شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: این شعر به شکلی عاشقانه و عاطفی، احساسات و تمنای شاعر را نسبت به معشوق توصیف میکند. شاعر در میان فراق و دل تنگی، ندا میدهد که یا باید معشوق را به خود نزدیک کند و دلش را آرام سازد، یا جانش را فدای او کند. او از قیمتی برای لبان معشوق صحبت میکند و به کمال و زیبایی معشوق اشاره دارد. این شعر همچنین اشاره به درد و رنج عشق و جدایی دارد و نشاندهندهی تمایل شاعر به فداکاری برای معشوق است. در نهایت، شاعر با ابراز احساسات عمیق خود، longing و آرزوهایش را در قالب تصاویر زیبای ادبی بازگو میکند.
یا که به راه آرم این صید دل رمیده رایا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را
هوش مصنوعی: یا اینکه این دل فراری را به راه خود ببرم، یا اینکه جان خستهام را به تو بسپارم.
یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتنیا به تو واگذارم این جسم به خون طپیده را
هوش مصنوعی: یا از تو میخواهم که بهایی برای خون خودم بگذاری، و یا اینکه این بدن خونین را به تو تسلیم کنم.
یا که غبار پات را نور دو دیده میکنمیا به دو دیده مینهم پای تو نور دیده را
هوش مصنوعی: یا غبار پای تو را با چشمانم مینگرم، یا اینکه نوری که در چشمانم هست را بر پای تو میافکنم.
یا به مکیدن لبی جان به بها طلب مکنیا بستان و بازده لعل لب مکیده را
هوش مصنوعی: یا از مکیدن لب کسی جان طلب نکن، یا اگر میخواهی، دندان بر آن لعل بینداز و دوباره به او برگردان.
کودک اشگ من شود خاکنشین ز ناز توخاکنشین چرا کنی کودک ناز دیده را
هوش مصنوعی: کودکم به خاطر محبت تو غمگین و بیقرار میشود، چرا تو باید این کودک نازپرورده را آزردهخاطر کنی؟
چهره به زر کشیدهام بهر تو زر خریدهامخواجه به هیچکس مده بندهٔ زر خریده را
هوش مصنوعی: برای تو چهرهام را با طلا زینت بخشیدهام و به خاطر تو طلا خریدهام. اما (ای خواجه) این بنده را که تنها برای پول خریدهام، به هیچکس نده.
گر ز نظر نهان شوم چون تو به ره گذر کنیکی ز نظر نهان کنم اشگ به ره چکیده را
هوش مصنوعی: اگر من از دید پنهان شوم، تو چگونه در مسیر خود عبور کنی؟ آیا میتوانم همچون اشکی که در راه افتاده، از دید پنهان شوم؟
بانوی مصر اگر کند صورت عشق را نهانیوسف خسته چون کند پیرهن دریده را
هوش مصنوعی: اگر زلیخا عشق یوسف را پنهان کند، یوسف خسته چگونه میتواند پیراهن پارهاش را تعمیر کند؟
گر دو جهان هوس بود بیتو چه دسترس بودباغ ارم قفس بود طایر پر بریده را
هوش مصنوعی: اگر دو دنیا هم آرزو باشد، بدون تو چه فایدهای دارد؟ بهشت مانند قفسی خواهد بود برای پرندهای که پرهایش بریده شده است.
جز دل و جان چه آورم بر سر ره چو بنگرمترک کمین گشاده و شوخ کمان کشیده را
هوش مصنوعی: جز عشق و احساس چه چیزی میتوانم به سر راه بیاورم وقتی که نگاه میکنم، آن ترک زیبا کمین کرده و کمانش را به دست گرفته است؟
بلعجبی شنیدهام، چیز ندیده دیدهاماینکه فروغ دیدهام دیده کند ندیده را
هوش مصنوعی: شنیدهام که یک چیز شگفتانگیز وجود دارد؛ چیزی که خودم ندیدهام، اما دیدن آن به وسیله نور و روشنی امکانپذیر است.
خیز بهار خونجگر جانب بوستان گذرتا ز هزار بشنوی قصهٔ ناشنیده را
هوش مصنوعی: بیدار شو، بهار است و وقت آن رسیده که به باغ بروی و از زیباییها و شگفتیهای آن لذت ببری. در اینجا داستانهای شنیدنی و ناگفتهای وجود دارد که باید بشنوی.