شمارهٔ ۴۴ - در مرگ مادر
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از غم فقدان معشوقش سخن میگوید و به نور و روشنی که آن شخص برای او به ارمغان آورده اشاره میکند. وقتی معشوق رفته، زندگی گوینده تاریک شده و او به شدت دلتنگی و اندوه خود را نشان میدهد. او خود را مانند فانوس میداند که شمعش خاموش شده و دیگر نوری ندارد.
ای شمع شبستان من، ای مام گرامرفتی و سیه شد به من از غم ایام
هوش مصنوعی: ای نور زندگی من، ای مادر عزیز! تو رفتی و به خاطر غم جداییات، روزهای من به تاریکی و اندوه تبدیل شد.
بر قبر تو اوفتادم ای گمشده مامچون فانوسی که شمع آن گشته تمام
هوش مصنوعی: بر سر مزار تو نشستهام ای عزیز از دست رفته، مانند فانوسی هستم که نورش تمام شده و خاموش شده است.