دوبیتی شمارهٔ ۴۷
این شعر درباره نهایت آرزوی شاعر است که دوستدارد محبوبش را ببیند اما دیدار محبوب برای او میسر نیست و امکان ندارد پس میگوید میروم آنها که محبوب من را میبینند، دیدار میکنم.
خوشا آنانکه هر شامان ته وینندسخن با ته گرند با ته نشینند
خوش بهحال آنها که هر شب تو را میبینند و با تو مینشینند و همصحبت تو میشوند.
مو که پایم نبی کایم ته وینمبشم آنان بوینم که ته وینند
من که توان و پای آن را ندارم که بیایم و تو را ببینم پس میروم آنها را میبینم که تو را میبینند.