شمارهٔ ۴۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و زیبایی میپردازد و احساساتش را نسبت به محبوبش بیان میکند. او میگوید که در این شب خاص، نگاه معشوق به اوست و هر غفلتی از طرف او قطعاً مصلحتی دارد. زیبایی محبوبش به حدی است که دیگران را به دام میاندازد و وجود او برای شاعر همچون مرگ و زندگی است. شاعر از شوق وصال و نوشیدن شراب یاد میکند و میگوید که ناخودآگاه به گناه عشق آلوده است. او همچنین به درد و غم عشق اشاره دارد و میگوید که محبت محبوبش به او آرامش میدهد. در نهایت، شاعر با اشاراتی به قدرت عشق و جذابیت معشوقش، او را توصیف میکند که همه چیز را در این شب زیبا تحت تأثیر قرار میدهد.
رخش در غیر و چشم التفاتش در من است امشبهزارش مصلحت درهر تغافل کردنست امشب
هوش مصنوعی: امشب، چهره زیبا و دلربای او در دیگران است، ولی نگاهش فقط به من است. امشب هزاران کار برایش در سکوت و بیتوجهی مناسب است.
بتی کز غمزه هر شب دیگری را افکند در خوننگاهی کرد و دانستم که چشمش برمنست امشب
هوش مصنوعی: دختری که با یک نگاه زیبای خود، هر شب باعث میشود دیگری در غم و اندوه بیفتد، امشب به من نگاهی کرد و فهمیدم که توجهش به من است.
تن و جانم فدای نرگس غماز او باداکه از طرز نگاهش فتنه را جان در تنست امشب
هوش مصنوعی: تن و روح من فدای نرگس زیبا و فریبندهاش باشد، چرا که نگاه او امشب به قدری جذاب و گیراست که گویی جان را در بدنم میافکند.
شراب دهشتم دست هوس کوتاه میداردز نقل وصل کاندر بزم خرمن خرمن است امشب
هوش مصنوعی: شراب شادی که به من میدهند، هوس را از دست من دور میکند، زیرا در این مهمانی شب، پر از خوشی و محبت است.
کند بدگوئیم با غیر و من بازی دهم خود راکه دیگر دوست در بند فریب دشمن است امشب
هوش مصنوعی: امشب من خود را مشغول میکنم و با دیگران صحبتهای بد میکنم، در حالی که دوستانم در دام فریب دشمن گرفتار شدهاند.
در اثنای حدیث درد من آن عارض افزودنبرین کز عشقم آگه گشته وجهی روشن است امشب
هوش مصنوعی: در میانه صحبت درباره درد من، آن معشوق به دلایل عشقم آگاهی یافته و چهرهای روشن به خود گرفته است. امشب این موضوع بیشتر مشخص است.
در آغوش خیالش جان غم فرسوده را با اوحجاب اندر میان نازکتر از پیراهنست امشب
هوش مصنوعی: امشب در آغوش خیال او، روحی که از غم خسته شده را با چیزی که همچون حجاب بین ماست، احساس میکنم که نازکتر از یک پیراهن است.
ز بزم شحنه مجلس خدا را برمخیزانمکه نقد وصل دامن دامنم در دامنست امشب
هوش مصنوعی: از مجلس شازده، دلی شاد و دمنوشی میخواهم. امشب در آغوش کشیدن عشق، تمام زندگیام را معطر کرده است.
دو چشم محتشم آماجگاه تیر پی در پیز پاس گوشهای چشم آن صید افکن است امشب
هوش مصنوعی: دو چشم زیبا و با وقار، همچون هدفی است که تیرهای عشق به سمت آن پرتاب میشود. امشب گوشهای آن چشم، میکدهای است که صیادانی در آن به کمین نشستهاند تا شکار خود را بیابند.