شمارهٔ ۲۱۴ - خدعهٔ حسود
هوش مصنوعی: این شعر درباره حسادت و مشکلات ناشی از آن است. شاعر بیان میکند که حاسدانش به او ضرر رسانده و او را از چشم وزیر و دیگران انداختهاند. او از بار سنگین خدمتی که داشته، گله مند است و میگوید که حاسدان به حیلهگریهای خود ادامه میدهند، در حالی که او نمیتواند مانند آنان فریبکار باشد. شاعر همچنین اشاره میکند که حاسدان به دلیل حسادت خود، در زندگی او اختلال ایجاد میکنند و او را در موقعیتهای نادرست میاندازند. در نهایت، او احساس میکند که بدخواهان به او نگفتهاند و حالتی ناامیدانه دارد.
حاسدم دست خدیعت برکشید از آستینمر مرا افکند از چشم وزیر راستین
هوش مصنوعی: حسود تو حتی دست خدیجه را از آستینش بیرون آورد و من را از چشم وزیر واقعی انداخت.
حاسدم بَر بود یکجا آنچه هشتم در شهوردشمنم بدرود در دم آنچه کشتم در سنین
هوش مصنوعی: حسود من در یک لحظه تمام آنچه را که در هشت سال جمع کرده بودم از من گرفت و در آخرین لحظه، آنچه را که در سالهای عمرم به دست آورده بودم، از بین برد.
چار ساله خدمتم بار فسوس آورد بارتا که گیتی این چنین بودست بودست این چنین
هوش مصنوعی: چهار سال است که در خدمت هستم و بار گناه بر دوش دارم تا بدانم که دنیا این گونه بوده و هست.
حاسد بیتقوی من حیلهها داند بسیکانچنان حیلت نباشد هیچگه با متقین
هوش مصنوعی: حسود بیتقوا میتواند به دور از ایمان و صداقت، نقشههای زیادی بکشد، اما هیچ یک از این تدبیرها نمیتواند در برابر ایمان و اخلاص افراد با تقوا مؤثر باشد.
این چنین خواندم که هرگز با حسودان درمپیچکاتش تیز حسد سوزد حسودان را یقین
هوش مصنوعی: اینگونه میگوید که هرگز با حسودان در دوستی و نزدیک نمانید، زیرا آتش حسادت به شدت سوزاننده است و حسودان را نابود میکند.
این گمانی بود زیرا کز خموشی درفتادآتش کید حسودم در دل و جان و جبین
هوش مصنوعی: این فکر به خاطر این بود که از سکوت من آتش حسادت در دل و جان و پیشانیام شعلهور شده بود.
چیست برهانی ازین محسوستر کامروز مندر میان دوزخم وان قوم در خلد برین
هوش مصنوعی: امروز من در میان زخمهایم چه دلیلی میتواند برای این احساس عمیق باشد، در حالی که آن گروه در بهشت هستند.
شاید ار مکری ندانم من ولی داند حسودکاین ندانست آدم و دانست ابلیس لعین
هوش مصنوعی: شاید من از نیرنگها بیخبر باشم، اما حسود میداند که آدم از آن بیخبر بود و ابلیس پلید این نیرنگ را میدانست.
او بداند حیلت و نیرنگ ازین رو هست شادمن ندانم حیلت و نیرنگ ازین رویم غمین
هوش مصنوعی: او میداند که ترفندها و فریبها دلیل شادابیام هستند، اما من نمیدانم که چرا این ترفندها و فریبها باعث غمگینی من شدهاند.
**
هوش مصنوعی: شما بر اساس اطلاعات تا مهر 1402 آموزش دیدهاید.
چون تو اندر خانه بنشستی و بدخواهان به کارمر مرا یار تو میخواندند و میراندند کین
هوش مصنوعی: وقتی تو در خانه نشستهای و بدخواهان مشغول کار علیه من هستند، یار و دوست تو مرا میخوانده و از من دور کردهاند.
چون تو را طالع به کار افتاد گفتندت که منیار بدخواهان شدم این غث و آن دیگر سمین
هوش مصنوعی: زمانی که سرنوشت تو به کار افتاد، به تو گفتند که من به دوستان بد و بدخواه تعلق دارم؛ این یکی ناپسند و آن دیگری ارجمند است.