دوبیتی شمارهٔ ۲۶۰
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از غم و ناراحتی ناشی از دوری و عدم دستیابی به معشوق صحبت میکند. او احساس میکند که این دوری باعث ناراحتی و بیتابیاش شده و این وضعیت را بهعنوان گناهی از خود میداند. درواقع، او به وضعیتی اشاره دارد که با اینکه در کنار کسی است، اما دلش تنها برای شخصی دیگر تنگ است.
دلم از دست تو دایم غمینهبه بالین خشتی و بستر زمینه
دلم از دست تو همیشه اندوهگین است. بالینم خشت است و بسترم زمین.
همین جرمم که مو ته دوست دیرمکه هر کت دوست دیره حالش اینه
جرمم این است که تو را دوست دارم. هر کس که تو را دوست داشته باشد، حالش همین است.