شمارهٔ ۱۱
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به احساسات پیچیده و دردهای روحی خود اشاره میکند. او از طبیعت و بهار میخواهد که او را نجات دهد و از روزمرگی رهایی بخشد. به دوستانش اشاره میکند که از تلخی زندگی خسته شدهاند و از آنها میخواهد تا به او لبخند بزنند. همچنین او درد و رنجهای عاطفیاش را توصیف میکند و از درمانی برای دردهایش میپرسد. گوینده از عشق و انتظارش صحبت میکند و به حال زار و افسردگی خود اعتراف مینماید. در پایان، او به شب زندهداری و تلخیهایش اشاره میکند و از پرستاران میپرسد که چه میخواهند از او که در این وضع به سر میبرد.
بگرد ای جوهر سیال در مغز بهار امشبسرت گردم نجاتم ده ز دست روزگار امشب
هوش مصنوعی: ای جوهر سیال، امشب در دل بهار بگذر و مرا از چنگال سختیها و مشکلات رهایی بخش.
بر یاران ترشروی آمدم زین تلخکامیهاز مستی خندهٔ شیرین به رویم برگمار امشب
هوش مصنوعی: به همراه دوستانی که از من ناراحت هستند، بهخاطر این ناامیدیها و تلخیها، میخواهم امشب از خوشحالی و خندههای شیرین غافل نباشم و این حس خوب را در چهرهام نشان دهم.
ز سوز تب نمینالم طبیبا دردسر کم کنمرا بگذار با اندیشهٔ یار و دیار امشب
هوش مصنوعی: از شدت ناراحتی و احساسات درونیام شکایتی نمیکنم، ای پزشک، فقط کمی از مشکلاتم بکاه. بگذار امشب با یاد عشق و سرزمینم فکر کنم.
هزاران زخم کاری دارم اندر دل ولی هر دمز یک زخم جگر ترساندم بیماردار امشب
هوش مصنوعی: در دل من زخمای زیادی وجود دارد، اما هر لحظه از یک زخم جدید به شدت نگرانم و امشب به شدت مبتلا به این نگرانی هستم.
گرم خون از جگر بیرون زند نبود عجب زیراکه از خون لب به لب گشته است این قلب فگار امشب
هوش مصنوعی: اگر خون از دل به بیرون بیاید، جالب نیست؛ چون این قلب پر از درد و رنج امشب، از خون لبریز شده است.
فنای سینهریشان گرمی ناب است ای ساقیبده جامی و برهانم ز رنج انتظار امشب
هوش مصنوعی: گفتن این که از باختن عشق و احساسات عمیق نسبت به آنها رنج میبرم، و این حالت من را داغ و بیقراری کرده است. ای ساقی، لطفاً یک جام به من بده تا از این درد انتظار رهایی یابم و شب را با آرامش سپری کنم.
شب هجرانم از جان سیر کرد آن زلف پرخم کوکه در دامانش آویزم به قصد انتحار امشب
هوش مصنوعی: در شب غم جدایی، زلفهای پیچخورده او مرا از زندگی سیر کرده است، و من آرزو دارم که خودم را در دامان او بیفکرم.
مده داروی خواب ای غافل از شب زندهداریهاخوشم با آه آتشناک و چشم اشکبار امشب
هوش مصنوعی: ای بیخبر از شبهای بیداری و زندهداری، داروی خواب نده؛ زیرا من tonight با درد و آتش در دل و چشمی پر از اشک، احساس خوبی دارم.
اگر نالد «بهار» از زخم دل نالد، نه زخم سلپرستاران چه میخواهید ازین بیمار زار امشب
هوش مصنوعی: اگر بهار از درد دلش نالند، به خاطر زخمهایی نیست که پرستاران بر او وارد کردهاند. حالا شما از این بیمار بیچاره چه انتظاری دارید؟