شمارهٔ ۱۳ - موقوفه و موقوفهخوار
هوش مصنوعی: این متن به نقد و بررسی وضعیت اجتماعی فردی میپردازد که احساس میکند تحت فشار و ظلم قرار دارد. او به ستمگری و بیرحمی دیگران اشاره میکند و از درد و رنج خود و دیگران سخن میگوید. در این شعر، شاعر خود را در میانهی مشکلات و ناملایمات زندگی توصیف میکند و به بیعدالتیها و ناپاکیها در روابط انسانی انتقاد میکند. او از دیگران میخواهد که به صدای او گوش دهند و او را درک کنند، زیرا به گفتهی او، او نیز دلی پر از درد و غم دارد. در نهایت، او به ناامیدی خود اشاره میکند و میگوید که تنها امیدش در زندگی به دیگران وابسته است.
گفتا موقوفه به موقوفهخوارکای تو سزای غضب کردگار
هوش مصنوعی: گفت: تو که موقوفات را هدر میدهی، بدان که این کار تو باعث خشم خداوند خواهد شد.
ای دل خودکامهٔ تو شیوهزنای زتو خون در جگر بیوهزن
هوش مصنوعی: ای دل پرخاشگر، تو به شیوهات ادامه بده، ای کسی که به خاطر تو، حسرت و اندوه در دل بیوهزنان باقی مانده است.
ای دهنت باز به غیبتگریای دلت انباز به حیلتوری
هوش مصنوعی: ای زبان تو به غیبت و بدگویی مشغول است و قلبت در فریب و نیرنگ کردن همدست میشود.
خلقت تو شنعت بیچارگانصنعت تو صنعت بیکارگان
هوش مصنوعی: وجود تو باعث خوشبختی و آرامش بیچارگان است و مهارت تو سبب بیکاری و ناتوانی دیگران میشود.
روی تو رویی که ندیدنش بهدست تو دستی که بریدنش به
هوش مصنوعی: روزی را تصور کن که دیدن چهرهات غیرممکن شده و دستهای نازک من هم آنقدر آسیبدیدهاند که نمیتوانند تو را لمس کنند.
چیست گناهم که مرا میخوریچون سبعانم ز چه رو می دری
هوش مصنوعی: چه گناهی کردهام که مانند یک حیوان درنده به من حمله میکنی؟ چرا اینطور بیرحمانه با من رفتار میکنی؟
خلق مرا بهر تو ناکردهاندکز پی خیرات بنا کردهاند
هوش مصنوعی: مردم برای من ساخته نشدهاند، بلکه به خاطر نیکوکارانی که به دنبال خیر و خوبی هستند، ساخته شدهاند.
چون ندهی گوش بر آوای مناز چه نهی سلسله برپای من
هوش مصنوعی: اگر به ندای من گوش ندهی، پس چرا زنجیرهایی به پای من میزنی؟
آه من اندر تو اثرها کندمشت تو را روز جزا وا کند
هوش مصنوعی: عشق و تأثیری که من در تو دارم، در روز قیامت باعث خواهد شد که تو به حقیقت وجودت پی ببری.
گفت حریف دغل از روی کینکای بت پوشیدهٔ خلوتنشین
هوش مصنوعی: دوست مکار به خاطر دشمنیاش گفت که ای معشوق پنهانکار!
خامشیآموز و زبانبسته باشتند مرو اندکی آهسته باش
هوش مصنوعی: سکوت کن و با احتیاط صحبت کن، شتابزده نباش و اندکی آرامتر عمل کن.
جان منی گرچه کنیز منیهمسر و ناموس عزیز منی
هوش مصنوعی: تو جان من هستی، حتی اگر کنیز من باشی، همسر و ناموس گرامی من نیز هستی.
قامت رعنای تو نادیده بهماه رخ خوب تو پوشیده به
هوش مصنوعی: قد زیبای تو به قدری جذاب است که ماه هم به خاطر زیبایی چهرهات خود را پوشانده است و نمیتواند خود را نشان دهد.
روزی من بر تو حوالت شد ستمعده من از تو مرمت شدست
هوش مصنوعی: روزی من به تو سپرده شده، حالا اینکه وجودم از محبت تو ترمیم شده است.
گر نخورم من دگری میخوردور نبرم من دگری میبرد
هوش مصنوعی: اگر من چیزی نخورم، دیگری میخورد و اگر من چیزی برندارم، دیگری برمیدارد.
نیست به جز مفتخوری کار منکارگری نیست سزاوار من
هوش مصنوعی: کار من فقط مفتخوری است و هیچ چیز دیگری انجام نمیدهم. این کار برای من شایسته نیست.
جز تو مرا نیست امیدی دگربیهنرم بیهنرم بیهنر
هوش مصنوعی: جز تو هیچ امیدی برای من باقی نمانده است، من بیهنر و بیکیفیت هستم.
جز تو ندارم خبر از نیک و بدبیخردم بیخردم بیخرد
هوش مصنوعی: غیر از تو از خوبیها و بدیها چیزی نمیدانم و به خاطر نداشتن درک و فهم درست، بیخبر و نادان هستم.
شغل من این بوده پدر بر پدرنیز چنین است پسر بر پسر
هوش مصنوعی: در خانواده ما این کار و حرفه ادامهدار بوده است؛ پدرم این کار را انجام داده و حالا من هم به همین شیوه ادامهاش میدهم، و این روند برای فرزندانم نیز تکرار خواهد شد.