شمارهٔ ۱۷۵ - ای حکیم
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف نوبهار و ارزش های حکمت میپردازد. او به حکیم میگوید که نوبهار او ناپایدار است، در حالی که گلشن طبع او جاویدان و سرشار از بهار است. بهار واقعی بهاری است که از حکمت میتابد و در باغ معرفت او همیشه برقرار است. شاعر از آثار و کلام حکیم تمجید میکند و میگوید که کلامش آبدار و دلنشین است. او به افتخار روزگار بوعلی اشاره میکند و در نهایت میگوید که مدح حکیم مانند تو، افتخار بزرگی است.
نوبهار و رسم او ناپایدار است ای حکیمگلشن طبع تو جاویدان بهار است ای حکیم
هوش مصنوعی: بهار هر سال میآید و میرود و ویژگیهای آن ماندگار نیست، اما ای حکیم، لطافت و زیبایی طبیعت تو همیشه پایدار و جاودانه است.
آن بهاری کاعتدالش ز آفتاب حکمت استاز نسیم مهرگانی برکنار است ای حکیم
هوش مصنوعی: بهار واقعی که تعادل آن تحت تأثیر تابش آفتاب حکمت است، از نسیم مهر زندگی دور است، ای حکیم.
در بهار فضل و باغ معرفت جاوید زیزانکه خورشید تو در نصفالنهار است ای حکیم
هوش مصنوعی: در فصل بهار نعمت و باغ دانش همواره سرسبز و زنده است، زیرا در این زمان، خورشید تو در اوج خود قرار دارد ای حکیم.
نوبهار فرخ بلخ و بهارستان گنگدر برگلخانهٔ طبع تو خارست ای حکیم
هوش مصنوعی: بهار خوش و زیبای بلخ و باغ گنگ در باغ دل تو، مثل خاری است ای حکیم.
نافهٔ چین است مشگین خامهات کآثار ویمشگبیز و مشگریز و مشگبارست ای حکیم
هوش مصنوعی: چشمهای سیاه تو مانند عطر خوش گلاب و بالاتر از آن است. آثار زیبایی در آن نهفته است که بوی خوش و دلنشینی به همراه دارد، ای حکیم.
یا مگر دریاست با آب مدادت تعبیهکاینچنین گفتار نغزت آبدار است ای حکیم
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که این سخنان زیبا و شیرین تو از دریا و آب جادویی قلم تو نشأت گرفته باشد، ای حکیم!
حکمت ار میکرد فخر از روزگار بوعلیاینک آثار تو فخر روزگارست ای حکیم
هوش مصنوعی: اگر حکمت میخواست به روزگار بوعلی تبختر کند، اکنون آثار و دستاوردهای توست که به روزگار فخر میدهد، ای حکیم.
مدح این بیدولتان عارست دانا را ولیکچون توئی را مدح گفتن افتخار است ای حکیم
هوش مصنوعی: مدح و ستایش افرادی که مال و ثروت ندارند، برای دانشمندان ارزش چندانی ندارد؛ اما ستایش کردن تو، به عنوان یک حکیم و فرزانه، افتخار بزرگی است.