بخش ۳۶ - جعل نامه و گرفتار ساختن مرد بیگناه
هوش مصنوعی: در این شعر، شخصی نامهای به دوست و رفیقش مینویسد و از نارضایتی خود نسبت به وضعیت جامعه و فقر عمومی مردم صحبت میکند. او به مالیاتهای سنگین و مشکلات اقتصادی اشاره میکند و میگوید که از نظام حاکم به تنگ آمده است. وی تصمیم میگیرد که شورش کند و از دوستانش دعوت میکند تا به او بپیوندند. اما در عین حال، دوستش را نصیحت میکند و تذکر میدهد که باید برای حفظ دوستیها و جلوگیری از رسوایی در فعالیتهایشان محتاط باشند. در پایان، او بر وفاداری خود به وطن و شاه تأکید میکند و نگرانیهایش را در مورد عواقب افشاگریها بیان میکند.
نامهای ساخت پس به خط رفیقبه سوی خویش کای رفیق شفیق
هوش مصنوعی: نامهای تهیه کرد و با خط دوستش آن را به سوی خود فرستاد، ای دوست عزیز.
دلم از نوکری به تنگ آمدشیشهٔ طاقتم به سنگ آمد
هوش مصنوعی: دل من از خدمت و زیر دست بودن خسته و ناامید شده است و صبرم به شدت کم شده است.
خلق یکسر فقیر و درویشندهمه در فکر چارهٔ خویشند
هوش مصنوعی: تمام مردم فقیر و نیازمند هستند و هرکدام به دنبال پیدا کردن راهی برای حل مشکلات خود میباشند.
یکطرف مالیات قند و شکریک طرف مالیاتهای دگر
هوش مصنوعی: در یک سو مالیات بر قند و شکر وجود دارد و در سو دیگر مالیاتهای مختلف دیگری وجود دارند.
بدتر از این نظام اجباریکرده ترویج شغل بیکاری
هوش مصنوعی: این نظام از روی اجبار باعث شده است که بیکاری به عنوان یک شغل رواج پیدا کند، و این وضعیت بدتر از هر چیز دیگری است.
بجز از چند تن امیر و وزیرباقی خلق مفلسند و فقیر
هوش مصنوعی: جز چند نفر از امیران و وزیران، باقی افراد در تنگدستی و فقر به سر میبرند.
ما چنین، شه چنان، وزیر چنانکشوری موکنان و مویه کنان
هوش مصنوعی: ما اینگونه هستیم، پادشاه آنگونه و وزیر نیز به همین شکل، کشوری را به وجود آوردهایم که در آن همواره ناله و گریه برپا است.
من بر آنم که فتنه آغازمبا چنین دولتی دغل بازم
هوش مصنوعی: من قصد دارم که در برابر چنین دولتی که نیرنگباز است، خیزش و شورشی را شروع کنم.
کردهام شیخ و شاب را تحریکشده اجرای نقشهام نزدیک
هوش مصنوعی: من شیخ و جوان را به تحرک واداشتهام و به زودی نقشهام را به اجرا در میآورم.
که گروهی بههم شریک شوبمهمه در سلک بلشوبک شویم
هوش مصنوعی: من دوست دارم که با گروهی از آدمها همفکر و هم احساس شوم، تا همه با هم در یک مسیر و بهسوی یک هدف مشترک حرکت کنیم.
زد ببایست در نخستین دماین اساس پلید را بر هم
هوش مصنوعی: در آغاز کار، باید این بنیاد نادرست را از هم بپاشی.
تو به تهران بجوی یاران راحزبسازان و خفیه کاران را
هوش مصنوعی: به تهران برو و دوستانی که برای تشکیل حزب تلاش میکنند و کسانی که به صورت مخفیانه فعالیت میکنند را پیدا کن.
من هم اینک ز راه میآیمسرکش وکینهخواه میآیم
هوش مصنوعی: من اکنون از راه میرسم، با روحیهای سرکش و پر از کینه.
من به شورشگری زبان دادمزن خود را طلاق از آن دادم
هوش مصنوعی: من به خاطر شورش و قیام، زنی را که داشتم طلاق دادم.
چون می انقلاب نوشیدماز زن و بچه چشم پوشیدم
هوش مصنوعی: وقتی که از شراب مست شدم، از زن و بچهام چشم پوشیدم و به آنها بیاعتنا شدم.
به تو بس اعتماد دارم مناعتمادی زیاد دارم من
هوش مصنوعی: من به تو خیلی اعتماد دارم و بهت اطمینان زیادی دارم.
چون بهخوبی ترا شناختهامراز خود با تو فاش ساختهام
هوش مصنوعی: زیرا تو را بهخوبی میشناسم، من رازهای خود را با تو در میان گذاشتهام.
باد بر اهل دل درود و سلامختم شد والسلام خیر ختام
هوش مصنوعی: باد به سوی اهل دل سلام و درودی فرستاد و این پایان کار است، که بهترین پایان نیز به شمار میآید.
هشت در پاکتی از آن پاکاتکش فرستاده بود این اوقات
هوش مصنوعی: در این زمان، هشت عدد در پاکتی که از آن پاکتها بود، ارسال شده بود.
رفت و آن نامه را به صد تلبیسداشتش عرضه بر رئیس پلیس
هوش مصنوعی: او رفت و آن نامه را به شیوهای فریبنده به رئیس پلیس ارائه داد.
گفت سوزد بدین رفیق دلمنتوانم که دل از او گسلم
هوش مصنوعی: گفتن که دلباختهام و نمیتوانم از این دوستی دل بکنم زیرا ناراحتی شاید مرا بسوزاند.
بایدش اندکی نصیحت کردنه که رسوایی و فضیحت کرد
هوش مصنوعی: برای او باید کمی راهنمایی و نصیحت کرد، نه اینکه باعث شرمندگی و آبرو ریزی او شد.
زان که هرچند فتنهساز بودبا منش دوستی دراز بود
هوش مصنوعی: چونچه هرگز نقشههای شورشی داشته باشد، اما در دل دوستی عمیق دارد.
من نوشتم بدو نصایح چندلیک ترسم ز من نگیرد پند
هوش مصنوعی: من چندین نصیحت برای او نوشتم، اما میترسم که او از من پندی نگیرد.
گرچه بر کار دوست پرده نکوستلیک دولت مهمتر است از دوست
هوش مصنوعی: هرچند در مورد کارهای دوستان خوب حرف زده میشود، اما داشتن ثروت و توانگری از دوستی مهمتر است.
من وطن خواهم و فدائی شاهدشمن بلشویک نامه سیاه
هوش مصنوعی: من آرزوی وطن دارم و برای حمایت از شاه، در برابر دشمن بلشویکها میجنگم.
لیک مستدعیم کزین ابوابنشود مطلع کسی ز احباب
هوش مصنوعی: اما درخواست میکنم که از این درها هیچکس از دوستان آگاه نشود.
گر بدانند اصل مطلب چیستوندرین کشف جرم، عامل کیست
هوش مصنوعی: اگر بدانند که حقیقت ماجرا چیست و در این کشف جرم، علت و دلیل آن چه کسی است، به طور حتم وضع فرق خواهد کرد.
ذکر من ورد خاص و عام شودزندگانی به من حرام شود
هوش مصنوعی: وقتی که یاد و ذکر من برای عموم و خاصان میشود، زندگی برای من سخت و غیرممکن میشود.
طمعی نیست بنده را از کسقصد من هست خدمت شه و بس
هوش مصنوعی: بنده هیچ خواستهای از دیگران ندارد، تنها هدف من خدمت به پادشاه است و بس.
وین جوان مخلص شفیق منستهمه دانندکاو رفیق منست
هوش مصنوعی: این جوان وفادار و دوست نزدیک من است و همه میدانند که او رفیق من است.
لیک دزدیدهاند هوشش راجهل بستست چشم و گوشش را
هوش مصنوعی: اما آنچه باید گفت این است که حواس و توانایی درک او به دلیل نادانی و جهل، به سرقت رفته و چشم و گوش او را بسته است.
بایدش پند داد و گوش کشیدلیک جرم نکرده را بخشید
هوش مصنوعی: باید او را نصیحت کرد و به او توجه نشان داد، اما باید در نظر داشت که خطای نکرده را نباید مجازات کرد.
گر نهان ماند این حکایتهاکرد خواهم به شاه خدمتها
هوش مصنوعی: اگر این داستانها پنهان باقی بمانند، من خدمتهایی به شاه انجام خواهم داد.
رفت و آسود مرد وجدانکارتار بگرفت و خواند این اشعار
هوش مصنوعی: مردی که وجدانِ سلیم داشت، رفت و آسوده خاطر شد و پس از آن تارش را برداشت و این اشعار را خواند.