از زبان محمدعلی شاه مخلوع
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حوادث و تجربیات شاعر در مسیر زندگی و جنگها میپردازد. شاعر از روزهایی یاد میکند که در تبریز و تهران بوده و با مسائلی چون جنگ و قدرتهای مختلف مواجه شده است. او احساس ناامیدی و سردرگمی را در مواجهه با رنگهای مختلف چرخ روزگار توصیف میکند و مکرراً به جمله «سبحان الله این چه رنگ است» اشاره میکند تا نشان دهد با هر تغییر و تحولی در زندگی مواجه است. شاعر به عشق و روابط انسانی نیز اشاره میکند و از دشواریها و ناامیدیهای ناشی از آن سخن میگوید. در نهایت، تصویر کلی از زندگی پر از نوسان و چالش را ارائه میدهد که در آن، او به جستجوی معنا و هدف در جهانی پر از آشفتگی و تغییرات میپردازد.
با بنده فلک چرا به جنگ استسبحان الله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: چرا آسمان با من، این بنده کوچک، درگیر است؟ واقعاً شگفتانگیز است که اوضاع چه وضعیتی دارد!
بودم روزی به شهر تبریزآقا و ولی عهد و با چیز
هوش مصنوعی: روزی به شهر تبریز رفتم و با ولی عهد و مقامهای مهم دیدار کردم.
شه هرمز بود و بنده پرویزو اینک شدهام ز دیده خونریز
هوش مصنوعی: هرمزد پادشاه بوده و من، بنده پرویز. حالا از چشمانم اشک و خون میریزد.
کاین چرخ چرا چنین دورنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به تنوع و تغییرات دنیای پیرامون اشاره میکند و تعجب خود را از تفاوتها و زیباییهایی که در زندگی وجود دارد، بیان میکند. او با حیرت به این موضوع مینگرد که چرا زندگی و زمان به این اندازه متنوع و دارای رنگها و شکلهای مختلف است.
بودم روزی به شهر تهرانمولا و خدایگان و سلطان
هوش مصنوعی: یک روز در شهر تهران حضور داشتم و به بزرگان و سروران احترام میگذاشتم.
بستم همه را به توپ غرانگفتم که کسی نماند از ایشان
هوش مصنوعی: من همه را در هم کوبیدم و اعلام کردم که هیچکس از آنها باقی نماند.
دیدم روز دگر که جنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: در روز دیگری شاهد جنگی بودم که باعث شگفتیام شد؛ چه تنوع و زیبایی عجیبی در آن وجود دارد.
گفتیم که خلق حرف مفتندآخر دیدیم دم کلفتند
هوش مصنوعی: ما گفتیم که مردم فقط حرف های بیهوده میزنند، اما حالا متوجه شدیم که آنها واقعاً قدرتی در مواضع خود دارند.
خیلی گفتیم وکم شنفتندیک جنبش سخت کرده گفتند
هوش مصنوعی: زیاد صحبت کردیم و کسی توجه نکرد، اما وقتی یک اقدام جدی انجام دادیم، همه متوجه شدند و حرف زدند.
بسمالله ره سوی فرنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: با نام خدا حرکت به سوی سرزمینهای فرنگ آغاز میشود، ستایش خدا که این چه رنگ و زیبایی است.
گفتیم که ما ز گندگانیمزحمت ز خدا به بندگانیم
هوش مصنوعی: ما گفتیم که ما از خادمان و خدمتگزاران هستیم و زحمت ما از طرف خداوند به بندگان است.
سوی ادسا شوندگانیمغم نیست که از روندگانیم
هوش مصنوعی: ما به سوی مقصد میرویم و برایمان مهم نیست که در این مسیر افرادی دیگر نیز وجود دارند.
بنشستن ما به خانه ننگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: نشستن ما در خانه، شرمآور است، خدایا! این چه وضعیتی است که به آن دچار شدهایم؟
سوی ادسا شدیم هی هیمجنونآسا شدیم هی هی
هوش مصنوعی: به سمت ادسا رفتیم و به حالتی دیوانهوار افتادیم.
بیبرگ و نوا شدیم هی هییکباره فنا شدیم هی هی
هوش مصنوعی: ما در بیبرگی و بیصدایی به سر میبریم و ناگهان به نابودی و فنا رسیدیم.
آن دل که به ما بسوخت سنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: دل کسی که با ما میسوزد، مانند سنگ است. خدایا، چه عجیبی است این وضع!
اندر ادسا قزی جمیلهآمد چون لیلی ازقبیله
هوش مصنوعی: در ادسا دختری زیبا مانند لیلی از قبیلهای آمد.
مجنون شدمش بلا وسیلهبگذاشت به گوش من فتیله
هوش مصنوعی: مجنون شدم به خاطر او، بیهیچ راهی برای فرار، صدا و ندا از او همچون شعلهای در گوشم باقی مانده است.
گفتم که نه وقت لاس و دنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: گفتم که الان زمان شوخی و بازی نیست، چه زیباست این حالت و وضع.
بدبختی ما نگر که خانمناداد دگر به دست ما دم
هوش مصنوعی: بدبختی ما را ببین که خانم ناداد دیگر در دست ما نیست.
یک روز و دو روز بود و شد گمبا خودگفتیم خسروا قم
هوش مصنوعی: روزی دو روز گذشت و ما گم شده بودیم، با خود گفتیم که ای کاش در این وضعیت هدر نرویم و چیزی را از دست ندهیم.
کن عزم سفرکه وقت تنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: سفر را آغاز کن که زمان خیلی محدود است. شگفتا که این چه زیبایی دارد!
بر یاد نگار عیسوی کیشکردیم سفر به ملک اطریش
هوش مصنوعی: برای دیدار با محبوبی که چهرهای مسیحی دارد، به سرزمین اتریش سفر کردیم.
درویشانه گذشتم از خویشکز عشق، شهان شوند درویش
هوش مصنوعی: از خودم گذشتم به مانند یک درویش، زیرا عشق باعث میشود تا پادشاهان نیز به مقام درویشی برسند.
دیدم ره دور و پای لنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: دیدم که مسیر طولانی و پایم زخمدار است، چه شگفتانگیز است که چگونه این شرایط را توانستهام تحمل کنم.
خانم ز نظر برفت باریمقصود سفر برفت باری
هوش مصنوعی: خانم از نظر دور شد و به دنبال او هدف سفر هم از دست رفت.
وقتم به هدر برفت باریچون عشق ز سر برفت باری
هوش مصنوعی: زمان من به هدر رفت، چرا که عشق از قلبم بیرون رفت.
گفتم که نه موقع درنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: گفتم که زمان برای تردید و تکرار مناسب نیست، چه شگفتانگیز است این حالت و رنگ!
دیدیم به شهر قال و قیل استصحبت زنگار بیبدیل است
هوش مصنوعی: در شهر، سر و صدای زیادی به چشم میخورد و صحبتها از جنس زنگاری و بینظیر است.
وز ما سخنان بس طویل استگفتیم که نام ما خلیل است
هوش مصنوعی: ما سخنان زیادی داریم و گفتیم که نام ما خلیل است.
گفتیم که کار ما شلنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: ما گفتیم که فعالیت ما ساده و بیدردسر است، اما چه خبر از این وضعیت و دنیای پرهیجان که داریم؟
با خود گفتیم ممدلی هیوقت سفر است یا علی هی
هوش مصنوعی: با خود گفتیم که همیشه زمان سفر است، پس رفتیم.
برخیز و برو مگر شلی هیخود را آماده کن ولی هی
هوش مصنوعی: بلند شو و برو، مگر اینکه خودت را برای چیزی آماده کنی، اما خود را خیلی تحت فشار نگذار.
بپا که زمانه تیز چنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: مراقب باش که زمانه زود به تهدید میزند و این چه حالتی است که به وجود آمده است.
آنکس که تو راست میهمانداربسیار رفیق تو است بسیار
هوش مصنوعی: کسی که به تو احترام میگذارد و به خوبی پذیراییات میکند، در واقع دوست بسیار خوبی برای توست.
از توپ و تفنگ و جیش جرارهمره کندت، مترس زنهار
هوش مصنوعی: مراقب باشید، چون ممکن است با خطرها و مشکلات جدی مواجه شوید. حواستان باشد که اعتماد به نفس بیش از حد نداشته باشید.
بشتاب که وقت نام و ننگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: بشتاب که زمان اهمیت نام و آبرو فرا رسیده است، چه شگفتانگیز است این وضعیت.
وانگاه ز شهر «ماربنباد»رفتیم به بادکوبه دلشاد
هوش مصنوعی: ما سپس از شهر «ماربنباد» خوشحال به سمت بادکوبه حرکت کردیم.
صاحبخانه نوید میدادمیگفت برو به استرآباد
هوش مصنوعی: صاحبخانه به مهمانش امیدواری میدهد و به او میگوید که به استرآباد برود.
گفتیم که ممدلی زرنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: ما گفتیم که ممدلی آدم باهوشی است، ولی واویلا! چه رنگ و لعابی دارد!
گفتم قلی اف بیا بیا زودآماده بکن یکی پاراخود
هوش مصنوعی: به قلی گفتم که بیا و زود آماده شو، یکی پارکی بکن.
نامرد به قیمتش بیفزودمن نیز قبول کردم از جود
هوش مصنوعی: نامرد به خاطر چیزی که به او ارزش داشت، بر قیمت آن افزود و من هم از روی بزرگواری و بخشش این را پذیرفتم.
گفتم که نه وقت چنگ چنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: گفتم که الان زمان موسیقی و ساز زدن نیست، با تعجب میگویم این چه رنگ و لعابی است!
وانگاه به رسم میهمانهارفتیم به ایل ترکمانها
هوش مصنوعی: سپس به عنوان مهمان، به سرزمین ترکمنها رفتیم.
دادیم نویدها به آنهاگفتیم که ای عزیز جانها
هوش مصنوعی: به آنها وعدههای خوبی دادیم و به آنها گفتیم که ای عزیزان جانها، شما چقدر ارزشمند هستید.
از غم دل ما به رنگ رنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: از درد و رنج دل ما، دنیا به رنگهای مختلف درآمده است. واقعا شگفتانگیز است که این چه رنگهایی دارد!
گفتم سخنان به مکر و فنهاپختم همه را از آن سخنها
هوش مصنوعی: من به بیان حرفهایی پرداختم که با نیرنگ و هنر بیان شده بودند و همه آنها به همین سخنها مرتبط میشود.
خوش داد نتیجه ما و منهااین نقشه نه خوب گشت تنها
هوش مصنوعی: نتیجهی تلاشهای ما و خودخواهیهایمان خوب از آب درنیامد و تنها ماندیم.
هرنقشه که می کشم قشنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: هر نقشهای که برای خود میکشم، زیبا و دلفریب است. چه جالب است که این رنگها چقدر جذاب و دلنواز هستند!
من ممدلی گریز پایمبا دولت روس آشنایم
هوش مصنوعی: من همیشه به دنبال آزادی هستم و با فرهنگ و قدرت روسیه آشنایی دارم.
تهران تو کجا و من کجایمخواهم که به جانب تو آیم
هوش مصنوعی: تهران تو در کجاست و من در کجایم؟ آرزو دارم که به سمت تو بیایم.
کز عشق تو کلهام دبنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، سرم گنگ و پریشان است. سبحانالله! این چه حالتی است که دارم؟
ای ترکمنان نیکمنظرریزید به شهر و قلعه یکسر
هوش مصنوعی: ای ترکمنان زیبا، به شهر و قلعه بریزید تماماً.
چاپید هرآنچه اسب و استرزآغوش پدر کشید دختر
هوش مصنوعی: هر چیزی که اسب و الاغ به دامن پدر خود آورد، اکنون در آغوش دختر قرار گرفته است.
کاین مایهٔ پیشرفت جنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: این مادهای که برای پیشرفت در جنگ استفاده میشود، حیرتآور است؛ واقعاً این چه ترکیب عجیبی است!
وانگاه دو اسبه با دل شادرفتیم به شهر استرآباد
هوش مصنوعی: سپس با خوشحالی و با نغمههای دلانگیز، به راهی پرنشاط به سمت شهر استرآباد حرکت کردیم.
کردیم علم چماق بیدادگفتیم که هرکه پیشکش داد
هوش مصنوعی: ما قدرت ظلم و بیعدالتی خود را به نمایش گذاشتیم و اعلام کردیم که هر کسی که بخواهد چیزی به ما بدهد، باید پیشکش کند.
ایمن زگلولهٔ تفنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: در اینجا، شاعر از یک رنگ عجیب و غیرمنتظره صحبت میکند که به خاطر آن احساس امنیت و آرامش دارد. رنگی که به نظرش زیبایی خاصی دارد و به او حس خوبی منتقل میکند.
«ارشد» که چو ما نشد هراسانشد عازم شاهرود و سمنان
هوش مصنوعی: شخصی که به اندازه ما ترسیده و بیقرار شده، تصمیم به سفر به شاهرود و سمنان گرفته است.
از سوی دگر رشید سلطانشد از ره راست سوی تهران
هوش مصنوعی: رشید در مسیر صحیح به سمت تهران حرکت کرد و به مقام سلطنت رسید.
گفتیم که وقت دنگ وفنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: میتوان گفت که وقتی به سراغ کارهای پرهیاهو و مشغلههای زندگی میرویم، ناگهان به زیباییها و رنگهای مختلفی که در اطراف ما وجود دارد، توجه میکنیم و شگفتزده میشویم.
خود گرچه ز شوق تیز بودیمدر وحشت وترس نیز بودیم
هوش مصنوعی: با اینکه به شدت شوق و اشتیاق داشتیم، اما در عین حال از ترس و وحشت نیز رنج میبردیم.
هردم به سرگریز بودیمهر لحظه بجست و خیز بودیم
هوش مصنوعی: ما همیشه در حال تغییر و تحول بودیم و هر لحظه آماده جست و خیز و حرکت بودیم.
گفتی که به راه ما پلنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: گفتی که در مسیر ما حیوانی به نام پلنگ وجود دارد، واقعاً شگفتآور است که این چه رنگی دارد.
گفتند که کارها شلوغ استوین کهنه چراغ بیفروغ است
هوش مصنوعی: گفتند که همه چیز در هم ریخته است و این چراغ قدیمی دیگر نور ندارد.
سرمایهٔ ارتجاع دوغ استگفتیم که جملگی دروغ است
هوش مصنوعی: سرمایهٔ واپسگرایی چیزی جز دروغ نیست، و همه ما این را میدانیم.
گفتیم که جملگی جفنگ استسبحانالله اینچه رنگ است
هوش مصنوعی: ما گفتیم که همه اینها حواشی و بیمحتواست، اما حالا میبینیم که این موضوع چه زیبایی و جذابیتی دارد.
گفتندکه کشته شد رشیدتگفتند که پاره شد امیدت
هوش مصنوعی: گفتند که رشیدت کشته شده است و این خبر موجب از بین رفتن امید تو شده است.
گفتند وعید شد نویدتگفتند سیاه شد سفیدت
هوش مصنوعی: گفتند که وعده و انتظار تو به پایان رسید و خبری خوشی برایت نیست. گفتند که روزهای خوب تو به تاریکی و ناامیدی تبدیل شده است.
دیدم سر من ز غصه منگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: دیدم که سرم از غم و اندوه در حالت نابسامانی و سرگردانی است. سبحانالله، چه رنگی دارد!
گفتند که خصم کینهخواه استبدخواه به راه و نیمه راه است
هوش مصنوعی: گفتند که دشمن کینهتوزی است که به دیگران حسادت میورزد و در مسیر زندگی، هر جا که باشد، بدخواهیاش را نشان میدهد.
قصد همگی به قتل شاه استدیدیم.که روز ما سیاه است
هوش مصنوعی: همه به دنبال کشتن شاه هستند و ما متوجه شدیم که روزگار ما به شدت تاریک و ناامیدکننده است.
وآئینهٔ ما قرین زنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: آینهای که در کنار زنگ قرار دارد، چه رنگ جذابی دارد! سپاس خدا که اینچنین زیبایی را آفریده است.
گفتندکه ارشدت جدو شدوان میر مکرمت کتو شد
هوش مصنوعی: گفتند که بزرگتر از تو از دنیا رفت و آن شخص با بزرگواری نیز از بین رفت.
اردوی منظمت چپو شدهنگام بدو بدو بدو شد
هوش مصنوعی: اردوی منظم و مرتب ناگهان به هم ریخت و آشفتگی به وجود آمد.
بگریز که جعبه بیفشنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: فرار کن، زیرا این جعبه خالی از فشنگ است. سبحانالله، چه رنگی دارد!
گفتند جناب حکمفرمازحمت چکسوز دگر بفرما
هوش مصنوعی: گفتند آقای حکمفرما لطفاً زحمتی که چکش را میزند، دوباره انجام بدهید.
برگرد کجا که بودی آنجادیدم زین بیش جنگ و دعوا
هوش مصنوعی: به جایی برگرد که قبلاً بودی، چون در آنجا، بیشتر از این، جنگ و دعوا دیدم.
حقا که برای بنده ننگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: واقعاً برای بنده شرمآور است، سبحانالله، این چه رنگی است!
بنمود زمانه هرزه پوئیوین گردون کرد تیرهروئی
هوش مصنوعی: زمانه نشاندهنده بیمبالی و نابسامانی است و این دنیا هم به نادرستی و بدی رو آورده است.
افکند مرا به مردهشوئیگفتیم مگر که جنگجوئی
هوش مصنوعی: مرا به مکان مردهشویی انداختند و گفتیم شاید بتوانی رزمندهای بشوی.
چون عشق نگار شوخ و شنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: عشق به معشوقی که شاداب و بازیگوش است، حقیقتاً حیرتانگیز و زیباست.
امروز ز بخت در گله استمدرگیر شکنجه و تله استم
هوش مصنوعی: امروز به خاطر بخت بد، در مشکلات و سختیها گرفتار شدهام.
درکار فرار و ولوله استمگر بنده امیر قافله استم
هوش مصنوعی: در شر و شور و قشقرق هستم، اگرچه بنده و خدمتگزار راهنمای کاروان هستم.
این قافله تا به حشر لنگ استسبحانالله این چه رنگ است
هوش مصنوعی: این کاروان تا روز قیامت در حال حرکت است و به جلو نمیرود. خداوند را شکر که این وضعیت چقدر جالب است.