بخش ۵۲ - در شکایت از خالق
هوش مصنوعی: غزل در مورد ناامیدی و رنج انسانی است که با مشکلات مالی و اجتماعی روبرو شده است. شاعر از وضعیت دشوار خود و خانوادهاش میگوید، اینکه همسرش را به ری فرستاده تا از فروش خانه و اموالش قرضهایشان را پرداخت کند. او از دو فرزندش یاد میکند که دلبستگی و مونس جانشان هستند و از دوری دخترش غمگین است. شاعر با ناله به خدا از ظلم و بیعدالتی در جامعه شکایت میکند و از اینکه چگونه بیگناهان مانند او مورد ظلم واقع میشوند.
او به وضعیت نگرانکننده اجتماعی اشاره میکند که در آن افراد خوب و مهربان در سختیاند و کسانی که باید بر آنها رحم کنند، در عذاباند. او انتقاد میکند از اینکه چرا خداوند بیعدالتیهای موجود را نمیبیند و از او میخواهد تا سایه ظلم را از سر انسانها بردارد. شاعر بر این باور است که زندگی تا حد زیادی در دستان خدای بزرگ است و درک نادرست از زندگی باعث ایجاد مشکل در دستیابی به آرامش و سعادت واقعی افراد میشود. او در نهایت دعا میکند تا خداوند او و دیگران را از این رنجها نجات دهد.
چون که نومید بودم از تهرانبود قرضم فزون و فرع گران
هوش مصنوعی: زمانی که از زندگی در تهران ناامید بودم، قرضم زیاد و بهرهاش سنگین بود.
دیدم از رهن دادن اسبابکار مخلص شود عظیم خراب
هوش مصنوعی: دیدم که وقتی کار را به دیگران بسپارم، نتیجهاش به طور جدی خراب خواهد شد.
زن خود را به رَی فرستادماز خود او را وکالتی دادم
هوش مصنوعی: من همسرم را به ری فرستادم و به او وکالت دادم تا به جای من کارهایی را انجام دهد.
کز ره بیع خانه و کالاقرضها را کند تمام ادا
هوش مصنوعی: در مسیر خرید و فروش، بدهیها به طور کامل تسویه میشود.
دختری خرد دارم و پسریسال این چار وپنج آن دگری
هوش مصنوعی: من یک دختر خردسال و یک پسر دارم که در سالهای مختلفی به دنیا آمدهاند، یکی در چهار سال گذشته و دیگری در پنج سال پیش.
دو فرشته دو نازنین دو ظریفدوگل تازه و دو مرغ لطیف
هوش مصنوعی: دو فرشته زیبا و نازکاندام، همانند دو گل تازه و دو پرنده لطیف هستند.
هر دو هملانهاند و همبازیکرده با هم به بازی انبازی
هوش مصنوعی: آنها با هم در یک منزل کنار هم زندگی میکنند و بازی میکنند؛ به طور گروهی و با هم دیگر مشغول بازی هستند.
قوت قلب و لذت بصرندمونس جان مادر و پدرند
هوش مصنوعی: نیروی دل و لذت دیدن، همراه و مونس روان انسان، پدر و مادر هستند.
این دو قسمت شدند وقت سفرپسر اینجا بماند و شد دختر
هوش مصنوعی: در هنگام سفر، این دو قسمت شدند؛ پسر در اینجا ماند و دختر رفت.
من ز هجران دخت در تب و تابمادر از هجر پور، دیده پر آب
هوش مصنوعی: من به خاطر فراق دخترم در حالى که مادرش از فراق فرزندش ناراحت است، در حال گریه و اندوه هستم.
ای رهانندهٔ سیه روزانرحمتی کن بر این دل سوزان
هوش مصنوعی: ای کسی که نجاتدهندهی بدبختان هستی، بر این دل آتشین رحمتی کن.
ما دوتن بیگناه و مظلومیمهمچو اطفال خویش معصومیم
هوش مصنوعی: ما دو نفر بیگناه و بیپناه هستیم، مانند کودکان خود که پاک و معصوماند.
خود تو آگاهی از حقایق امرگنه زید و بیگناهی عمر
هوش مصنوعی: تو خود آگاهی از حقایق زندگی، که در آن گناه و بیگناهی هرکدام چه معنا و جایگاهی دارند.
خود تو دانی که این گروه فقیرمن و چون من هزار خیل، اسیر
هوش مصنوعی: تنها تو میدانی که من و هزاران نفر دیگر همچون من در فقر و نیاز گرفتار هستیم.
این همه ظلم چون پسندی تودست ظالم چرا نبندی تو
هوش مصنوعی: چرا اینقدر ظلم را میپذیری و کاری نمیکنی؟ چرا خودت دست ظالم را نمیگیری و او را متوقف نمیکنی؟
زن و مردی که نان به خلق دهندهرچه آید به کف به سفره نهند
هوش مصنوعی: زن و مردی که به دیگران کمک میکنند و نیازهای آنها را برطرف میسازند، هر چیزی که به دست آورند را با دیگران تقسیم میکنند و در سفره خود قرار میدهند.
روزتا شب به خوف وبیم چرا؟خستهٔ مردم لئیم چرا؟
هوش مصنوعی: چرا در طول روز و شب از ترس و نگرانی زندگی میکنی؟ خسته از دست انسانهای پست و نامرد هستی؟
زن ومردی که کودکان دارنددل یک مورچه نیازارند
هوش مصنوعی: زن و مردی که فرزندان دارند، دلشان رئوف و مهربان است و حتی نمیخواهند که کوچکترین آسیب و آزاری به یک مورچه برسد.
از جهان خوش به کودکانی چندتربیت کردن جوانی چند
هوش مصنوعی: خوشحالتر از آن نیست که چند کودک را به خوبی تربیت کنی و در جوانیات این کار را انجام دهی.
زن گرفتار بچه پروردنمرد مشغول تربیت کردن
هوش مصنوعی: زن در حال پرورش و بزرگ کردن فرزندان است، در حالی که مرد مشغول تربیت و آموزش دیگران میباشد.
من نگویم ادیب و دانایمادبآموز و کشورآرایم
هوش مصنوعی: من نمیگویم که استاد یا عالم هستم، بلکه خود را کسی میدانم که در حال یادگیری آداب و هنرهای زندگی است و به پرورش کشور و مردمانش کمک میکند.
کم از این لااقل که من پدرمپدر پنج دختر و پسرم
هوش مصنوعی: من حداقل این را کم دارم که پدرم پدر پنج دختر و پسر است.
با چنین کس چنین جفا نکنندبیگناهیش مبتلا نکنند
هوش مصنوعی: با کسی که چنین رفتار دارد، به او جفا نکنید و بیدلیل او را مورد آزار قرار ندهید.
ور بود این پدرگنه کاریچیست جرم کسان او باری
هوش مصنوعی: اگر پدر شما کار نادرستی کرده، چه تقصیری بر گردن فرزندانش است؟
هفت مه زین عزیمتم شده طیخانهام بیاجاره ماند به ری
هوش مصنوعی: هفت ماه است که به خاطر این موقعیت بزرگم، خانهام بدون مستاجر مانده و به حالت خالی درآمده است.
که بزرگان کشور و اعیانبیم دارند از اجاره ی آن
هوش مصنوعی: بزرگان و افراد مهم کشور از اجاره آن میترسند و نگران هستند.
اینت دژخیمی و دژآگاهیاینت نامردمی و بدخواهی
هوش مصنوعی: تو دشمنی و به دیگران آسیب میرسانی، تو کسی هستی که به جایِ صداقت و خوبی، خیانت و بدی را انتخاب کردهای.
بنگر این عنف و بد مذاقی راهم بر این کن قیاس باقی را
هوش مصنوعی: به این بدبختی و طعم تلخی که داری نگاه کن و آن را با حالتهای دیگر زندگیات مقایسه کن.
الغرض ای خدای نادیدهاز تو چیزی کسی نفهمیده
هوش مصنوعی: در نهایت، ای خدایی که کسی تو را نمیبیند، کسی از تو چیزی نمیداند و فهمی از تو ندارد.
هر به چندی ددی برانگیزیدد نابخردی برانگیزی
هوش مصنوعی: هر از گاهی تو بیحساب و بدون درنگ، افرادی نادان و بیخود را به تحرک واداشته و به انجام کارهای ناپسند وادار میکنی.
مردمان را کنی دچار ددانبخردان را شکار بیخردان
هوش مصنوعی: مردم را به قید و بند کسانی میافکنی که خود را دانا و عاقل میپندارند، ولی در حقیقت به شکار افراد نادان و بیخبر مشغولند.
چون که کار ددان به گند افتادخشت آن دسته از خرند افتاد
هوش مصنوعی: وقتی کار زشتکاران خراب شد، سنگبنای آن گروه هم ویران گردید.
بار دیگر خری برون آرییا ز خر بدتری برون آری
هوش مصنوعی: بار دیگر باید با چیزی یا کسی جدید مواجه شوی، یا از وضعیت دشوارت به وضعیت حتی بدتری برسید.
عاقلان را کنی اسیر خرانعارفان را دچار بیخبران
هوش مصنوعی: افراد باهوش را در دام افراد نادان میافکنند و عارفان را با ندانمکاریهای جاهلان گرفتار میکنند.
اگر این است حال جمله کراتهست یکسان نجوم با حشرات
هوش مصنوعی: اگر حال تمامی کرات و سیارات این گونه است، پس کیهان به اندازه حشرات بیاهمیت و بیارزش است.
همه لغوند عاقل و معقولمنطقی نیست آکل و ماکول
هوش مصنوعی: همه افرادی که به نظر میرسد منطقی و عاقل هستند، به این معنا نیست که همه آنها در درک رفتارها و خوراکیها درست عمل میکنند.
گه بسازی گهی خراب کنیوز میان بدتر انتخاب کنی
هوش مصنوعی: گاهی میسازی و گاهی ویران میکنی، و از میان گزینهها بدترین را انتخاب میکنی.
چیره سازی معاویه به علیخون کنی در دل علی ولی
هوش مصنوعی: برتری معاویه بر علی، دل علی را پر از درد و خشم کرده است.
بر بهین فرد زادهٔ عترتپور مرجانه را دهی نصرت
هوش مصنوعی: اگر بهترین فرد از نسل عترت را یاری کنی، به او کمک و نصرت دادهای.
جیش چنگیز را کنی یاریخون ایرانیان کنی جاری
هوش مصنوعی: اگر به چنگیز کمک کنی، خون ایرانیان به جریان میافتد.
موجبات و علل بپا سازیجنگ بینالملل بپا سازی
هوش مصنوعی: دلایل و عواملی که موجب ایجاد جنگهای جهانی میشود.
هرچه جنس بشربه جدکوشدعاقبت جام بدتری نوشد
هوش مصنوعی: هرکس که در پی لذتهای زودگذر باشد، در نهایت به عواقب بدتری دچار خواهد شد.
در تقلا چوگاو عصاریهمه بر گرد خویشتن ساری
هوش مصنوعی: همچون گاوی که در آسیا تلاش میکند، همواره به دور خود میچرخد و به زحمت میافتد.
اختیار جهان اگر با تستاز چه رو کارهاست ناقص و سست
هوش مصنوعی: اگر همهی امور جهان به دست تو باشد، چرا کارها اینقدر ناقص و ضعیف انجام میشود؟
ور ترا بر زمانه نیست نگاهچیست پس فرق بنده با الله
هوش مصنوعی: اگر تو به زمان و جهان نگاهی نداری، پس چه تفاوتی میان بنده و خداوند وجود دارد؟
ما بهشت ترا نمیخواهیمسرنوشت ترا نمیخواهیم
هوش مصنوعی: ما بهشت تو را نمیخواهیم و به سرنوشت تو هم اهمیتی نمیدهیم.
فقرو ثروتبهشت و دوزخ تستبین این دو مقام برزخ تست
هوش مصنوعی: فقر و ثروت بستگی به حالت شما دارد و میتواند بهشت یا جهنم باشد. بین این دو وضعیت، زندگی شما در برزخ قرار دارد.
در ببند این بهشت و دوزخ رابی دخالت گذار برزخ را
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره میشود که نباید به دنیای بهشت و دوزخ به عنوان دو مکان مجزا نگاه کرد و بهتر است که انسانها در مرحلهای میان این دو قرار بگیرند تا خودشان انتخاب کنند.
هر زمان سایهای میار برونشخص پر مایهای میار برون
هوش مصنوعی: هر بار که سایهای به وجود میآید، شخص برجستهای را به نمایش بگذار.
نه همین از تو خون به دل داریمکه ز ظل تو نیز بیزاریم
هوش مصنوعی: ما تنها به خاطر رنجی که از تو برداشتیم دل شکستهایم، بلکه حتی از سایهی تو هم فاصله گرفتهایم.
«ظل» خود را گمار بر خورشیدتا ز ظل تو بفسرد جاوید
هوش مصنوعی: سایهات را بر روی خورشید بیفکن تا نور تو همیشه درخشان بماند و نابود نشود.
بفسرد، یخ کند، سراب شودوین نظام کهن خراب شود
هوش مصنوعی: اگر همه چیز خراب شود، یخ بزند، گول بخورد و این نظام قدیمی و سنتی از بین برود.
همه برهم خورند این حشراتحشراتی که خواندهایم کرات
هوش مصنوعی: همه این حشرات که نامشان را شنیدهایم، با هم به هم میخورند و در هم تداخل میکنند.
آه ازین سایههای بیمایهاز سر دهر دور این سایه
هوش مصنوعی: ای کاش از این سایههای بیارزش که بر سر زندگیام وجود دارد، رهایی یابم و از آنها دور شوم.
بارالها به حق هشت و چهارسایهات را ز فرق ما بردار
هوش مصنوعی: خدایا، به عظمت و مقام تو از ما دوری کن و سایهات را از سر ما بردار.
آنچه گفتم تمام طیبت بودنز سر جهل و شک و رببت بود
هوش مصنوعی: آنچه من بیان کردم، به خاطر پاکی و صداقت من بود و نه به دلیل نادانی و تردید.
علمما ناقصاستوصبر کماستعمر محدود و رنج دمبدمست
هوش مصنوعی: دانش ما ناتمام است و صبر ما اندک. عمر ما محدود است و هر لحظه با درد و زحمت مواجه هستیم.
پای بینیم و سر نمیبینیمقفل بینیم و در نمیبینیم
هوش مصنوعی: ما فقط نشانههایی از وجود یک چیز را میبینیم، اما خود آن شیء را نمیتوانیم ببینیم. مانند اینکه پای یک در را میبینیم، اما خود در را نه. یا قفلی را میبینیم، اما در را که باید قفل کند، نمیبینیم.
همه بینیم جز وی از آغازغافل از روزگارهای دراز
هوش مصنوعی: همه ما از او غافلیم و در طول زمان به چیزهای دیگر مشغولیم.
گر از آغازمان خبر بودیور به فرجاممان نظر بودی
هوش مصنوعی: اگر از ابتدا آگاه بودی و به نتیجه کارمان نگاه میکردی، شاید وضعیت ما متفاوت میبود.
هرگز این کاستی نمیدیدیمبجز از راستی نمیدیدیم
هوش مصنوعی: ما هیچ وقت این کمبود را نمیدیدیم جز به خاطر راستگویی.
پیش خرُم،جهان خوش و نیکستنزد غمگین، زمانه تاریک است
هوش مصنوعی: در حضور خوشحالها و شادابها، دنیا زیبا و دلنشین است، اما برای کسانی که غمگین هستند، زندگی بسیار تاریک و سخت به نظر میرسد.
گر به ما بد رسدگناه از ماستور رسدنیکیآنزسوی خداست
هوش مصنوعی: اگر به ما آسیب یا بدی برسد، تقصیر از خود ماست، و اگر چیزی خوب به ما برسد، آن از جانب خداوند است.