دوبیتی شمارهٔ ۲۱۰
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از شادی و شوقی که به هنگام ورود یار احساس میکند، سخن میگوید. او به انتظار لحظهای خوشایند است که محبوبش به در وارد شود و غم و جدایی را از میان ببرد. شاعر از عمق دل میخواهد که جانش را با شوق بیانتهای خود به محبوبش تقدیم کند و از این عشق و شوق بسیار خوشحال است.
خوش آن ساعت که یار از در درآیوشو هجران و روز غم سر آیو
هوش مصنوعی: خوشا آن لحظه که محبوب به در وارد شود و زمان جدایی و روزهای غم به پایان برسد.
ز دل بیرون کنم جان را به صد شوقهمی واجم که جایش دلبر آیو
هوش مصنوعی: با اشتیاق بسیار میگویم که از دل خود جان را خارج میکنم، زیرا جایی که باید باشد، دلبر من است.