شمارهٔ ۱۲۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و جنون است که شاعر به شدت تحت تأثیر این احساسات قرار گرفته است. او بیان میکند که عشق، همانند دیوی، او را گرفته و دچار بیماری روحی کرده است. دل او مملو از درد و غم است و به نوعی تفرقه و جدایی را حس میکند. عشق او به معشوق، سینهاش را مانند خنجری شکافته و زندگیاش را به نوعی تحت تأثیر قرار داده است. همچنین، شاعر به چالشهای زندگی و سرنوشتش اشاره میکند و این که عشق او باعث شده تا احساس ضعف و زبونی کند. در نهایت، او به راز عشق و تأثیر عمیق آن بر خود میپردازد.
حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفتای دل بدخواه من مژده که خونم گرفت
هوش مصنوعی: زیبایی معشوق تجلی کرد و من در دام عشق او گرفتار شدم. ای دل نگران، خوش خبر باش که عشق من مرا به شدت به درد آورده است.
من که شب غم زدم بس خم از اقلیم عشقتفرقه چونم شناخت حادثه چونم گرفت
هوش مصنوعی: من که در شبهای غم، درد زیادی از عشق و جدایی را تجربه کردم، حالا میدانم که این جدایی چه بلایی به سرم آورده و چه تجربهای پشت سر گذاشتم.
خنجر جور توام سینه به نوعی شکافتکاب دو چشم از برون راه درونم گرفت
هوش مصنوعی: خنجر ظالمانهات سینهام را به نوعی بریده و دو چشمانم از بیرون، راهی به درونم پیدا کرده است.
بهر رضای توام چرخ ز قصر حیاتخواست به زیر افکند بخت نگونم گرفت
هوش مصنوعی: برای خوشنودی تو، چرخ روزگار از قصر زندگیام خواست و مرا به زیر افکند و بخت شومم را در دست گرفت.
هیچ گه از جرم عشق گرم به خونم نگشتخوی تو در عاشقی بس که زبونم گرفت
هوش مصنوعی: هیچگاه به خاطر عشق، دل و جانم در آتش دردم نسوخت. خوی تو در مسیر عاشقی به قدری مرا تحت تاثیر قرار داد که زبانم را بند آورد.
عشق که تسخیر من از خم زلف تو کرددر خم من سالها داشت کنونم گرفت
هوش مصنوعی: عشق من را که به بند زلف تو کشیده، سالها در من به انتظار نشسته بود، حالا به طور ناگهانی مرا تسخیر کرده است.
محتشم از مردمان بود دل من رمانرام پری چون شدم گرنه جنونم گرفت
هوش مصنوعی: دل من تا زمانی که با انسانهای خوب و ملاحظهکار بود، آرام و راحت بود. اما وقتی به دنیا و کارهای پریشانکننده او نزدیک شدم، دچار جنون و آشفتگی شدم.