همان صورت باشد و چیزی برای تغییر آن لازم نیست.
زمانه یکی تیز تک بارگیستسوارش جز از مرد هموار نیست
هوش مصنوعی: زمانه همچون اسبی است که سرعت بالایی دارد و تنها افرادی که دارای شهامت و کاردانی هستند، میتوانند به خوبی بر آن سوار شوند. به عبارت دیگر، فقط افرادی که دارای صفات نیکو و توانمندیهای لازم هستند، میتوانند در این دنیای پرتحول و چالشی موفق باشند.
کسی کاو یله سازد آن بارگیچنان دان که چیزیش در بار نیست
هوش مصنوعی: اگر کسی خود را آزاد و بیمسئولیت نشان دهد، بدان که او هیچ چیز قابل توجهی برای عرضه ندارد.
گنه کاره است آن کش از دسترنجبه لب نان و در کیسه دینار نیست
هوش مصنوعی: آن که با زحمت و تلاش خود فقط به نان و یک زندگی ساده دست یافته، گناهکار نیست. چرا که در زندگیاش چیزی جز پول و دینار نیست.
به نان کسان دوختن چشم آزگناهی است کان را ستغفار نیست
هوش مصنوعی: نگاه کردن به نعمتهای دیگران و آرزو کردن آنها، گناه بزرگی است که نمیتوان به راحتی از آن گذشت و برایش آمرزش خواست.
نه از دسترنج است نان کسانکشان پیشه جز جور و کشتار نیست
هوش مصنوعی: نان کسان با تلاش و کار سخت به دست نمیآید، بلکه این روزی بهدست آمده از ظلم و کشتار است.
که از حلق این ناکسان فاصلهفزونتر ز یک حلقه تادار نیست
هوش مصنوعی: فاصلهای که از حلقهی این افراد بیارزش وجود دارد، بیشتر از فاصلهای نیست که بین حلقههای خودشان باشد.
هم از گور این دیو طبعان، طریقفزون از به دستی سوی نار نیست
هوش مصنوعی: از دنیای تاریک و ناشناخته این موجودات بدطینت، راهی برای رسیدن به خوشی و سعادت وجود ندارد.
همانا گنهکارتر در جهانکس از مردم مردمآزار نیست
هوش مصنوعی: در دنیا هیچکس بیشتر از افرادی که به دیگران آسیب میزنند، گناهکار نیست.
از آن گفتم این را که گفت آن ادیب«یکی گل درین نغز گلزار نیست»
هوش مصنوعی: من به این موضوع اشاره کردم زیرا آن ادیب گفت: «در این گلزار زیبای ما هیچ گلی وجود ندارد.»