شمارهٔ ۵۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و غیرت خود اشاره میکند. او با وجود اینکه بر معشوقش خالی از گناه میبیند، اما دلش را از نگاه به دیگران میگیرد و به معشوقش چشم میدوزد. او از درد عشق و حسادت میگوید و به ارتباطات میان خود و معشوقش اشاره میکند که دیگران در این رابطه دخالت میکنند. شاعر تأکید میکند که تنها خدا میتواند از عصمت معشوقش محافظت کند و دلش نسبت به غیرت و عشقش در خون است. در پایان، او از دوستانش میخواهد که در صحبت با او دقت کنند و به ادب رفتار کنند.
گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناهچشم از رویت نبستم روی چشم من سیاه
هوش مصنوعی: هرچند که بر چهرهی معصومیت تو لکهای از گناه مشاهده کردم، اما از زیبایی تو چشم برنداشتم و نگاه من همچنان به توست.
کم نگه کردم که رویت را ندیدم سوی غیرغیرتم بنگر که دیگر میکنم سویت نگاه
هوش مصنوعی: بیش از حد تلاش نکردم که چهرهات را ببینم، اما حالا به دیگران مینگرم و تصمیم دارم دوباره به تو نگاه کنم.
مدعی سررشتهٔ وصلت به چنگ آورده استهست زلف در همت اینک به این مغنی گواه
هوش مصنوعی: مدعی که ادعای اتصال و وصال دارد، به خود میبالد و به زلفهای در هم پیچیدهاش اشاره میکند، در حالی که این مغنی میتواند گواهی بر این ادعا باشد.
غیر پر کید و تو بیقید و من از مجلس برونجز خدا دیگر که پاس عصمتت دارد نگاه
هوش مصنوعی: غیر از تو کسی نمیتواند مراقب تو باشد و من هم از جمع بیرون رفتهام، فقط خداست که میتواند از حریم تو محافظت کند.
حکم غیرت نیست در ملک دلم جاری بلیاز سیاستهای پیشین تایب است این پادشاه
هوش مصنوعی: در دل من، هیچ قانونی به خاطر غیرت وجود ندارد و این مسئله فقط نتیجه تدبیرها و سیاستهای گذشته است که این حاکم بر من اعمال میکند.
گردد ای بت تا کی ازین جنگهای زرگریاز تو ضایع ناوک بیداد و از من تیر آه
هوش مصنوعی: ای جانان، تا کی باید با این دعواهای بیخود و بیفایده بگذرانیم؟ تو فقط آسیب میزنی و من در عذاب و غم و اندوه هستم.
از ته دل با کسان میدار صحبت بعد از آنمیشو از لطف زبانی محتشم را عذر خواه
هوش مصنوعی: پس از آنکه از دل با افراد صحبت کردی، دیگر ادامه نده و با احترام از فردی که به خاطرش صحبت کردی، عذرخواهی کن.