شمارهٔ ۱۴۳ - بیدار شو!
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شخصی خوابیده در خاک (نماد مرگ و پس از مرگ) میگوید که مانند کودکی در قماط است و نباید مدت طولانی در این وضعیت باقی بماند. او به سرعت و inevitability مرگ اشاره میکند و میگوید که چیزی جز کفن باقی نمیماند. شاعر از خواب و غفلت در زندگی انتقاد میکند و از شخص میخواهد که حتی در دوران شادی و نشاط، به فکر بیداری و آمادگی برای مرگ باشد. در نهایت، او هشداری به انسانها میدهد که باید از خواب غفلت بیدار شوند و به زندگی و اعمال خود توجه کنند.
ای خفته درین خاکدان رباطچون طفل فروبسته در قماط
هوش مصنوعی: ای کسی که در این خاک مانند یک کودک در آغوش مادری خوابیدهای، آرام و بیخبر از دنیای بیرون!
تا چند نشینی به آب وتابای خواجه درین خاکدان رباط
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی در این مکان با زیبایی و شگفتیها مشغول باشی، ای آقاجان؟
زود است که بینی به جز کفنبیداد نبود هیچ در بساط
هوش مصنوعی: به زودی مشاهده خواهی کرد که جز کفن چیزی در زندگی باقی نمانده است و همه چیز به بیعدالتی منتهی میشود.
باله که گذشتن نشایدتروز دگر از روزن خیاط
هوش مصنوعی: تو نباید در روز دیگری از روزن خیاط بگذری، زیرا این جعلی است و مناسب تو نیست.
بیطاعت ایزد چه گونهایبا جسم نحیف و پل صراط
هوش مصنوعی: اگر در برابر خداوند نافرمانی کنی، چگونه میتوانی با این جسم ناتوان و ضعیف از پل صراط عبور کنی؟
مرگ است چو کلب عقور و ماسرگرم به موشیم چون قطاط
هوش مصنوعی: مرگ مانند سگی تندخو و وحشی است و ما در زندگی روزمره خود چنان مشغول به مسائل کوچک هستیم که انگار در حال پیدا کردن موش هستیم.
چون برق، ربیع از پی ربیعچون باد، شباط از پی شباط
هوش مصنوعی: همچون برق، فصل بهار پی در پی میآید، و مانند باد، ماه شبات نیز پس از ماه شبات میگذرد.
عمر است که میبگذرد ز ماما خفته و آسوده در نشاط
هوش مصنوعی: زندگی ما در حال گذر است، در حالی که ما در خواب و آسودگی به سر میبریم و از خوشیها لذت میبریم.
برخیز و بکن فکری ای بهارزان پیش که خاکت شود ملاط
هوش مصنوعی: از خواب بیدار شو و به آیندهی خود فکر کن، قبل از اینکه زمان بگذرد و فرصتهایت را از دست بدهی.
شد قافله، بیدار شو ز خوابای خفته درین خاکدان رباط
هوش مصنوعی: کاروان به راه افتاده، از خواب بیدار شو ای کسی که در این خاکدان (زمین) خوابیدهای.