شمارهٔ ۳۸ - بیم از بحران
هوش مصنوعی: در این متن، درباره پادشاهی صحبت میشود که با وجود دانایی و سیاستمداری، به خاطر وجود یک وزیر خیانتکار و بدخواه، دچار مشکلاتی شده است. این وزیر بدخواه، عدهای از وزرا را نیز با خود همراه کرده و کشور را به نابودی کشانده است. مردم از ظلم و فساد این وزیر خستهاند و به پادشاه شکایت میکنند. پادشاه تصمیم میگیرد تا او را مجازات کند، اما به خاطر ترس از بحران و اقدامات پیشگیرانه وزرا، مجبور به احتیاط میشود. در نهایت، یک خادم به او هشدار میدهد که باید زودتر اقدام کند تا کشور از بحران نجات یابد. متن به نیکی و بدی، خیانت و وفاداری و نیاز به اتحاد در برابر مشکلات میپردازد و اهمیت اقدام بهموقع را یادآوری میکند.
پادشاهی را یکی دستور بودکز خط نعمتشناسی دور بود
هوش مصنوعی: یک پادشاه دستوری داشت که اگر کسی از نعمتهای او بیخبر باشد، از او دور باشد.
در سیاست خاطری آگاه داشتلیک با بدخواه خسرو راه داشت
هوش مصنوعی: در سیاست، او آگاهی و درایت داشت، اما با دشمنان خسرو نیز ارتباطاتی برقرار کرده بود.
بود چندان عاصی و بیگانهدوستکش نبود از خلق جز بیگانه، دوست
هوش مصنوعی: او به قدری نافرمان و دوستدار بیگانگان بود که از میان مردم، تنها بیگانگان را به عنوان دوست خود میدید.
او بهظاهرکدخدای خانه بودلیک در آن خانه خود بیگانه بود
هوش مصنوعی: او به شکل و قیافه سرپرست و کدخدای خانه به نظر میرسید، اما در واقع در آن خانه احساس بیگانگی و ناآشنایی میکرد.
تا ز هر سو دشمنان ره یافتندسوی دارالملک شه بشتافتند
هوش مصنوعی: دشمنان از هر طرف به سوی پایتخت حمله کردند و شاه به سرعت به آنجا رفت.
خلق غوغاها نمودند از بلادگوش شه بشنود غوغای عباد
هوش مصنوعی: مردم در شهرها شور و هیاهو به راه انداختند تا اینکه گوش شیوای خداوند صدای بندگان را بشنود.
خواست تا کیفر دهد بدخواه راآن وزیر عاصی گمراه را
هوش مصنوعی: وزیر عاصی و گمراه تصمیم دارد تا بدخواه خود را مجازات کند.
مر وزبران دگر را پیش خواندداستانها زان خیانتکیش راند
هوش مصنوعی: او داستانهای خیانت و فریب را برای دیگران روایت کرد و آنان را از این ماجرا آگاه ساخت.
گفت خود دانید کاین دستور کیستبا وجودش ملک را دستور چیست
هوش مصنوعی: گفتید خودتان میدانید که این راهنما کیست، با وجود او دیگر چه نیازی به فرمانروایی ملک است؟
در شمال ملک غوغا کرده استدر جنوبش فتنه برپا کرده است
هوش مصنوعی: در شمال کشور شورش و هیاهو وجود دارد و در جنوبش اوضاع آشفته و ناآرام است.
مشرق از او زیر و بالا گشته استخاک مغرب را به خون آغشته است
هوش مصنوعی: شرق به خاطر او دچار تغییر و تحول شده و غرب با خون آغشته شده است.
این شنیدستم که دستوران هلهمتفق هستند در هر مسأله
هوش مصنوعی: من شنیدهام که دانشمندان و متخصصان در هر موضوعی با هم نظر一致 دارند.
لیک یاری در خیانت نیک نیستیار خائن با دلت نزدیک نیست
هوش مصنوعی: اما کمک کردن به کسی که خیانت میکند، کار پسندیدهای نیست. دوست خیانتکار هرگز به دل شما نزدیک نمیشود.
در نکویی اتفاق مهتراننیست جز نیکی بهجای کهتران
هوش مصنوعی: در کارهای نیک، برتریها و بزرگان تفاوتی با کوچکترها ندارند و همه باید به انجام کارهای خوب بپردازند.
لیک در زشتی خلاف است اتفاقدر خیانت اختلاف است اتفاق
هوش مصنوعی: اما در زشتی، هرگز نمیتوان به توافق رسید و در خیانت، نظرات متفاوتی وجود دارد.
چون که دستوران «دارا» در بدیمتفق گشتند از نابخردی
هوش مصنوعی: زمانی که کسانی که در حکومت «دارا» به یکدیگر در بدی رفتاری مشابه شدند، نشان از نادانی و جهالت آنهاست.
خسرو ایران به خون اندر تپیدکشور ایران به بدخواهان رسید
هوش مصنوعی: شاه ایران به خاطر دشمنانش به شدت در حال جنگ و خونریزی است و کشور ایران تحت تأثیر این بدخواهان قرار گرفته است.
متفق گردید با وجدانتانتا بیاساید ز زحمت جانتان
هوش مصنوعی: با ضمیر ناخودآگاه خود همنظر شوید تا روح شما از درد و رنج آرام گیرد.
اتفاق آرید تا من پر زنمبر وزبر زشتخو اخگر زنم
هوش مصنوعی: بیایید تا من بتوانم بر دشمن زشتسیرت خود غلبه کنم و به او ضربه بزنم.
جمله گفتند این حکایت نیک بودهرچه گفتی با خرد نزدیک بود
هوش مصنوعی: همه گفتند که این داستان خوب بود و هر آنچه گفتی با عقل و اندیشه نزدیک و هماهنگ بود.
جمله همرائیم اندر طرد اوهرچه میخواهی بکن در خورد او
هوش مصنوعی: همه ما در مورد طرد او به یکدیگر همنظر هستیم، میتوانی هر کاری که میخواهی با او انجام دهی.
روز دیگر شه به مجلس بار دادهمگنان را رخصت احضار داد
هوش مصنوعی: در روز بعد، شاه اجازه داد تا همراهان خود را دعوت کند و به مجلس بیاورد.
خواست چون دستور را نزدیک خویشآن وزیران جملگی رفتند پیش
هوش مصنوعی: وقتی خواست که دستور را بدهد، تمام وزیران به سمت او آمدند.
سینهها از بد دلی انباشتهوسوسهٔ بدخواه در دل کاشته
هوش مصنوعی: دلها از کینه و بدگمانی پر شده و اندیشههای منفی در آنها ریشه دوانده است.
یاوران آن وزیر حیله گرکرده تلقین بر وزیران دگر
هوش مصنوعی: دوستان آن وزیر فریبکار، به دیگر وزیران هم آموزش میدهند و بر آنها تأثیر میگذارند.
که نگهبانی اینیک با شماستور نه ما را از شما بس شکوههاست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگرچه ما با هم هستیم و نگهداری از این رابطه به عهده شماست، اما در غیر این صورت ما از مشکلات و نارضایتیهای زیادی شکایت داریم.
متفق گردید با هم تا شماهفت تن باشید اندر یک ردا
هوش مصنوعی: همه با هم توافق کردند تا شما هفت نفر باشید که در یک لباس قرار بگیرید.
چون دراینغوغا ملکرایارنیستنیز کس را با وزارت کار نیست
هوش مصنوعی: در این شلوغی و همهمه، کسی به فکر مشاوره و تدبیر نیست و هیچکس در کار امور دولتی و حکومتی توجهی ندارد.
بیم بحرانش چنان کوبد به خشمکه بپوشد از گناه جمله چشم
هوش مصنوعی: نگرانی و ترس او به قدری شدید است که مانند طوفانی خشمگین میکوبد و به قدری قوی است که باعث میشود همه چشمها از گناه پنهان شوند.
هفت تن را هفت ره تحسین کندوز پس تحسینشان تمکین کند
هوش مصنوعی: هفت نفر را هفت روش تحسین میکند و پس از آن، به خاطر ستایش آنها، احترام میگذارد.
الغرض چون دید خسرو سویشانراز پنهان را بخواند از رویشان
هوش مصنوعی: خلاصه اینکه، هنگامی که خسرو نگاه کرد و متوجه شد که آنها در حال پنهان کردن چیزی از او هستند، از چهرههایشان رازشان را فهمید.
گفت هان آن مردک مجرم کجاست؟آن خیانتپیشهٔ مبرم کجاست؟
هوش مصنوعی: این سخن به جستجوی فردی اشاره دارد که دچار خطا و خیانت شده است. گوینده از دیگران میخواهد تا بگویند آن شخص کجا است و به دنبال اوست.
جمله گفتند ای ملک ما حاضریممظلمهٔ او را به گردن میبریم
هوش مصنوعی: همه گفتند، ای پادشاه، ما آمادهایم که بار ظلم او را به دوش بکشیم.
گوش سلطان زین سخن پرزنگ شدسینهاش از بیم بحران تنگ شد
هوش مصنوعی: گوش سلطان از این سخن پر از صدا شد و سینهاش از ترس بحران تنگ و گرفته گشت.
بسته شد عزم ملک را چشم و گوشخوف و رعب آمد به جای عقل و هوش
هوش مصنوعی: عزم و ارادهی پادشاه به خواب رفته و به جای آن ترس و هراسی که عقل و فهم را میگیرد، جایگزین شده است.
کانچنانش داده بودندی وعیدکه دلش از نام بحران میتپید
هوش مصنوعی: او آنقدر تهدید و قول و وعده به او داده بودند که از شنیدن نام بحران، دلش به تپش میافتاد.
زین سبب برجست و دامن برفشانددید ه گریانسوی قصرخویشراند
هوش مصنوعی: به همین دلیل برجسته و شکوهمند شد و دامنش را گسترد، دیدی که با حالتی گریان به سمت قصر خود رفت.
خادمی بودش به درگه، گفت: چیستگریه و بیچارگی از دست کیست؟!
هوش مصنوعی: خادمی در درگاه کسی حاضر بود و از او پرسید: چرا گریه میکنی و چه چیزی باعث ناراحتیات شده است؟
گفت دستوران خیانت میکنندنفع دشمن را ضمانت میکنند
هوش مصنوعی: دستوردهندگان خیانت میکنند و در واقع منافع دشمن را تضمین مینمایند.
خواهم ار دست یکی کوته کنمصحبت بحران بلرزاند تنم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم دست کسی را از خود دور کنم، صحبت از بلایایی میشود که وجودم را به لرزه میاندازد.
گفت بحران را ندانستم که چیستهم مگر بحران ز بدخواهان یکیست؟!
هوش مصنوعی: گفت که من ماهیت بحران را درک نکردم، مگر اینکه بحران ناشی از دشمنان باشد؟
گفت بحران نیست جز لختی درنگکه از آن بدخواه گردد تیز چنگ
هوش مصنوعی: هیچ مشکلی وجود ندارد جز کمی صبر و تأمل، که اگر از آن غافل شویم، دشمنان با سرعت و تیزهوشی حمله میکنند.
گفت خادم آه این نیرنگ چیستقصهٔ بحران و قهر و جنگ چیست؟!
هوش مصنوعی: خادم گفت: این ترفند و فریب چیست؟ داستان این بحران و جدل و جنگ چه معنایی دارد؟
دشمنانت روز و شب گرم وصولز ارتباط این وزیر بلفضول
هوش مصنوعی: دشمنانت همیشه و در هر زمانی به دنبال ارتباط با این وزیر بیفایده هستند.
آن وزیران دگر شنگول اوآب غفلت خورده ازکشکول او
هوش مصنوعی: آن وزیران دیگر که شاد و خوشحال هستند، تحت تأثیر غفلت او قرار دارند و از وضعیت او بیخبرند.
هرچه این حالت بماند مستمردشمن اندر کارها گردد مصر
هوش مصنوعی: اگر همین وضعیت ادامه یابد، دشمن در امور ما بیشتر نفوذ خواهد کرد.
بیم از این بحران مکن ای دادگرداری ار بیمی ز بحران دگر
هوش مصنوعی: نگران این بحران نباش، ای دادگر؛ اگر از بحران دیگری نگران هستی.
زان که آشوبی دگر اندرپی استکاین خرابیها جلودار وی است
هوش مصنوعی: چون آشوبی جدید در راه است، این خرابیها نشانههای آن است.
هرچه خواهند این وزیران میکنندچون «چرا؟» گویی ز بحران دم زنند
هوش مصنوعی: این وزیران هر کاری که بخواهند انجام میدهند و همینطور که میگویند، به نظر میآید که از بحرانها صحبت میکنند.
اینخود از بحرانبسی هایلتر استاینچنینحالت بلای کشور است
هوش مصنوعی: این وضعیت، خود از بسیاری از بحرانها هم خطرناکتر است؛ به این شکل، این وضعیت به بلای جان کشور تبدیل شده است.
این بلا را گر برون باید نمودکار فردا را کنون باید نمود
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از این مشکل رهایی یابی، باید الآن اقدام کنی. کارهای فردا را همین امروز انجام بده.
سیل را ز اول توان بستن به بیلچون فزونتر شد بغلطد ژندهپیل
هوش مصنوعی: عمل بستن و کنترل سیل در ابتدا با استفاده از بیل ممکن است، اما هر چه سیل بیشتر و شدیدتر شود، دیگر نمیتوان آن را مهار کرد و در نهایت، اوضاع به هم میریزد و از کنترل خارج میشود.
این شنیدستم که شه بیدار شدوز نعیم ملک برخوردار شد
هوش مصنوعی: این را شنیدم که پادشاه به هوش آمد و از نعمتهای سرزمینش بهرهمند شد.