بخش ۷۸ - فرار آیرم از ایران
هوش مصنوعی: در این متن شاعر به داستان میرلشگر و مشکلاتش میپردازد. میرلشگر پس از بازگشت شاه از سفر، بار سفر را میبندد. او پسری نوجوان و زیبایی دارد که به مرگ جوانی دچار میشود و داماد شاه است. پسر به خاطر رفتارهای ناسالم و دزدیها، با مشکلاتی مواجه میشود و در نهایت به دنبال ثروت و زندگی راحت به فرنگ میگریزد. بهانههایش برای این کار درست نیست و در آنجا زندگی راحتی دارد ولی باید منتظر عواقب کارهای گذشتهاش باشد. شاعر در انتها به پیگیری انتقام بر میگردد و میگوید که عاقبت باید پاسخ گو باشد.
میر لشگر ز من مکدر گشتتاکه شاهنشه از سفر برگشت
هوش مصنوعی: فرمانده سپاه بر اثر ناراحتی من دچار مشکل شد تا اینکه شاه بزرگ از سفر به خانه برگشت.
چون درآمد شه از سفربه حضرمیرلشگر ببست بار سفر
هوش مصنوعی: زمانی که شاه از سفر به شهر برگشت، فرمانده سپاه بار سفر را بست.
پسری نوجوان و رعنا داشتشد جوانمرگ، اینت بدپاداشت
هوش مصنوعی: پسری جوان و زیبا بود که به مرگ زودرس دچار شد، این به خاطر بدی سیرت او بود.
بود داماد شاه آن فرزندچون پسر مرد، سست شد پیوند
هوش مصنوعی: داماد شاه به خاطر مرگ پسرش، روابط و پیوندها را تضعیف شده میبیند.
دخلها کرده بود و دزدیهاناسزاها و زن بمزدیها
هوش مصنوعی: او به خاطر کارهای ناپسندش، از جمله دزدی و کمفروشی، به شدت مورد سرزنش قرار گرفته بود.
گربهٔ دزد بود مردک پستسینهدردیبهانه کرد و بجست
هوش مصنوعی: مردی که به کارهای بد دست میزد، بهانهای مثل درد سینه را مطرح کرد و فرار کرد.
کارها بهر شاه ساخته بودخوب ارباب را شناخته بود
هوش مصنوعی: او کارها را به خوبی برای شاه آماده کرده بود و به خوبی اربابش را میشناخت.
آخرکار اسعد و تیموراو ز نزدیک دید و ما از دور
هوش مصنوعی: در پایان کار، اسعد و تیمور به یکدیگر نزدیک شدند، در حالی که ما از دور شاهد این ماجرا بودیم.
چند ملیون ز خوان یغما زدپاچه را ورکشید بالا زد
هوش مصنوعی: چندین میلیون از سفره دیگران را به نفع خود برداشتند و از آن بهرهمند شدند.
علقهٔ خانمان ز هم بگسیختور جلا زد سویفرنگ گریخت
هوش مصنوعی: اگر ارتباطات خانوادگی به هم بریزد و کسی برای گرفتن زیبایی یا زندگی بهتر به سرزمینهای دور برود، مشکلات و جداییها پیش میآید.
ناخوشی را بهانه کرد آنجاطلب آب و دانه کرد آنجا
هوش مصنوعی: در آنجا بهانهای برای ناخوشی پیدا کرد و خواست که آب و دانه را درخواست کند.
چند ماهی حقوق و جیره گرفتعاقبت هم هزار لیره گرفت
هوش مصنوعی: مدت زیادی دریافت کننده حقوق و مزایا بود، اما در نهایت مبلغ قابل توجهی به دست آورد.
دانه پاشید شه که باز آیدطایر جسته کی فراز آید
هوش مصنوعی: سلطانی دانهای پاشیده که بازگشت طایری از آن ممکن است؛ اگر این دانهها رشد کند و پرندهای پرواز کند.
این زمان در فرنگ آزاد استکیسه پرپول وکله پر باد است
هوش مصنوعی: این روزها در کشورهای خارجی، فردی که دارای ثروت است، احساس راحتی و آزادی بیشتری دارد و میتواند زندگی را به صورت دلخواه بگذراند.
تا سپهرش کجا جواز دهدکانتقام گذشته باز دهد
هوش مصنوعی: تا زمانی که آسمان اجازه دهد، هرگز خدایی که انتقام گذشته را بگیره برای تو آزادی نخواهد داشت.
وآن سخن را که گفته بد با منباش تا کی بگیردش دامن
هوش مصنوعی: برای مدتی با من بمان و نگذار که آن حرف ناپسند دوباره بازگردد و دامن گیر ما شود.