شمارهٔ ۱۴۴
هوش مصنوعی: این شعر توصیف احوالات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق است. شاعر از جذابیت و زیبایی معشوق خود سخن میگوید که موجب شده است عقل او زایل شود و شکایت از آزارهای ناشی از این عشق دارد. او به معشوق انتقاد میکند که بدون توجه به ویرانی که بر روح و جان او میآورد، همچنان به ناز و عشوهگری خود ادامه میدهد. شاعر همچنین به عواقب این عشق و اینکه خداوند از معشوق چنان که برای جهان کرده، حساب خواهد کشید، اشاره میکند. در نهایت، او به احساسات خود و سختیهای عشق میپردازد و اشاره دارد که دیگر نمیتواند به راحتی احساساتش را بیان کند.
زهی طغیان حسنت بر شکیب کار من باعثظهورت بر زوال عقل دعوی دار من باعث
هوش مصنوعی: زیبایی تو به قدری زیاد است که صبر من را به طغیان میآورد و خود را به رخ میکشم. این وضعیت، دلیل زوال عقل و از دست دادن استدلال من است.
ندانم از تو هر چند از ستم فرمائی آزارمکه آن حسن ستم فرماست بر آزار من باعث
هوش مصنوعی: من نمیدانم چرا با اینکه از تو میرانم، همچنان آزارم میدهی، اما آن زیبایی که در ستم تو وجود دارد، سبب آزار من شده است.
تو تا غایت نبودی خانمان ویران کن مردمتو را شد بر تطاول پستی دیوار من باعث
هوش مصنوعی: تو زمانی که در سختی و بحران به سر میبردی، خانهات را ویران کرد، اما اکنون مردم به خاطر تو و کارهای ناپسندت، بر دیوار من که نشانهی بلند پروازیام است، خیره شدهاند.
ز کسر حرمت دوشم چه خود را دور میداریکه ایمای تو شد بر جرات اغیار من باعث
هوش مصنوعی: به خاطر از دست رفتن احترام و حیثیت خود دیشب، چرا خود را از دیگران دور نگه میداری؟ زیرا نشانهای از تو باعث جرات و جسارت دیگران در برابر من شده است.
خدا خون جهانی از تو خواهد خواست چون کردهجهان را بر خرابی دیدهٔ خونبار من باعث
هوش مصنوعی: خدا بابت ظلم و ویرانیای که در دنیا دیده شده، از تو پاسخ خواهد خواست، زیرا تو باعث این خرابیها و درد و رنجها بودهای.
دگر در عشوه خواهم کرد گم ضبط زبان تا کیشود لطف کمت بر رنجش بسیار من باعث
هوش مصنوعی: دیگر با ناز و ادا رفتار میکنم و زبانم را در کنترل خود میگیرم تا ببینم محبت تو چه زمانی به رنجهای فراوان من پاسخ میدهد.
سبک کردم عیار خویش از این غافل که خواهد شدبر استیلای نازش خفت مقدار من باعث
هوش مصنوعی: من به خاطر ناز و زیبایی او، خود را سبک و بیاهمیت فرض کردهام بدون آنکه بدانم این کار باعث میشود که ارزش من کم شود.
گره بر رشتهٔ ذکر ملایک میتواند زدسر زلفت که شد بر بستن زنار من باعث
هوش مصنوعی: اگر ملایکه بتوانند گرهای بر یاد و ذکر تو بزنند، پس چطور میشود که زلفهای تو، باعث بسته شدن زنجیر من شدهاند؟
گزیدم صد ره انگشت تحیر چون ز محرومیبه زیر تیغ شد بر زخم او زنهار من باعث
هوش مصنوعی: من به خاطر سختیها و مشکلاتی که دارم، بارها حیرتزده شدم. من میدانم که آن زخم ناشی از بیپناهی و عدم حمایت است و از این بابت میخواهم از او بخواهم که مرا به حال خود رها کند.
ز ذوق امروز مردم حال غیر از وی چو پرسیدمکه بر اعراض پنهانی شد استغفار من باعث
هوش مصنوعی: امروز مردم به شادی و خوشحالی مشغولند و وقتی از او پرسیدم، متوجه شدم که علت دوری او از من، ندامت و پشیمانی من است.
غم او محتشم بستی در نطقم اگر گهنگشتی اقتضای طبع بر گفتار من باعث
هوش مصنوعی: غم او به شدت در کلام من حس میشود، اگر گاهی هم نتوانستهام آن را به خوبی بیان کنم، خود طبیعت و روحیات من به گفتارم تأثیر میگذارد.