شمارهٔ ۱۵۴
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و افکار شاعر درباره عشق و زیبایی میپردازد. شاعر به عشق خود و دلبستگی به معشوق اشاره کرده و میگوید که همه اصول و آداب عشق ورزی قدیمی و منسوخ شدهاند. او بیان میکند که حسادت و داستانهای معروف دیگر در برابر عشق او بیمعناست و نیز درد و رنجش که در گذشته داشت، اکنون داستانهایی که دیگران دارند، بیاهمیت به نظر میرسند. در نهایت، شاعر به تازگی و اهمیت شعر خود اشاره میکند و میگوید که دیگر شاعران و آثارشان هم تحت تأثیر او قرار گرفته و قدیمی شدهاند.
زهی به دور تو آئین دلبران منسوخز طور تازه تو طور دیگران منسوخ
هوش مصنوعی: ای کاش دور تو، قوانین عاشقانهی دلبران قدیمی دیگر ارزشی ندارند و زیبایی و تازگی تو همه چیز را تحتالشعاع قرار داده است.
ز شهرت حسد اهل حسن بر تو شدهحدیث یوسف و رشک برادران منسوخ
هوش مصنوعی: به خاطر شهرت تو، حسادت کسانی که به زیبایی تو غبطه میخورند، داستان یوسف و حسد برادرانش را یادآوری میکند، اما این داستان دیگر کهنه شده است.
دلم نهاد بنای محبت چو توئیمحبت دگران شد بنا بر آن منسوخ
هوش مصنوعی: دل من پایهگذار عشق و محبت تو شده است، اما حالا محبت دیگران بر اساس محبت تو از بین رفته است.
حدیث درد مرا دهر در میان انداختکه شد حدیث دگر درد پروران منسوخ
هوش مصنوعی: زندگی و زمانه، داستان درد و رنج من را به خود مشغول کرده است و این وضعیت به گونهای شده که قصههای دیگر از رنج و سختیها، فراموش و بیاهمیت شدهاند.
لب زمانه به حرف سمنبری جنبیدکه ساخت حرف تمام سمن بران منسوخ
هوش مصنوعی: زمانه به سخن درآمد که دیگر حرفهای مربوط به سمنبران (عطاری) قدیمی شده و دیگر مورد استفاده نیست.
خبر نداری از آن چاکری که خواهد کردبر تو خدمت صد ساله چاکران منسوخ
هوش مصنوعی: تو از چاکری که میخواهد به تو خدمت کند، هیچ اطلاعی نداری، در حالی که این خدمتگزاری قدیمی و از مد افتاده است.
هنوز محتشم این نظم تازه شهرت بودکه گشت نظم جمیع سخنوران منسوخ
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که تا زمانی که محتشم به سرودن اشعار جدید و زیبا ادامه میداد، دیگر شعرها و آثار سایر شاعران به فراموشی سپرده میشد. یعنی نوآوری و زیبایی کار او به قدری زیاد بود که توجه و محبوبیت آن تمام آثار پیشین را تحتالشعاع قرار داد.