دوبیتی شمارهٔ ۱۴۶
شاعر میگوید که بدون معشوق باغها و گلزارهای زیبا و سبز برای اون همچون زندان و آتش است. بدون او تمام عمرش مانند یک خواب پریشان است و ناراحت است.
بی ته گلشن چو زندانه به چشممگلستان آذرستانه به چشمم
بدون تو گلزار برایم چون زندان و باغ مانند سرزمین آتش است.
بی ته آرام و عمر و زندگانیهمه خواب پریشانه به چشمم
بدون تو تمام زندگی برایم مانند یک خواب پریشان است.