دوبیتی شمارهٔ ۱۸۶
هوش مصنوعی: شاعر از دل تنگی و احساس ناراحتی خود میگوید. او نمیداند چطور صبر کند و از دلتنگی راضی به مرگ است. همچنین، به خاطر شرم و حجاب خود، نمیتواند احساساتش را بیان کند و نمیداند چگونه حالش را به معشوق خود منتقل کند.
دلُم تنگه ندانُم صبر کِردَنز دلتنگی بُوَم راضی به مُردَن
هوش مصنوعی: دل من خیلی گرفته است و نمیدانم چطور میتوانم صبر کنم. از دلتنگی به سر میبرم و رازی در خودم دارم که با این حال باید به زندگی ادامه بدهم.
ز شرم روی تِه مو در حِجابِمندانُم عرض حالَم واته کِردَن
هوش مصنوعی: به خاطر حیا و شرم، نمیدانم چگونه حال خود را از پشت حجاب توضیح دهم.