شمارهٔ ۵۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عاشقانه و درد جدایی است. شاعر به این موضوع اشاره میکند که عشق او به معشوقش نامحسوس و پنهان است و با وجود آنکه دیگران در پی او هستند، او از این موضوع ناراضی است. او بیان میکند که عشق واقعی او در معرض خطر است و جدایی او را به طوفانی دچار کرده است. همچنین به احساسات دیگران و بحرانهایی که در عشق به وجود آمده، اشاره دارد و از معشوقش میخواهد که در شرایط دشوار به او توجه کند. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که در شرایط سخت تنها عشق واقعی او معنا پیدا میکند.
چون نیست دلت با من از وصل تو هجران بهاین لطف زبانی هم مخصوص رقیبان به
هوش مصنوعی: از آنجا که دل تو با من نیست و به خاطر جدایی از وصال تو، این سخن زیبا فقط برای دشمنان است.
چون لطف نهان تو پیداست که با غیر استمهری که مرا با تو پیدا شده پنهان به
هوش مصنوعی: زمانی که محبت پنهان تو به وضوح نمایان است، میتوان فهمید که عشق و محبت من به تو از سرِ دیگران پنهان مانده است.
اغیار چو بسیارند در کوی تو پاکوبانبنیاد وصال ما زین زلزله ویران به
هوش مصنوعی: وقتی که دیگران زیادی در مسیر تو حضور دارند، زیربنای ارتباط و نزدیکی ما به خاطر این بحران و آشفتگی نابود میشود.
عشاق چه غواصند در بحر وصال توکشتی من از هجران در ورطهٔ طوفان به
هوش مصنوعی: عاشقان مانند غواصانی هستند که در اعماق عشق و وصال تو غوطهورند، در حالی که من به خاطر جداییام در طوفانی بزرگ و پرتلاطم گرفتار شدهام.
چون آینهٔ رویت دارد خطر از اشکمچشمی که بود بینم بر روی تو حیران به
هوش مصنوعی: چون آینهٔ چهرهات خطر از اشک من دارد، چشمی که بدون اشک است، بر روی تو حیران و سردرگم است.
چون من ز میان رفتم دامن بکش از یاراندر حشر گرت باشد یک دست به دامان به
هوش مصنوعی: وقتی که من از جمع شما رفتهام، اگر در روز جمعآوری (حشر) بخواهی، باید از دوستان خود فاصله بگیری و اگر بتوانی، یک دست به دامن من بزن.
امشب که همآوازند با غیر سگان توگر محتشم از غیرت کمتر کند افغان به
هوش مصنوعی: امشب که دیگران هم صدای سگها هستند، اگر تو به خاطر غیرت خود از دیگران کم بیاوری و صدایت پایین بیاید، این موضوع برایت خوشایند نخواهد بود.