بخش ۴۰ - حکایت مرغ پیر که به دام افتاد
هوش مصنوعی: این شعر داستانی از کنفوسیوس را روایت میکند که در آن، وی به همراه یارانش در راهی میگذرد و صیادی را میبیند که تعدادی مرغ را در قفس بسته است. کنفوسیوس با دیدن مرغهای جوان و نرسیده، میپرسد چرا مرغهای پیر در دام نیفتادهاند. صیاد پاسخ میدهد که مرغهای پیر با تجربه، از دام حذر میکنند در حالی که جوانها به خاطر طمع، به دام میافتند. سپس، کنفوسیوس نیز داستانی از خود نقل میکند که چگونه به عنوان یک قاضی، به خاطر نادانی و عدم تجربهاش، دچار مشکل شده و موجب مجازات خود شده است. در نهایت، نتیجهگیری میشود که تجربه و حکمت بزرگترها باید مورد توجه قرار گیرد تا از خطرات احتمالی در زندگی دوری شود.
خواندم اندر حدیث « کنفوسیوس»داستانی به طبعها مانوس
هوش مصنوعی: در داستانهای کنفوسیوس، حکایتی هست که به دلها و طبیعت انسانها نزدیک و آشنا است.
روزی آن رهبر نکوکارانبه رهی می گذشت با یاران
هوش مصنوعی: روزی رهبر نیکوکاران با همراهانش از مسیری عبور میکرد.
دید صیادی اندر آن رستهمرغکی چند را بههم بسته
هوش مصنوعی: یک صیاد در آن منطقه تعدادی پرنده کوچک را دیده که به هم بسته شدهاند.
مینهد جفت جفت در قفسیمرغکان میزنند بال بسی
هوش مصنوعی: پرندگانی که در قفسی قرار دارند، جفتجفت کنار هم نشستهاند و با شادی بال میزنند.
هر دمی مرغکان برآشوبندخویش را برقفس همی کوبند
هوش مصنوعی: هر لحظه پرندگان در قفس به هم میزنند و ناله میکنند.
پس اندیشه و درنگ زیادگفت دانای چین بدان صیاد
هوش مصنوعی: بیهوده وقت را هدر ندهید، زیرا شخص خردمند چین به درستی میداند که شکارچی چه میگوید و به چه نکاتی توجه دارد.
کانچه در جمع مرغکان بینمهمه را نورس و جوان بینم
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جمع پرندگان میبینم، همه آنها را جوان و تازهنفس مییابم.
چیست موجب که این گروه اسیردر میانشان نه کامل است و نه پیر
هوش مصنوعی: چرا این گروه اسیر، نه در میانشان فردی تمام و کمال وجود دارد و نه کسی مسن و سالخورده؟
گفت صیاد کای حکیم همامپیر مرغان نیوفتند به دام
هوش مصنوعی: صیاد به حکیم همام میگوید: ای حکیم، مرغها هرگز در دام نیفتادهاند.
دام بینند و ز آن حذر گیرنددانه بینند و طمع برگیرند
هوش مصنوعی: آنها دام را میبینند و از آن دوری میکنند، و دانه را مشاهده میکنند و به آن طمع میکنند.
و آن جوانان که همره پیرانراهجویان شوند و پرگیران
هوش مصنوعی: جوانانی که با تجربهها و بزرگترها همراه میشوند و از آنها بهرهمند میشوند.
همه از برکت بزرگترانتجربت دیدگان و راهبران
هوش مصنوعی: همه چیز به خاطر وجود بزرگترها و تجربههای آنهاست که ما میتوانیم درک کنیم و راههای درست را پیدا کنیم.
برهند از مخاطرات عظیموز مضایق برون روند سلیم
هوش مصنوعی: از خطرات بزرگ و سختیها، افرادی سالم و پیروز بیرون میآیند.
لیک آنان که خودسرند و جهولپند پیران نمی کنند قبول
هوش مصنوعی: اما کسانی که خودرأی و نادان هستند، نصایح و تجربیات بزرگترها را نمیپذیرند.
خودسرانه به هر طرف پویانهمه «آوی الیالجبل» گویان
هوش مصنوعی: به طور خودجوش و بدون برنامهریزی، به هر سمتی در حال حرکت هستند و همه با صدای بلند میگویند: «به سوی کوه برو!»
در جوانی به غم دچار شوندبستهٔ دام روزگار شوند
هوش مصنوعی: در جوانی ممکن است انسان به ناراحتی و نگرانی گرفتار شود و به تلههای زندگی بیفتد.
به غم و غصه مبتلا گردندصید سرپنجهٔ بلا گردند
هوش مصنوعی: آنها به اندوه و ناراحتی دچار میشوند و مانند شکار در دام مشکلات گرفتار میشوند.
ناگه اندر میان آن تقریردید استاد بسته مرغی پیر
هوش مصنوعی: ناگهان در حین سخنرانی، استاد دید که مرغی پیر در قفس بسته شده است.
رو به صیاد کرد و گفت این چیستمگر این مرغ پیر و کامل نیست؟!
هوش مصنوعی: به صیاد نگاه کرد و پرسید: آیا این پرنده پیر و سالم نیست؟
گفت صیاد کاین ز بخت سیاهرفته با نورسان ز غفلت راه
هوش مصنوعی: صیاد گفت که این پرنده به خاطر بخت بدش از راه نور و روشنی دور شده و در غفلت به دام افتاده است.
پیر سر، جسته از جوانی کامبا جوانان و نوخطان زده گام
هوش مصنوعی: پیرمرد که موهایش سفید شده، از جوانی خود بیرون آمده است و با جوانان و تازهواردان در حال قدم زدن و لذت بردن است.
چون ره تجربت نهاده ز دستشده پیرانه سر به غم پابست
هوش مصنوعی: وقتی که تجربهام را از دست دادهام، حالا به چیزی تبدیل شدهام که در پیری و دلتنگی گرفتار شدهام.
من چوآن مرغ پیر، خام شدمبا جوانان به سوی دام شدم
هوش مصنوعی: من مانند مرغی کهنسال شدم، در حالی که با جوانان و بیتجربهها همراه شدم و در دام گرفتار شدم.
بودم از قاضیان عضو تمیزداشت دولت مرا بزرگ و عزیز
هوش مصنوعی: من از جمله قاضیان بودم که دارای ویژگیهای برجستهای بود و دولت مرا ارجمند و عزیز شمرد.
روزی از روزها ز بخت سیاهچند دهقان درآمدند ز راه
هوش مصنوعی: روزی از روزهای نامساعد و بدی، چند کشاورز بهطور ناگهانی از راهی وارد شدند.
از ولایت به ری روان گشتنددر بر بنده میهمان گشتند
هوش مصنوعی: از سرزمینهای دور به سمت ری حرکت کردند و در خانهٔ بنده مهمان شدند.
حاکم روستا ز فرط غرورملکشان را گرفته بود به زور
هوش مصنوعی: حاکم روستا به خاطر تکبرش، به زور ملک مردم را تصاحب کرده بود.
همگی از تعدی سرتیپداده بودند محضری ترتیب
هوش مصنوعی: همه به خاطر تجاوزات، برای سرتیپ یک نامه رسمی ترتیب داده بودند.
لابه کردند نزد من یکسرتا سجلی کنم در آن محضر
هوش مصنوعی: عدهای به نزد من آمدند و خواستند که گواهی یا نامهای برایشان بنویسم.
من نادان ز فرط نادانیغافل از رازهای پنهانی
هوش مصنوعی: من به خاطر نادانیام، از رازهای پنهان بیخبرم.
خالی الذهن و حسبهٔللهچون که بودم در آن قضیه گواه
هوش مصنوعی: من در آن ماجرا بدون هیچ تصوری و فقط به خواست خدا بودم که شاهد آن حوادث شدیم.
بنوشتم گواهی خود رارقم رو سیاهی خود را
هوش مصنوعی: من شهادت خود را به ثبت رساندم و آثار ننگین خود را هم مشخص کردم.
شاد گشتند آن کشاورزانکانچنین تحفه یافتند ارزان
هوش مصنوعی: کشاورزان از پیدا کردن این هدیه ارزشمند بسیار خوشحال شدند چون آن را با قیمت مناسب دریافت کردند.
به گمانشان که این بزرگ سجلخرشان را برون کشد از گل
هوش مصنوعی: به نظر آنها، این بزرگ (شخص مهم) میتواند مشکلات و چالشهای زندگیشان را حل کند و از گرفتاریها رهاییشان بخشد.
لیک غافل کزین گناه گرانخر دیگر فزوده شد به خران
هوش مصنوعی: اما غافل نباش که به خاطر این گناهان، تعداد خرها بیشتر شده است.
قصه کوته چو دید شخص امیردر مجلتا گواهی من پیر
هوش مصنوعی: داستان کوتاه است وقتی که شخصی امیر در مجلسی، شاهدی از من پیر را مشاهده میکند.
گفت کاین پیرمرد احمق کیست؟او اگر شاهد است قاضی نیست!
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که شخصی نسبت به پیرمردی که به نظر احمق میرسد، سوال میکند و به این موضوع اشاره میکند که اگر او تنها شاهد است، نباید به عنوان قاضی به حساب آید. به عبارت دیگر، تجربه و دانش کافی برای قضاوت ندارد و فقط نظارهگر است.
قاضی جیرهخوار بیتدبیرکاو شهادت دهد به ضد امیر
هوش مصنوعی: قاضی که وابسته به مزد و مواجب است و بیتوجه و نادان است، برای شهادت دادن علیه فرمانروا آماده میشود.
نیستیم از قضاوتش راضیخر جولا به از چنین قاضی
هوش مصنوعی: ما از قضاوت او راضی نیستیم، زیرا خر جولا بهتر از چنین قاضی است.
بنده را از مقام عز و جلالحبس کردند در جوار مبال
هوش مصنوعی: زننده، شخصی را که در مرتبهای بلند و با عظمت قرار دارد، به دلیل برخی شرایط، در مکانی محدود و بیاهمیت قرار دادهاند.
چون نمایم کلاه خود قاضینیستم زبن قضیه ناراضی
هوش مصنوعی: وقتی کلاهم را برمیدارم، نشان میدهد که قاضی نیستم و از این ماجرا ناراضیام.
حق همین است اگرچه باشد تلخبه شقاوت کشد قضاوت بلخ
هوش مصنوعی: حقیقت همین است، هرچند که تلخ باشد و سرنوشت سختی به دنبال داشته باشد.