شمارهٔ ۴۹
هوش مصنوعی: این شعر احساسات و افکار عمیق شاعر را در مورد عشق و دلتنگی ابراز میکند. شاعر میگوید که امشب دلش به نوعی به محبوبش وابسته است و او حس میکند که ممکن است جانش در خطر باشد. او به گفتگوهایی که ممکن است به مرگش منجر شود اشاره میکند و از بادهای که در جمع دوستان مینوشد به یاد محبوبش میافتد. همچنین، شاعر از زیبایی و سختیهای عشق سخن میگوید و از این که در حال حاضر از محبت محبوب محروم است، ولی همچنان در چشمان دشمنش او را میبیند. این احساسات با تصاویری از عشق، وابستگی و غم در هم آمیخته شده است.
خیالش را به نوعی انس در جان من است امشبکه با این نیم جانیها دو جانم در تنست امشب
هوش مصنوعی: امشب احساس خاصی دارم که وجودم مملو از فکر و خیال اوست. این احساس به قدری عمیق است که حس میکنم دو روح در بدنم وجود دارد.
به صحبت هر که را خواند نهان آرد به قتل آخرمرا هم خوانده گویا نوبت قتل منست امشب
هوش مصنوعی: هر کسی که به سخن او گوش دهد، در نهایت به دسیسهای برای کشتن من منجر خواهد شد. به نظر میرسد امشب نوبت من برای قرار گرفتن در این تله است.
به کف شمشیر و در سر باده چند اغیار را جوئیمرا هم هست جانی کِش غرض خونخوردنست امشب
هوش مصنوعی: با شمشیر در دست و در حال نوشیدن باده، چرا به دنبال دیگران هستی؟ من هم جانم آماده است و هدفم خونریزی است امشب.
ز بدمستی به مجلس دستم اندر گردن افکندیاگر من جان برم صدخونت اندر گردنست امشب
هوش مصنوعی: اگر به خاطر مستی به گردن من دست انداختی، باید بدانی که اگر من بمیرم، تمام خون تو به گردن من خواهد بود. امشب حال و هوای خاصی دارم.
سری کز باده بودی بر سر دوش سرافرازانبه هشیاری من افتاده را در دامنست امشب
هوش مصنوعی: سر و چهرهای که از نشئگی باده میدرخشد، بر دوش سربازان شجاع و دلیر است، اما حالا من در حالت هشیاری و واقعیت، این زیبایی را در آغوش خود دارم.
سرم کوبند اگر چون زر بهم باشد به مهر اوکه دل اسرار آن طرفه عیار مخزنست امشب
هوش مصنوعی: اگر سرم را به زمین بکوبند، اما محبت او در قلبم باشد، برایم مهم نیست. چون دل من مانند خزانهای پر از اسرار است که امشب با زیباییهای خاص خودش در آن نهفته است.
ز بزم دوست محروم از زبان خود شدم اماچهها دربارهٔ من بر زبان دشمن است امشب
هوش مصنوعی: من از محفل دوست بیبهرهام و زبانم بند آمده، اما میشنوم که دشمنان چه حرفها و اظهاراتی درباره من دارند امشب.
از آن خلعت که بر قد رقیب از لطف میدوزیهزارم سوزن الماس در پیراهن است امشب
هوش مصنوعی: امشب آن چادری که بابت زیبایی رقیب بر تن میکنی، به قدری زیبا و ارزشمند است که هزاران سوزن الماس در زیر آن پنهان است.
دمی بر محتشم پیما می دیدار ای ساقیکه ذوقش جرعه خواه از باده مردافکن است امشب
هوش مصنوعی: لحظهای به محتشم نگاه کن ای ساقی، زیرا امشب ذوق و شوق او به قدری است که میخواهد از شراب ناب و دلنشین بنوشد.