شمارهٔ ۸۱ - لطیفه
هوش مصنوعی: در این شعر، مثقلی به طنز در مورد فضایل و علم صحبت میکند و میگوید که اگر فردی در علم مهارت داشته باشد، میتواند رازهای این دنیا را کشف کند. او به ناپایداری این جهان اشاره میکند و میگوید که زندگی شبیه به سوار شدن بر شاخ گاو است، به این معنا که اگر پشت خود را به این دنیا کنی، این دنیا به حرکت خود ادامه میدهد و تو را رها میکند. در نهایت، او به بیثباتی و زود گذری دنیا تأکید میکند.
مثقلی با من ز روی طنز گفتصحبت از فضلت به کشور میرود
هوش مصنوعی: شخصی به شوخی به من گفت که درباره برتریات به مردم صحبت میشود و این موضوع به همه جا میرسد.
گر ترا دستی است درعلم سیرکشف این رمزت میسر میرود
هوش مصنوعی: اگر در علم دانش و توانایی داشته باشی، به راحتی میتوانی این راز را کشف کنی.
این جهان چه؟ گاو چه؟ ماهی کدامکز خیالش عقلم از سر میرود
هوش مصنوعی: این دنیا و زندگی به چه معناست؟ و در این میان، چه چیزی ارزش دارد؟ گویی همه چیز باعث میشود که عقل و فهم من از دست برود.
گفتم اندر بیثباتیهای دهرزبن اشارتها مکرر میرود
هوش مصنوعی: گفتم در مورد تغییرات و بیثباتیهای زمانه، به نشانهها و پیامهای مکرری اشاره میشود.
یعنی این دنیاست روی شاخ گاوپشت کردی، تا به آخر میرود
هوش مصنوعی: این دنیا مانند جایی است که بر روی شاخ گاوی قرار گرفته است و میتواند به هر سمتی برود تا زمانی که به پایان برسد.