شمارهٔ ۵۹
هوش مصنوعی: در این متن شاعر به نارضایتی از وضعیت عشق و زیباییها میپردازد. او بیان میکند که اگرچه زیبا رویان (یوسفکان) محبوب و عزیز هستند، اما ای کاش اصلاً متولد نمیشدند، چرا که با زاییده شدنشان در دنیا، طمع و حسادتهای انسانی بیشتر میشود. شاعر به این نکته اشاره میکند که این زیباییها زمانی که به دنیا میآیند، ممکن است به زشتی تبدیل شوند و دلها را بشکنند. همچنین، در نهایت بیان میکند که اگر عاشقان بر روی این زیبا رویان نوحه سرایی کنند، نشان از افسوس و غمگینی است که زیباییها بر دلهای آنان وزیر پیدا میکنند.
پیوند ببندند بتان لیک نپایندور زان که بپایند بگویند و نیایند
هوش مصنوعی: مجسمهها شاید پیوندهایی ایجاد کنند، اما این پیوندها پایدار نیستند. اگر هم پایدار بمانند، در نهایت فقط در مورد آن صحبت میشود و به عمل نمیرسند.
وانگه چو بیایند نخندند و ز عشاقخواهند کهشان هیچ نبوسند و نگایند
هوش مصنوعی: وقتی آنها بیایند، نمیخندند و از عاشقان انتظار دارند که حتی هیچکس را نبوسند و به کسی نگاه نکنند.
گویند نباتی را، مردم به دهان درگیرند، ولی نه بمکند و نه بخایند
هوش مصنوعی: میگویند که مردم گیاهی را در دهان میگذارند، اما نه میمکند و نه میبلعند.
این یوسفکان گرچه عزیزند ولیکنای کاش که هیچ از شکم مام نزایند
هوش مصنوعی: این جوانان زیبا و باارزش هرچند که ارزشمند هستند، اما ای کاش هرگز از شکم مادر متولد نمیشدند.
ور زان که بزادند شوند آبلهرویانتا زشت شوند و دل مردم نربایند
هوش مصنوعی: اگر کسی به دنیا بیاید و از نظر ظاهری زشت باشد، نمیتواند دل مردم را به دست آورد و محبوبشان شود.
ور زان که ربودند بمیرند که عشاقبر جای غزل نوحه بر ایشان بسرایند
هوش مصنوعی: اگر آن محبوبان را بربایند و از بین ببرند، عشاق برای آنها در جایگاه خود، غزلی به عنوان نوحه خواهند سرود.