شمارهٔ ۱۴۱ - تغزل
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و زیبایی محبوبش میپردازد. او دلبستهی چهرهی دلفریب و زلفهای مجعد محبوبش است و احساس میکند که عشقش به او نوعی خاص و عمیق است. شاعر به تصویر زیبایی از محبوبش که ظاهری آسمانی و باشکوه دارد، میپردازد و با اشاره به اینکه محبوبش بهشتی و از جنس حوریان است، عشق خود را بیان میکند. او به دلتنگی و گریههای ناشی از فراق محبوب میپردازد و بیان میکند که چگونه دیگران نیز به خاطر زیبایی او طعنهآمیز جان میسپارند. شاعر خود را در این میان مایوس و مصیبتزده احساس میکند، در حالی که بیصدا و بینتیجه به درگاه خداوند پناه میبرد.
بربوده دلم چشم پر فنشوان عارض چون ماه روشنش
هوش مصنوعی: دل من در دستان زیبایی او رفته و آن چهره او مانند ماه درخشان است.
نسرینش رخ و سوسنش دو زلفمن بندهٔ نسرین و سوسنش
هوش مصنوعی: نسرین زیبایی چشمگیری دارد و موهایش مانند سوسن سفید و لطیف است. من عاشق نسرین و زیبایی موهایش هستم.
عشقی است دگرگونه با ویممهریست دگرگونه با منش
هوش مصنوعی: عشقی وجود دارد که با هم متفاوت است و این عشق با نوعی نگرش و محبت خاص همراه است.
خاطر شده مفتون عارضشدیده شده حیران دیدنش
هوش مصنوعی: دل به زیبایی او باخته و چشمانم به تماشای آن حیران ماندهاند.
مانا ملکالعرش از نخستآمیخته با نیکوئی تنش
هوش مصنوعی: پادشاهی که بر عرش نشسته، از همان ابتدا با خوبی و زیبایی درهم آمیخته است.
حورای جنان بوده مادرشفردوس برین بوده مسکنش
هوش مصنوعی: مادر او از زنان بهشتی است و محل زندگیاش در بهشت، با زیبایی و آرامش خاصی همراه است.
امروز بدیدم به رهگذارخون دل خلقی بگردنش
هوش مصنوعی: امروز در مسیر حرکت کسی را دیدم که دلهای مردم را به درد آورده بود.
برخاسته دامن کشان به راهو آویخته قومی به دامنش
هوش مصنوعی: زنی به راه افتاده با دامن بلندی که گروهی به دامنش چنگ زدهاند و او را دنبال میکنند.
افتاده بسی جان و دل به خاکپیش مژهٔ ناوک افکنش
هوش مصنوعی: بسیاری از جانها و دلها به خاک افتادهاند، در برابر مژهای که تیر عشق را پرتاب میکند.
ز انبوه دل از دست رفتگانچون کعبه شده کوی و برزنش
هوش مصنوعی: از بین رفتن و غیبت انسانهای عزیز باعث شده که خیابانها و کوچهها به مانند کعبه، بیروید و خالی شوند.
من نیز فرا رفته تا مگریک خوشه ربایم ز خرمنش
هوش مصنوعی: من هم به اینجا آمدهام تا شاید بتوانم یک خوشه از محصول او را بردارم.
از دیده فشاندم بسی سرشکپیش دل چون روی و آهنش
هوش مصنوعی: از چشمانم به خاطر دل شکستهام اشکهای زیادی ریختم، چون که در برابر زیباییاش نتوانستم خودداری کنم.
بگذشت و به من بر نظر نکردتا بود چنین بود دیدنش
هوش مصنوعی: او از کنار من گذشت و به من نگاه نکرد؛ تا زمانی که اینگونه بود، دیدارش همینطور بود.
شیون کند از دست او دلمبا آنکه نه نیکوست شیونش
هوش مصنوعی: دل من به خاطر او ناله و فریاد میکند، با این که صدای نالهاش چندان زیبا نیست.
شیون چه کند بندهای که هستدرگاه خداوند مأمنش
هوش مصنوعی: بندهای که به درگاه خداوند پناه میبرد، چه فایدهای دارد که ناله و زاری کند.