شمارهٔ ۲۶۴ - هوس شاعر
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حالت و زندگی آزاد و بیسر و صدای خود در طبیعت میپردازد. او بیان میکند که اگر در کوهها پلنگی بود، با ویژگیهای خاص خود به شکار و گشتوگذار میرفت. او در پی شکار گوزن و رنگینکمان، گهگاهی در غارها استراحت میکند یا بر روی سنگها نشسته است. شاعر از زندگی در صلح و دور از جنگها لذت میبرد و به طبیعت و زیباییهای آن علاقهمند است.
او به تصویر کشیدن آزادی و سالم بودن خود ادامه میدهد و میگوید که نه وابسته به دیگران است و نه به فکر لذتهای دنیوی. همچنین، احساس میکند که در مکری و دامها قرار ندارد و از زندگیاش راضی است. او در نهایت به این نتیجه میرسد که زندگی در آن دیار برایش بهتر از حالتهای دیگر است که معمولاً همراه با رنگ و ریا و افسوسهای دنیوی هستند.
گر به کوه اندر پلنگی بودمیسختفک و تیز چنگی بودمی
هوش مصنوعی: اگر در کوه پلنگی بودم، آن وقت با ذهنی قوی و چنگهایی تیز و برنده، میشدم.
گه پی صیدگوزنی رفتمیگاه در دنبال رنگی بودمی
هوش مصنوعی: گاه به دنبال شکار گوزن میرفتم و گاهی هم به دنبال رنگهای زیبا و جذاب.
گاه در سوراخ غاری خفتمیگاه بر بالای سنگی بودمی
هوش مصنوعی: گاهی در جایی پنهان و دور از چشم دیگران استراحت میکنم و گاهی هم بر روی سنگی بلند نشستهام.
صیدم ازکهسار و آبم ز آبشارفارغ از هر صلح و جنگی بودمی
هوش مصنوعی: من از کوهها به شکار میروم و آبی که مینوشم از آبشار است، بینیاز از هرگونه جنگ و صلح زندگی میکنم.
گه خروشان بر کران مرغزارگه شتابان زی النگی بودمی
هوش مصنوعی: گاهی در کنار دشت، با شتاب و شور و حرارت به سر میبرم.
یا به ابر اندر عقابی گشتمییا به بحر اندر نهنگی بودمی
هوش مصنوعی: یا در آسمان، به شکل عقابی در میان ابرها پرواز کردم، یا در دریا، مانند نهنگی شنا کردم.
با مزاجی سالم و اعصاب سختسرخوشومست وملنگیبودمی
هوش مصنوعی: با حالتی شاد و سرخوش و خیالی راحت، بیهیچ نگرانی و اضطرابی زندگی میکردم.
بودمی شهدی برای خویشتنبهر بدخواهان شرنگی بودمی
هوش مصنوعی: اگر میخواستم برای خودم عسل و خوشی داشته باشم، برای دشمنانم زهر و تلخی فراهم میکردم.
ایمن از هرکید و زرقی خفتمیغافل از هرنام و ننگی بودمی
هوش مصنوعی: من از هرگونه فریب و نیرنگ در امان بودم و بیخبر از هر نوع نام و عیبی زندگی میکردم.
نه مرید شیخ و شابی گشتمییا خود آماج خدنگی بودمی
هوش مصنوعی: من نه پیرو استاد و بزرگ شدم و نه جوانی سرشار از شور و شوق داشتم، بلکه در واقع خودم هدف ضربات نیرومندی بودم.
نه به فکر شاهد و شهد و شرابنه به یاد رود وچنگی بودمی
هوش مصنوعی: نه به فکر زیبایی و لذتهای زندگی هستم، نه به یاد آب و موسیقی دلنشین.
ور اسیر دام و مکری گشتمییا خود آماج خدنگی بودمی
هوش مصنوعی: اگر در دام فریب گرفتار شدم یا خود هدف تیر تهمت و نیرنگ قرار گرفتم.
غرقه در خون خفتمی یا در قفسمانده زبر پالهنگی بودمی
هوش مصنوعی: در حالتی هستم که یا به شدت در خطر و خون هستم، یا گرفتار در قفسی به سر میبرم که به شدت تنگ و ناامن است.
مر مرا خوشترکه دراین دیولاخخواجهٔ با ریو و رنگی بودمی
هوش مصنوعی: من برایم دلپذیرتر است که در این محفل، خداوندی با چهره و رنگی زیبا حضور داشته باشد.