شمارهٔ ۱۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و میگوید که وجود او زینتبخش هر جمعی است. او همچنین به معشوقهاش میگوید که نباید به دیگران نگاه کند و در نظر خود فقط بر او تمرکز کند. شاعر ابراز میکند که محبت و لطف او باید مخصوص خودش باشد و تا کی باید در اثر این عشق تحمل کند. او در مییابد که علاقهاش به محبوبش باعث شده تا درد و رنجهایش نادیده گرفته شود و زندگیاش تحت تاثیر این عشق قرار گیرد. این شعر در نهایت به این نکته میرسد که اگر زندگی به این شکل ادامه یابد، مردن بهتر از زیستن است.
حسن تو چند زینت هر انجمن بودروی تو چند آینهٔ مرد و زن بود
هوش مصنوعی: زیبایی تو چه اندازه در میان مردم جلوهگر است، چهرهٔ تو همچون آینهای است که زیبایی مردان و زنان را به نمایش میگذارد.
تیر نظر به غیر میفکن که هست حیفشیرافکن آهوی تو که روبه فکن بود
هوش مصنوعی: چشم خود را به دیگری نینداز که این کار ناپسند است، چرا که ممکن است زیبایی و خاصیتهای خاص تو را تحت تأثیر قرار دهد.
لطفی ندید غیر که مخصوص او نبودلطفی به من نمای که مخصوص من بود
هوش مصنوعی: لطفی که به دیگران میفرمایی متعلق به خودشان است و تنها برای آنهاست. لطفی به من نشان بده که ویژه و منحصر به فرد برای من باشد.
ای در بر رقیب چو جان مانده تا به کیجان هزار دل شده در یک بدن بود
هوش مصنوعی: ای عشق من، تو به سان جان من در کنار رقیب باقی ماندهای، تا کی باید این حال را تحمل کنم که قلبهای زیادی در یک جسم خلاصه شده است؟
من سینهچاک و پیش تو بی درد در حسابآن چاکهای سینه که در پیرهن بود
هوش مصنوعی: من با دل شاد و بدون نگرانی پیش تو هستم، در حالی که زخمهایی که بر دلم هست، مانند چاکهای پیراهنم به شمار میآید.
تا غیر خاص خویش نداند حدیث اوراضی شدم که با همهکس در سخن بود
هوش مصنوعی: من راضی شدم که داستان او را با دیگران بگویم، تا کسی غیر از خودیها نتواند به آن آگاه شود.
اوقات اگر چنین گذرد محتشم مداممردن هزار بار به از زیستن بود
هوش مصنوعی: اگر زمان به این شکل بگذرد، محتشم، مدام مردن هزار بار بهتر از زندهماندن است.