شمارهٔ ۷۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از یک معشوقه توصیف میکند و از مصور میخواهد تا جنبههای مختلف زیبایی او را به تصویر بکشد. او از موشکافانه کشیدن جزئیات چهره و اندام معشوق سخن میگوید و از اشکهایی که در چشمانش جاری میشود اشاره میکند. شاعر به زیبایی و لطافت ابرو، موی سر و قامت معشوق اشاره میکند و از هنرمند میخواهد که این زیباییها را به تصویر بکشد. همچنین، درخت سرسبز و غمزههای دلربای او نیز در شعر مورد توجه قرار گرفته است و شاعر بیان میکند که حتی غمزههای او را از دل خود حس میکند. در نهایت، این شعر مجذوبکننده و عاشقانه، توصیفی عمیق از جذابیت و عشق شاعر به معشوقهاش ارائه میدهد.
ای مصور نقش آن سرّ نهانش را بکشموشکافیها کن و موی میانش را بکش
هوش مصنوعی: ای هنرمند، تصویر آن راز پنهان را بکش و به دقت جزئیاتش را بررسی کن.
سیل اشک از جویبار دیده اول کن روانزان سپس آن قد چون سرو روانش را بکش
هوش مصنوعی: بگذار اشکهایت به راحتی از چشمانت سرازیر شوند و بعد آنقدر قوی و استوار باش که مانند یک درخت سرو، روح و وجودت را به جلو بکشانی.
گرز موی خامه شنگرفی جهد بر صفحه، زاننکتهای شیرین فروگیر و دهانش را بکش
هوش مصنوعی: اگر موی خامهای به رنگ سرخ بر روی کاغذ حرکت کند، از این نکته شیرین بهرهبرداری کن و زبانش را ببند.
چون مرا بیند ز شرمش برچکد خوی از عذارگرتوانی آن عذار خویدستان را بکش
هوش مصنوعی: وقتی او مرا میبیند، از شرم صورتش را میپوشاند. اگر تو توانایی آن را داری که دستانش را به این زیبایی بگیری، این کار را بکن.
یا مکش آن ابروانش یا اگر خواهی کشیدنقشها بگذار و ناز ابروانش را بکش
هوش مصنوعی: یا آن ابروانش را بکش از زندگیاش دور کن، یا اگر خواستی، طرحها و نقشهای زیبا بساز و ناز او را حفظ کن.
آن گرانبار سرینش را بکش بر روی ساقور کشیدی محنت بار گرانش را بکش
هوش مصنوعی: اگر آن بار سنگین و دلگیر را بر روی پاهایت بکشی و از خودت بگذرانی، دشواریهایش را نیز قبول کن و با شجاعت ادامه بده.
چشمبرهم نِه،چو چشم مست او خواهی کشیدورگشودی، همچو من آه و فغانش را بکش
هوش مصنوعی: اگر چشمانت را برای یک لحظه ببندی، میتوانی مانند او که مستی در چشمانش است، لذت ببری. اگر چشمانت را باز کنی، مانند من از درد و نالهاش رنج خواهی برد.
غمزهاش را گر ندانی چیست من دارم بهدلاز دل من غمزههای جانستانش را بکش
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی که غمزهاش چیست، من به دل خود از دل خود غمزههای جانفزایش را بیرون میکشم.